موضوعات = مالی
مالی

تشخیص ناهنجاری در داده‌های گزارش تعهدات معامله‌گران (COT) با استفاده از رویکرد یادگیری منیفلد

دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 22-41

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.247779

پرستو کعبی نژاد، سارا ناشر احکامی

چکیده هدف: هدف این پژوهش ارایه یک چارچوب جامع برای شناسایی ناهنجاری‌ها در داده‌های گزارش تعهدات معامله‌گران و بررسی نقش آن‌ها در شناسایی روندهای اقتصادی، اختلالات بازار و تغییرات ناگهانی است.
روش‌شناسی پژوهش: در این مطالعه، پس از پیش‌پردازش داده‌های COT، روش‌های آماری شامل نمره استاندارد و دامنه بین‌چارکی با الگوریتم‌های یادگیری ماشین شامل جنگل ایزوله و ماشین بردار پشتیبان تک‌کلاسه ترکیب شدند. سپس با استفاده از یک راهبرد اجماعی، نقاطی که توسط تمامی روش‌ها به‌عنوان ناهنجار شناسایی شده بودند استخراج شدند. در ادامه، روش‌های کاهش بعد خطی و غیرخطی، PCA، ایزومپ، Umap و LLE را بر مجموعه داده‌هایCOT اعمال نمودیم و سپس الگوریتم‌های ماشین بردار پشتیبان تک کلاسه، عامل پرت محلی، جنگل ایزوله و k-means را برای تشخیص ناهنجاری‌ها پیاده‌سازی نموده‌ایم.
یافته‎ها: نتایج نشان داد که ناهنجاری‌های شناسایی‌شده از نظر زمانی با برخی از رویدادهای برجسته اقتصاد کلان، از جمله بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ و شوک اقتصادی ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰، هم‌زمانی و تطابق قابل‌توجهی دارند. همچنین، رویکرد اجماعی مبتنی بر اشتراک خروجی الگوریتم‌ها توانست با پالایش هشدارهای ناشی از حساسیت‌های منفردِ هر روش، زیرمجموعه‌ای متمرکز شامل ۱۶۳۸ مشاهده با بالاترین میزان توافق میان‌الگوریتمی استخراج کند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با تلفیق روش‌های آماری، یادگیری ماشین و یادگیری منیفلد، چارچوبی دقیق و قابل‌اعتماد برای تحلیل داده‌های پیچیده بازارهای مالی ارایه می‌دهد و زمینه توسعه داشبوردهای تعاملی برای پایش بازار را فراهم می‌کند.

مالی

پارادوکس توکنیزه‌سازی اوراق قرضه: فراترکیبی از مزایا، موانع نظارتی و بازآفرینی واسطه‌گری در بازارهای مالی

دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 63-88

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.585046.1186

محسن قریحه

چکیده هدف: توکنیزه‌سازی اوراق قرضه با وعده‌های گسترده‌ای چون افزایش نقدینگی، کاهش هزینه‌های تراکنش و... همراه بوده است. با این حال، ادبیات موجود پراکنده و گاه متعارض است و تصویری جامع از اثرات واقعی این پدیده ارایه نمی‌دهد. هدف این پژوهش، یکپارچه‌سازی نظام‌مند یافته‌ها و ارایه تحلیلی کل‌نگر از مزایا، موانع و تاثیرات ساختاری توکنیزه‌سازی بر بازار اوراق قرضه است
روش‌شناسی پژوهش: این مطالعه با روش فراترکیب و بر اساس الگوی سندلوسکی انجام شد. از میان مقالات شناسایی‌شده، ۲۵ مقاله با ابزارCASP ارزیابی کیفی و از طریق سنتز موضوعی در سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی مضامین توصیفی و توسعه مضامین تحلیلی، ترکیب گردیدند. پایایی یافته‌ها با ضریب کاپای کوهن، ضریب همبستگی درون‌رده‌ای و پنل خبرگان تایید شد.
یافته‌ها: سه مضمون فراگیر استخراج گردید: 1- مزایای عملی شامل کاهش زمان تسویه و هزینه‌های تراکنش، هرچند افزایش نقدینگی محقق نشده است؛ 2- هزارتوی نظارتی شامل ابهامات حقوقی و پراکندگی چارچوب‌های قانونی که چرخه معیوبی از عدم‌قطعیت می‌آفریند و 3- تکامل ساختاری بازار که بیانگر پارادوکسی اساسی است: فناوری غیرمتمرکز به حذف واسطه‌ها منتهی نشده، بلکه به بازآفرینی آن‌ها در مدل‌های هیبریدی انجامیده است.
اصالت/ارزش افزوده علمی : پژوهش‌های قبلی به‌صورت جزیره‌ای بر کارایی، نظارت یا ساختار فنی متمرکز بوده‌اند. این مطالعه برای نخستین بار این سه جریان را در چارچوبی یکپارچه تلفیق کرده و «پارادوکس حاکمیت» را کشف می‌کند: مزایای فناورانه تحت‌فشار موانع نظارتی، به بازآفرینی واسطه‌ها به‌جای حذف آن‌ها می‌انجامد. این چرخه بازخوردی، نوآوری نظری اصلی مقاله بوده و با تبیین تکامل هیبریدی بازارها، نقشه راهی برای سیاست‌گذاران فراهم می‌آورد.

مالی

فراتحلیلی بر کارایی بازارهای آتی و عوامل واگرایی نتایج مطالعات

دوره 3، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 280-296

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.243003

فاطمه اسحاقی حسن آبادی، سعید فتحی

چکیده هدف: هدف این مقاله ارزیابی کارایی بازار آتی، به‌ویژه در زمینه توانایی قیمت‌های آتی در پیش‌بینی بدون تورش قیمت نقد سررسید پیش از تاریخ سررسید است. با توجه به وجود نتایج متناقض و ناهمگون در مطالعات تجربی پیشین، این پژوهش با استفاده از رویکرد فراتحلیل به دنبال تبیین و روشن‌سازی این اختلاف نتایج است.
روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش از روش فراتحلیل برای تجمیع نظام‌مند و کمی نتایج مطالعات تجربی استفاده شده است. در این راستا، مطالعات منتشرشده در بازه زمانی 1970 تا 2020 که به بررسی قابلیت پیش‌بینی قیمت نقد سررسید توسط قیمت آتی پرداخته‌اند، گردآوری شدند. پس از غربال‌گری، 15 مقاله تجربی شامل 152371 مشاهده و 455 اندازه اثر در تحلیل نهایی وارد شدند. نتایج این مطالعات به‌صورت آماری تجمیع و تحلیل شد تا جمع‌بندی کلی درباره کارایی بازار آتی ارایه گردد.
یافته‎ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که بازار آتی به‌طور کامل کارا نیست، زیرا قیمت‌های آتی پیش از سررسید قادر به پیش‌بینی بدون تورش قیمت نقد سررسید نیستند؛ همچنین، ناهمگنی نتایج مطالعات پیشین تحت تاثیر عواملی مانند نوع کشور، نوع دارایی پایه، زمان باقی‌مانده تا سررسید، افق زمانی مطالعه و تواتر داده‌ها قرار دارد. این عوامل نقش مهمی در تبیین تفاوت نتایج پژوهش‌های پیشین دارند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک تحلیل جامع و یکپارچه از کارایی بازار آتی از طریق فراتحلیل، به ادبیات موجود کمک می‌کند. همچنین نقش عوامل زمینه‌ای و ساختاری در توضیح تفاوت نتایج مطالعات پیشین را برجسته کرده و شواهد قوی‌تری درباره وضعیت کارایی بازارهای آتی ارایه می‌دهد [1].

مالی

بررسی نقش میانجی خودکارآمدی مالی بر رابطه بین سواد مالی با رفتار سرمایه‌گذاری افراد

دوره 3، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 318-329

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.243169

امیر رضا رضوی، ملیحه میرحسینی

چکیده هدف: هدف پژوهش بررسی نقش سواد مالی در بهبود رفتار سرمایه‌گذاری افراد و افزایش خودکارآمدی مالی است تا اهمیت ارتقا سواد مالی در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری مشخص شود.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی–پیمایشی و کاربردی بوده و در نیمه اول سال ۱۴۰۴ انجام شده است. جامعه آماری سرمایه‌گذاران حقیقی بورس یزد بوده و ۳۸۴ نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با پرسش‌نامه استاندارد جمع‌آوری و با روش PLS و نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شدند.
یافته‎ها: نتایج نشان داد سواد مالی تأثیر مثبت و معنادار بر رفتار سرمایه‌گذاری و خودکارآمدی مالی دارد. همچنین خودکارآمدی مالی نیز بر رفتار سرمایه‌گذاری اثر مثبت و معناداری دارد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش نقش هم‌زمان سواد مالی و خودکارآمدی مالی را در شکل‌گیری رفتار سرمایه‌گذاری بررسی کرده و شواهد تجربی جدیدی در زمینه اهمیت آموزش مالی در بهبود تصمیم‌های سرمایه‌گذاری ارایه می‌دهد.





 

مالی

نقش حاکمیت شرکتی در تعدیل اثر پیچیدگی صورت‌های مالی بر تامین مالی و سلامت مالی پایدار شرکت‌ها

دوره 3، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 330-344

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.243179

حسین کاظم‌زاده زازرانی

چکیده هدف: هدف این مقاله بررسی نقش حاکمیت شرکتی در تعدیل رابطه بین پیچیدگی صورت‌های مالی و تامین مالی شرکت‌ها به‌عنوان یکی از شاخص‌های سلامت مالی پایدار است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش با استفاده از داده‌های 236 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1392 تا 1401 و به‌کارگیری مدل رگرسیون داده‌های تابلویی انجام شده است. پیچیدگی صورت‌های مالی با شاخص فوگ و تعداد صفحات گزارش‌ها و تامین مالی با میزان استقراض بانکی اندازه‌گیری شده است.
یافته‎ها: نتایج نشان می‌دهد که پیچیدگی صورت‌های مالی بر تامین مالی شرکت‌ها اثر معناداری دارد، اما حاکمیت شرکتی نقش تعدیل‌کننده معناداری در این رابطه ایفا نمی‌کند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با تمرکز بر بازارهای نوظهور نشان می‌دهد که حاکمیت شرکتی توان تعدیل اثر پیچیدگی گزارشگری مالی بر تامین مالی را ندارد و بینشی درباره اثر ساختار گزارشگری بر دسترسی به منابع مالی ارایه می‌دهد.

مالی

طراحی الگویی بومی برای تخصیص دارایی پویا: ارتقای معنادار بازده تعدیل شده با ریسک با مدل ترکیبی پیرو روندی و تکانه‌ای در بازارهای سهام، طلا و ارز

دوره 3، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 233-248

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.554610.1174

محسن گل سرخ حق، امیرحسین نژادکورکی، بهنام عبدی

چکیده هدف: این مقاله با هدف طراحی و ارزیابی یک الگوی بومی تخصیص دارایی پویا بر مبنای معیارهای کمی، عملکرد استراتژی‌های ایستا را در محیط پرتلاطم بازار دارایی‌های ایران به چالش می‌کشد. با توجه به ناکارآمدی رویکردهای تخصیص ایستا در مدیریت ریسک و بهره‌برداری از فرصت‌ها در شرایط متغیر اقتصادی، الگوی پیشنهادی یک چارچوب تصمیم‌گیری دوسطحی را معرفی می‌کند که عناصر پیرو روند (Trend-Following) و تکانه نسبی را ترکیب می‌نماید.
روش‌شناسی پژوهش: داده‌های ماهانه چهار طبقه دارایی اصلی (شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران، سکه امامی، دلار آمریکا در بازار آزاد و صندوق درآمد ثابت) در بازه زمانی مهر ۱۳۹۳ تا شهریور ۱۴۰۴ مورد استفاده قرار گرفتند. مکانیسم تخصیص پویا بر اساس میانگین متحرک ساده شش‌ماهه (6-Month SMA) برای فیلتر کردن رژیم ریسک طراحی شد: اگر هیچ دارایی ریسکی سیگنال "خرید" نداشت، %100 وجوه به دارایی امن (صندوق درآمد ثابت) منتقل می‌شود؛ در غیر این صورت، %100 وجوه بر اساس بازده‌های نسبی دوره‌ی قبل بین دارایی‌های ریسکی فعال‌شده توزیع می‌گردد. عملکرد استراتژی با استفاده از معیارهای نسبت شارپ (Sharpe Ratio) نسبت کالمار (Calmar Ratio) و افت بیشینه (Max Drawdown) در مقایسه با استراتژی‌های خرید و نگه‌داری تک دارایی ارزیابی شد.
یافته‎ها: نتایج نشان داد که استراتژی تخصیص پویا، علی‌رغم عدم کسب بالاترین بازده مطلق، توانست بهترین عملکرد تعدیل ‌شده با ریسک را به ثبت برساند. این استراتژی با ثبت کمترین افت بیشینه (%25-) و بالاترین نسبت کالمار (1.78) در مقایسه با شاخص کل (افت بیشینه %40- و نسبت کالمار 1.01) و سکه (افت بیشینه %32- و نسبت کالمار 1.61)، مقاومت چشمگیری در برابر ریسک نزولی از خود نشان داد. همچنین، نسبت شارپ استراتژی پویا (1.34) به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران (0.95) بود. یک آزمون آماری (آزمون جابسون-کورکی با اصلاح ممل) نشان داد که تفاوت نسبت شارپ میان استراتژی پویا و شاخص کل بورس در سطح اطمینان %99 معنادار است (با آماره Z برابر 4.11 و مقدار p-value  بسیار کوچک 0.00004).
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: اصالت این پژوهش در طراحی یک الگوی بومی و دوسطحی تخصیص دارایی پویا نهفته است که به‌طور منحصربه‌فردی قواعد ساده پیرو روند و تکانه نسبی را برای بازارهای دارایی دارای تلاطم ترکیب می‌کند. ارزش آن با دستیابی به عملکرد تعدیل ‌شده با ریسک برتر و کاهش چشمگیر ریسک دنباله در مقایسه با استراتژی‌های ایستا اثبات می‌شود. این الگو یک چارچوب عملی و مبتنی بر شواهد برای نهادهای مالی داخلی فراهم می‌کند تا کارایی و انعطاف‌پذیری سرمایه‌گذاری خود را بهبود بخشند.

مالی

طراحی و اعتبارسنجی مدل کسب‌وکار پلتفرمی برای یکپارچه‌سازی خدمات مالی در گروه‌های بانکی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 249-263

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.235806

محمد قنبری، امیر فراهانی، شعله اصلی، سعید رحیمیان

چکیده هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل کسب‌وکار پلتفرمی برای یک گروه مالی بانکی انجام شده است. چالش اصلی، نبود چارچوبی یکپارچه برای هماهنگی شرکت‌های تابعه و خلق ارزش مشترک در زنجیره خدمات مالی است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد ترکیبی استفاده کرده است؛ ابتدا با مرور نظام‌مند ادبیات، مولفه‌های نظری مدل استخراج شد. سپس با استفاده ازنظر 23 خبره حوزه بانکداری دیجیتال و فناوری مالی، مولفه‌ها تایید گردید. در مرحله بعد، روابط علی میان مولفه‌ها با روش DEMATEL تحلیل و ساختار سلسله‌مراتبی مدل با ISM تعیین شد. درنهایت، وزن و اهمیت نسبی مولفه‌ها توسط DANP محاسبه گردید.
یافته‎ها: نتایج نشان داد حاکمیت پلتفرم، ارزش پیشنهادی، فعالیت‌های کلیدی و کانال‌ها بیشترین اهمیت نسبی را در مدل دارند و ستون فقرات منطق پلتفرمی گروه مالی را تشکیل می‌دهند. درعین‌حال، مولفه‌های حاکمیتی شامل حاکمیت داده و رگولاتور بیش از آن‌که به‌عنوان پیشران مستقیم در شبکه روابط ظاهر شوند، در نقش قیود و چارچوب‌های کلان حاکم بر اکوسیستم پلتفرمی عمل می‌کنند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: مدل نهایی ارایه‌شده می‌تواند به‌عنوان چارچوبی برای طراحی، پیاده‌سازی و مدیریت پلتفرم‌های مالی در گروه‌های بانکی به‌کار رود و نشان می‌دهد هم‌افزایی میان شرکت‌های مالی تنها زمانی محقق می‌شود که لایه‌های حاکمیت و داده به‌طورجدی تقویت شده و تجربه مشتری به‌صورت یکپارچه و شخصی‌سازی‌شده طراحی شود.

مالی

تجربه مدیران رده بالایی و ساختار سرمایه بانک‏‌ها: شواهد تجربی بورس ایران

دوره 3، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 264-279

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.537816.1164

احسان رجبی، مسعود امینی

چکیده هدف: توانایی مدیریت بخشی از سرمایه انسانی شرکت‌ها است و به‌عنوان بخشی از دارایی نامشهود طبقه‏‌بندی می­‌شود. توانایی مدیریتی بالاتر می‏‌تواند منجر به مدیریت کاراتر فعالیت‏‌های شرکت شود، به‌ویژه در دوره‎های بحرانی عملیات که تصمیم‏گیری‏‌های مدیریتی می‏‌تواند تاثیر بسزایی بر عملکرد شرکت داشته باشد. انتظار می‏‌رود مدیران توانا بر ساختار سرمایه شرکت‌ها و سرعت تعدیل آن تاثیرگذار باشند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر تجربه مدیران رده بالایی بر ساختار سرمایه بانک‏‌های فهرست شده در بورس اوراق بهادار ایران است.
روش‌شناسی پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، شامل 18 بانک و در دوره 1402-1398 است و از روش حذف سیستماتیک برای نمونه‏‌گیری و از روش رگرسیونی گشتاورهای تعمیم‌یافته برای برآورد مدل پژوهش استفاده شده است.
یافته‎ها: نتایج تحقیق نشان داد که تجربه مدیران رده بالایی تاثیر مثبتی بر تعدیل ساختار سرمایه بانک‌ها دارد. مدیران باتجربه با مدیریت بهتر منابع سازمان، بهره‏وری بالاتری را ایجاد، کمتر دست به مدیریت سود می‌‏زنند و بنابراین، کیفیت اقلام تعهدی آن‌ها، بالاتر است. درنتیجه می‏‌توان انتظار داشت که تجربه مدیران رده بالایی بر ارزش دفتری کل بدهی­‌های بلندمدت که شاخصی از ساختار سرمایه است تاثیرگذار باشد. شرکت‌های با مدیران تواناتر، به‌احتمال بیشتری بازده بالاتری کسب می‌کنند و این بازده بالاتر می‌تواند به‌عنوان سپری در مقابل خطر پرتفوی عمل کند. لذا، چنین شرکت‌هایی وضعیت بهتری برای استفاده از بدهی به‌جای افزایش سرمایه ‌دارند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش مولفه‏‌های مهارت‌های مدیریتی را از ساختار سرمایه جدا می‏‌کند و این امکان را فراهم می‏‌آورد که مهارت‌های مدیران ارشد (مانند تجربه) به‌طور مستقیم بر ساختار سرمایه شرکت تاثیر بگذارد. استفاده از شاخص میزان سال‏‌های تجربه مدیران ارشد بانک و استفاده از تئوری نمایندگی و تئوری توازن در به حداکثر رساندن مزایای بدهی سپر مالیاتی در ساختار سرمایه بانک از وجوه تمایز این پژوهش با سایرین است.

مالی

تاثیر کیفیت حکمرانی بر جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران: تحلیل سری زمانی با رویکرد ARDL

دوره 3، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 135-147

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.544433.1171

سیدرضا ضعیف السادات، سحر رفیعی

چکیده هدف: این مطالعه به بررسی تاثیر کیفیت حکمرانی، فساد و متغیرهای کلان اقتصادی منتخب بر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، با تمرکز ویژه بر ایران می‌پردازد. اهمیت این تحقیق در این واقعیت نهفته است که کیفیت نهادی و کنترل فساد از عوامل تعیین‌کننده مهم جریان‌های ورودی سرمایه‌گذاری خارجی هستند و نقش حیاتی در توسعه مالی و رشد اقتصادی بلندمدت ایفا می‌کنند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از مدل خود توضیح با وقفه توزیعی (ARDL) در طول دوره مطالعه استفاده شد. علاوه بر این، آزمون‌های تشخیصی، از جمله CUSUM و CUSUMSQ، پایداری ضرایب تخمینی را تایید کردند که نشان می‌دهد روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت مدل قوی هستند.
روش‌شناسی: برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از مدل خود توضیح با وقفه توزیعی (ARDL) در دوره مطالعه استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تجربی نشان می‌دهد که نرخ ارز و اثر تاخیری FDI تاثیر مثبت و آماری معنی‌داری بر جریان‌های ورودی FDI دارند. در مقابل، تورم و شاخص‌های حکمرانی ضعیف تاثیر منفی بر جذب سرمایه‌گذاری خارجی دارند، در حالی‌که تاثیر هزینه‌های دولت ناچیز بود. علاوه بر این، شاخص ادراک فساد تداوم چالش‌های نهادی در ایران را برجسته می‌کند که همچنان مانعی جدی برای ورود پایدار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی هستند. در مجموع، یافته‌ها تاکید می‌کنند که بهبود حکمرانی و کاهش فساد پیش‌نیازهای توسعه مالی و تقویت ورود سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران هستند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این مطالعه با ادغام شاخص‌های کیفیت نهادی، فساد و ثبات اقتصاد کلان در یک چارچوب اقتصادسنجی یکپارچه برای ایران، ارزش علمی جدیدی ارایه می‌دهد. در حالی‌که بسیاری از ادبیات موجود تا حد زیادی ابعاد نهادی را نادیده گرفته‌اند، این تحقیق شواهد جدیدی ارایه می‌دهد که اصلاحات ساختاری با هدف افزایش شفافیت و کارایی حکمرانی می‌تواند ظرفیت ایران را برای جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به‌طور قابل‌توجهی بهبود بخشد.

مالی

تاثیر گزارشگری پایداری بر احساسات و توجه سرمایه‌گذاران با تاکید بر راهبرد تجاری

دوره 3، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 148-165

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.547384.1172

ابوالفضل گل‌محمدی، محمدرضا عباسی استمال

چکیده هدف: نقش احساسات و عواطف سرمایه‌گذاران و همچنین توجه آن‌ها در بازارهای مالی مهم و حیاتی بوده و می‌تواند سرنوشت آن‌ها را دگرگون کرده و بر روند حرکت بازار نیز موثر واقع شود. از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر احساسات و توجه سرمایه‌گذاران، گزارشگری پایداری است. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر گزارشگری پایداری بر احساسات و توجه سرمایه‌گذاران با تاکید بر راهبرد تجاری می‌پردازد.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش‌شناسی همبستگی از نوع علی (پس رویدادی) می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه­گیری حذف سیستماتیک، 151 شرکت به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب‌شده در دوره‌ زمانی 6 ساله بین سال‌های 1397 تا 1402 موردبررسی قرار گرفتند. روش مورداستفاده جهت جمع‌آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای بوده و داده‌های مربوط برای اندازه‌گیری متغیرها از سایت کدال و صورت‌های مالی شرکت‌ها جمع‌آوری ‌شده و در اکسل محاسبات اولیه صورت‌ گرفته، سپس برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از نرم‌افزار استاتا استفاده شده است.
یافته‎ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که گزارشگری پایداری بر احساسات سرمایه‌گذاران تاثیر مستقیم دارد. همچنین، گزارشگری پایداری بر توجه سرمایه‌گذاران تاثیر مستقیم دارد. با این وجود، راهبرد تجاری بر ارتباط بین گزارشگری پایداری و احساسات سرمایه‌گذاران تاثیر ندارد. همچنین، راهبرد تجاری بر ارتباط بین گزارشگری پایداری و توجه سرمایه‌گذاران تاثیر ندارد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: با توجه به ارایه اطلاعات جامع و فراتر از عوامل مالی در گزارشگری پایداری، این نوع گزارشگری اهمیت زیادی پیدا کرده و به‌عنوان یک ملاحظات کلیدی برای سرمایه‌گذاران و ذینفعان شده است که می‌تواند بر توجه و احساسات سرمایه‌گذاران اثرات قابل‌توجهی بگذارد.

مالی

بررسی ارتباطات تلاطمات دارایی‌های بورسی بانک سپه با یکدیگر

دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 13-27

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.500831.1151

محمدعلی زمانی، امیر فراهانی، شیما زارع

چکیده هدف: مدیریت پرتفوی و ریسک از مهم‌ترین مباحث در حوزه سرمایه‌گذاری است که به تصمیم‌گیری بهینه در خصوص ترکیب دارایی‌ها و کنترل ریسک‌های مرتبط با آن می‌پردازد. در این راستا، شناسایی و تحلیل ارتباطات متقابل و همبستگی بین دارایی‌ها نقش کلیدی در کاهش نوسانات و مدیریت ریسک دارد. پژوهش حاضر به بررسی ارتباطات تلاطمات دارایی‏‌های بورسی شرکت مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید به‌عنوان بزرگ‌ترین دارایی بانک سپه با یکدیگر می‌‏پردازد.
روش‌شناسی پژوهش: برای بررسی ارتباطات شبکه، بازدهی روزانه سهام منتخب موجود در پرتفوی شرکت مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شده و بررسی ارتباط تلاطمات صورت گرفته است. روش مورداستفاده برای بررسی تلاطمات مدل خود رگرسیون برداری بوده که از طریق استخراج جدول تجزیه واریانس از این مدل، ارتباطات در سطح سیستم بررسی می‌‏شوند. بازه زمانی موردبررسی از ابتدای فروردین‌ماه سال 1398 تا پایان شهریورماه سال 1402 بوده است.
یافته‌ها: بر اساس نتایج به‌دست ‌آمده از پژوهش، تغییرات بازدهی نمادهای کگل، کگهر و کچاد بیشترین تاثیر را بر بازدهی شرکت‌های پرتفوی گروه مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید به‌عنوان بزرگ‌ترین دارایی بورسی بانک سپه می‌‏گذارد و نمادهای کگل، وسپه و کچاد بیشترین تاثیر را از تغییرات بازدهی شرکت‏‌های پرتفوی گروه مدیریت سرمایه‏‌گذاری امید می‌‏پذیرند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: پژوهش حاضر با مطالعه شبکه ارتباطات پرتفوی شرکت مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید، روش جدیدی در بررسی ارتباطات میان دارایی‌‏های شرکت‌‏ها ارایه می‌‎‎کند و با مشخص کردن دارایی‌‏های پرریسک‌تر در بهینه‏‌سازی پرتفوی به مدیران کمک خواهد کرد.

مالی

بهینه‌سازی پرتفوی با استفاده از ادغام تحلیل پوششی داده‌ها با منابع داده چندگانه با رویکرد یادگیری ماشین در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 41-55

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.511565.1154

میثم کاویانی، معصومه جعفری، مرتضی کاویانی، کاوه کاویانی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف بهینه‌سازی پرتفوی سرمایه‌گذاری از طریق ترکیب تحلیل پوششی داده‌ها و یادگیری ماشین با استفاده از داده‌های چندمنبعی در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. هدف اصلی ارایه یک مدل پیشرفته برای انتخاب سهام و بهینه‌سازی پرتفوی به‌گونه‌ای است که سرمایه‌گذاران بتوانند استراتژی‌های کارآمدتری را نسبت به روش‌های سنتی اتخاذ کنند.
روش‌شناسی پژوهش: در این مطالعه، ابتدا از مدل تحلیل پوششی داده‌ها برای ارزیابی کارایی سهام از نظر بازده تاریخی و همبستگی دارایی استفاده شده است. سپس با استفاده از ماشین بردار پشتیبان و ترکیب داده‌های چندمنبعی، روند حرکت قیمت سهام پیش‌بینی شده است. به‌منظور بهبود دقت مدل، روش‌های جستجوی تصادفی و شبکه‌ای برای تنظیم بهینه هایپرپارامترهای الگوریتم به کار گرفته شده است. در نهایت، داده‌های حاصل در یک مدل بهینه‌سازی پرتفوی ادغام شده و استراتژی سرمایه‌گذاری پیشنهادی تدوین شده است.
یافته‌ها: نتایج تجربی بر روی داده‌های بورس اوراق بهادار تهران نشان داد که مدل پیشنهادی قادر به بهبود عملکرد استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در مقایسه با روش‌های سنتی است. نسبت‌های شارپ و سورتینو نشان‌دهنده برتری مدل پیشنهادی نسبت به استراتژی حداقل واریانس سراسری بوده‌اند. همچنین مشخص شد که استفاده از یک استراتژی سرمایه‌گذاری کم‌تنوع می‌تواند کارایی بیشتری نسبت به استراتژی‌های کاملا متنوع ارایه دهد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل ترکیبی از تحلیل پوششی داده و یادگیری ماشین، رویکردی نوین برای انتخاب سهام و بهینه‌سازی پرتفوی پیشنهاد می‌دهد. استفاده از داده‌های چندمنبعی و روش‌های پیشرفته یادگیری ماشین، دقت پیش‌بینی و تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را بهبود بخشیده و زمینه را برای تحقیقات آینده در حوزه‌هایی مانند استفاده از مدل‌های فازی، الگوریتم‌های فرا ابتکاری و تحلیل روابط بین شاخص‌های مالی فراهم می‌کند.

مالی

همه‌گیری کووید-19 و مالی: بررسی فرصت‌های مطالعاتی در ایران

دوره 2، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 177-186

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.486679.1119

یونس نوبخت

چکیده هدف: بررسی فرصت‌­های مطالعاتی هم از نظر تلاش در جهت ارایه اطلاعات به مدیران و برنامه‌­ریزان و هم از نظر شناسایی و معرفی موضوعات جدید پژوهشی برای پژوهشگران، از اهمیت ویژه‌­ای برخوردار است. هدف این مقاله بررسی فرصت‌­های مطالعاتی ایجادشده در حوزه مالی همه­‌گیری کووید-19 در ایران می­‌باشد.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوا و رویکرد اکتشافی انجام گرفته است. تحلیل محتوا از روش‌­های عمده مطالعه و بررسی متون علمی و پژوهشی می­‌باشد.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می­‌دهد، علی­‌رغم وجود فرصت­‌های مطالعاتی بسیار زیاد و متنوع در حوزه مالی همه‌گیری ویروس کرونا، با گذشت نزدیک به پنج از آغاز این همه‌­گیری تعداد مقالات منتشرشده توسط پژوهشگران ایرانی در این حوزه بسیار اندک بوده است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این مقاله با شناسایی و معرفی موضوعات جدید پژوهشی، شواهد و بینش­های جدیدی را برای پژوهشگران به‌منظور پیشبرد پژوهش­‌های مرتبط با حوزه مالی همه‌­گیری کووید-19 در ایران ارایه داده است. علاوه بر این، مقاله شکاف‌های عمده پژوهشی و همچنین جهت‌گیری تحقیقات آتی در موضوعات مالی مرتبط با همه‌­گیری ویروس کرونا را در ایران نیز به‌نوعی ترسیم نموده است که می‌­تواند در سیاست‌گذاری و برنامه‌­ریزی پژوهشی در این حوزه مورداستفاده قرار گرفته به توسعه ادبیات مالی در ایران کمک نماید.

مالی

تاثیر شفافیت، نگرش و قابل ردیابی بودن بر پذیرش ارزهای دیجیتال با نقش میانجی‌گری رضایت مشتری در معاملات تجاری دیجیتال ایران

دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 127-149

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.457648.1086

هادی شایسته، مریم عظیم زاده، ساره شهولی کوه شوری

چکیده هدف: ارزهای دیجیتال بر پایه فناوری اطلاعات و بدون وابستگی به بانک‌ها و دولت‌ها در دنیای واقعی هستند که به‌عنوان چهارمین انقلاب صنعتی نام برده می‌شوند. این نوع ارز مانند سایر ارزهای رایج دارای ارزش بوده و می‌تواند برای خریدوفروش، تبادلات و تمام فرآیندهای مالی مورداستفاده قرار گیرد؛ بنابراین، باید پذیرفت که انقلابی در حوزه‌ تبادلات اقتصادی شکل گرفته است که باعث می‌شود ارزهای سنتی محکوم به تغییر باشند. علاوه بر این، استفاده از ارزهای دیجیتال قابلیت ردیابی را برای آن‌­ها فراهم می­کند. قابلیت ردیابی یکی از با ارزش‌ترین عناصر کلیدی است که بر قابلیت استفاده و فرآیند تجاری شدن ارزهای دیجیتال تاثیر می‌گذارد، این قابلیت یک فاکتور کلیدی برای استفاده کاربران و مقبولیت آن­ در بازار خواهد بود. مزیت رمز ارزها و فرآیند انتخاب سرمایه‌گذاران در استفاده از آن‌ها و یافتن راه‌حل‌های قوی برای پذیرش ارزهای دیجیتال در بازار ارزهای دیجیتال ایران انگیزه مطالعه را با توجه به این مهم که ارزهای دیجیتال می‌توانند فرصت‌­های اقتصادی و فناوری جدیدی را برای کشور فراهم نمایند برای کاوش موضوع تقویت نموده است؛ بنابراین، هدف مطالعه حاضر بر آن است که به این سوال پاسخ دهد که شفافیت، نگرش و قابل‌ردیابی بودن بر پذیرش ارزهای دیجیتال با نقش میانجی‌گری رضایت مشتری در معاملات تجاری دیجیتال ایران چه تاثیری دارد.
روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع، کاربردی از نظر هدف توصیفی-پیمایشی و از نوع رویکرد تحقیق قیاسی بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه کاربران ارزهای دیجیتال در کشور ایران که به‌صورت نامحدود در‌نظر گرفته شد و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 386 تعیین که با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی انتخاب شد. برای انجام این پژوهش، 386 پرسشنامه در بین کاربران ارزهای دیجیتال در کشور ایران توزیع و پرسشنامه‌ها جمع‌آوری شد. ابزار گردآوری پرسشنامه بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصان تایید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 81/0 به‌دست آمد. آزمون فرضیه‌های پژوهش از طریق نرم‌افزارهای spss و لیزرل انجام شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می­‌دهد شفافیت بر پذیرش ارزهای دیجیتال، نگرش بر پذیرش ارزهای دیجیتال و قابل‌ردیابی بر پذیرش ارزهای دیجیتال در معاملات تجاری دیجیتال ایران تاثیر مثبت و معناداری دارد و شفافیت بر رضایت مشتری، نگرش بر رضایت مشتری و قابل‌ردیابی بودن بر رضایت مشتری در معاملات تجاری دیجیتال ایران تاثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین شفافیت با نقش رضایت مشتری بر پذیرش ارزهای دیجیتال، نگرش با نقش رضایت مشتری بر پذیرش ارزهای دیجیتال و قابل‌ردیابی با نقش رضایت مشتری بر پذیرش ارزهای دیجیتال در معاملات تجاری دیجیتال ایران نیز تاثیر مستقیم و معناداری دارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به شرایط بازارهای جهانی و تاثیرپذیری متقابل همه­ بازارهای مالی از یکدیگر استفاده از ارزهای دیجیتال برای تراکنش‌های پولی کارآمد خواهد بود و توسعه زیرساخت­‌های پذیرش این ارزها، ایجاد شفافیت و امنیت بالای شبکه‌­های مربوطه و تغییر نگرش دولت‌ها، افزایش اعتماد دولت و استفاده از ارزهای دیجیتال به‌عنوان جایگزینی برای پول نقد شرایط بهتر و سریع‌تر در نقل انتقالات تجاری را در پی خواهد داشت و برای کشور ما می‌تواند راه‌حل مشکل تحریم‌های ناعادلانه در تجارت جهانی باشد.

مالی

ارایه یک استراتژی جدید برای تشکیل سبد سهام هم‌وزن با استفاده از سنجه‌های ریسک مختلف: یک مطالعه تجربی از شاخص S&P500

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-10

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.194488

مصطفی شبانی، حسین قنبری، عمران محمدی

چکیده هدف: در زمینه‌ مدیریت سرمایه‌گذاری، متنوع‌سازی یک عنصر کلیدی جهت مدیریت ریسک است که در میان رویکردهای مختلفی که برای آن وجود دارد، تشکیل سبد سهام هم‌وزن یک رویکرد ساده و کارآمد به شمار می‌رود. ازاین‌جهت که ارزیابی و مدیریت ریسک از دست دادن سرمایه نقش حیاتی در فرآیند تصمیم‌گیری‌های مالی دارد، این پژوهش قصد دارد تا یک رویکرد جدید بر پایه‌ استراتژی تشکیل سبد سهام هم‌وزن ارایه کند تا کارایی رویکرد مذکور را افزایش دهد.
روش‌شناسی پژوهش: رویکرد پیشنهادی این پژوهش شامل تلفیق استراتژی تشکیل سبد سهام هم‌وزن و ابزارهای سنجش و ارزیابی ریسک است. این رویکرد نوآورانه با هدف ارایه یک استراتژی جامع‌تر و کاراتر در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری ارایه شده است. در این رویکرد ابتدا سهام با سنجه‌های ریسک رایج در ادبیات مدیریت سرمایه‌گذاری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و غربالگری می‌شوند و سپس با استفاده از استراتژی تشکیل سبد سهام هم‌وزن، یک سبد سرمایه‌گذاری از سهام باقی‌مانده تشکیل می‌گردد. سنجه‌های ریسک مورداستفاده در این تحقیق شامل واریانس، انحراف معیار، نیم انحراف معیار، ارزش در معرض ریسک، ارزش در معرض ریسک شرطی، ارزش در معرض ریسک آنتروپیک، افت در معرض ریسک، افت در معرض ریسک شرطی و افت در معرض ریسک آنتروپیک است.
یافته‌ها: به‌منظور ارزیابی رویکرد پیشنهادی روش مذکور روی یک مطالعه موردی تجربی از دنیای واقعی با استفاده از داده‌های تاریخی ماهانه از نمادهای شاخص S&P 500 صورت گرفت و جهت اعتبارسنجی آن نیز با نتایج حاصل شده با نتایج حاصل از رویکرد پایه‌ی تشکیل سبد سهام هم‌وزن مقایسه گردید. یافته‌های تجربی این مطالعه دارای پیامدهای عملی برای سرمایه‌گذاران و مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با یک دیدگاه نوآورانه به غربالگری سهام و تشکیل سبد سرمایه‌گذاری می‌پردازد که می‌توان از آن به‌عنوان یک معیار سنجش نیز بهره‌مند شد.

مالی

بررسی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و بازده سهام با تاکید بر نقش تعدیلی محافظه‌کاری شرطی در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 11-24

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.451555.1079

علی کیانی، نیلوفر ذالک زاده

چکیده هدف: عدم‌ تقارن اطلاعات میان مدیریت و افراد برون‌سازمانی موجب اعمال محافظه­‌کاری بیشتری در گزارشگری مالی می‌­شود. محافظه‌کاری هم به نوبه خود انگیزه و توان مدیران را در دستکاری اطلاعات حسابداری، تقلیل و بدین ترتیب هزینه­‌های نمایندگی ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می­‌دهد. در پژوهش حاضر افزون بر بررسی تاثیر عدم‌ تقارن اطلاعاتی بر بازده سهام، تاثیر محافظه‌کاری شرطی بر رابطه بین عدم‌ تقارن اطلاعاتی با بازده سهام ‌در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران نیز مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.
روش‌شناسی پژوهش: بدین صورت که محقق پس از طرح مبانی نظری و فرضیه‌های پژوهش، از طریق نمونه‌گیری به روش حذف سیستماتیک تعداد 114 شرکت پذیرفته­‌شده در بورس اوراق بهادار تهران را در یک قلمروی زمانی هفت ساله (1400-1394) به‌عنوان نمونه آماری برگزید و پس از استخراج داده‌های لازم برای آزمون فرضیه‌ها از مدل رگرسیونی خطی چندگانه با استفاده از نرم‌افزار اقتصادسنجی Eviews 14  پرداخت.
یافته‎‌ها: یافته‌های پژوهش ضمن تایید فرضیه‌ها، این نتیجه را دربر داشت که اولا عدم‌ تقارن اطلاعاتی بر بازده سهام تاثیر مثبت و معناداری دارد و ثانیا محافظه‌­کاری به‌­طور مستقیم روی بازده سهام تاثیر ندارد، اما افزایش آن موجب تضعیف شدت رابطه مستقیم بین عدم‌ تقارن اطلاعاتی و بازده سهام خواهد شد. 
اصالت/ارزش افزوده علمی: بنابراین، در مواقعی که عدم‌تقارن اطلاعات شرکت­‌ها بالا می­‌باشد، مدیران  شرکت­‌ها تخمینی محافظه‌کارانه از اطلاعات بازار ایجاد خواهند کرد. از این‌رو عدم‌ تقارن اطلاعات به‌طور بالقوه می‌­تواند منجر به اشتباهات یا ریسک­‌های بزرگی گردد.

مالی

بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 36-44

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.193850

مصطفی حیدری هراتمه، بهنام ابراهیمی

چکیده هدف: امروزه برخی از محققان معتقدند که نوسانات نرخ ارز باعث کاهش ورود گردشگران می‌شود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری در اقتصاد ایران در دوره زمانی سه‌ماهه اول 1390 تا سه‌ماهه چهارم 1400 تبیین گردید.
روش‌شناسی پژوهش: در اغلب تحقیقات گذشته از انحراف معیار میانگین متحرک لگاریتم نرخ ارز به‌عنوان معیاری جهت محاسبه نوسانات نرخ ارز استفاده شده است، اما در این تحقیق معیار جدیدی برای ارزیابی نوسانات نرخ ارز منظور گردید. روش تحقیق مورداستفاده مبتنی بر نظریه هم انباشتگی، جمله تصحیح خطای معیار نوسانات نرخ ارز با استفاده از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون توزیع شده با وقفه (ARDL) برای هم انباشتگی می‌باشد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد: 1- علاوه بر جاذبه‌های بازدید از کشورها، همان‌طور که انتظار می‌رود نسبت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت‌های نسبی، تاثیر مثبت و معناداری بر جریان گردشگری  دارد، 2- ضریب قیمت‌های نسبی در بیشتر موارد منفی و معنادار است، به این معنی که سطح قیمت نسبی بین کشور مبدا و مقصد اثر مهم و منفی دارد و 3- نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری و ورود گردشگران تاثیر زیادی دارد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نوسانات نرخ ارز بر ورود گردشگران خارجی به ایران اثر منفی و معنی‌داری دارد؛ بنابراین، لازم است که سیاست‌گذاران در طراحی تدابیر سیاستی خود این مقوله را درنظر بگیرند. اگرچه در سال‌های اخیر با افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش ورود تعداد قابل‌توجهی گردشگر خارجی به ایران می‌رود، اما افزایش نرخ تورم در سال‌های اخیر، مزیت ارزان بودن مسافرت به ایران را به خاطر افزایش نرخ ارز از بین برده است.

مالی

بررسی و تحلیل نقش تحریم‌های اقتصادی در سرریز بازده به بازارهای سهام، ارز و سکه طلا

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 60-72

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.194532

محمدباقر محمدی نژاد پاشاکی

چکیده هدف: شناسایی و کمی‌سازی اثرات سرریز در بازارهای مالی یکی از مباحث مهم  علم مالی می‌‍باشد. با آگاهی از کانال‌های سرریز و اندازه‌گیری اثرات سرریز در بازارها می‌توان از اختلالات و بی‌نظمی در بازارها جلوگیری کرد و با برقراری شرایط ثبات و آرامش در بازارها زمینه رشد و توسعه اقتصادی را فراهم نمود. با توجه به شرایط حاکم بر کشور و تحریم‌های اقتصادی گوناگون از سوی کشورهای غربی حال سوال این است که در شرایط متفاوت تحریم‌های اقتصادی اثرات سرریز به بازارها چگونه است؟ لذا جهت پاسخ به سوال فوق هدف این پژوهش بررسی و سنجش اثر سرریز بازده دردوره‌های متفاوت تحریم‌های اقتصادی است.
روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش داده‌های روزانه مربوط به بازارهای سهام ، ارز و سکه طلا طی دوره زمانی 14/09/1387 الی 11/10/1401 با استفاده از مدل VARMA-AGARCH مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای بررسی دقیق‌تر نقش تحریم‌ها در سرریز بازده، دوره‌های پژوهش به چهار دوره شامل دو دوره تحریمی شدید (دوره‌های دوم و چهارم پژوهش) و دو دوره تحریمی غیر شدید (دوره‌های اول و سوم پژوهش) دسته‌بندی شدند.
یافته‌ها: نتایج این پژوهش  نشان دهنده  رابطه مستقیم و مثبت بین شدت تحریم‌های اقتصادی با افزایش اثر سرریز بازده در بازارها است که با گردش سرمایه‌ها در بازارهای مختلف موجبات بی‌ثباتی و بی‌نظمی در بازارها را فراهم می‌کند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از یک روش جدید و نوآورانه  به بررسی و اندازه‌گیری اثر سرریز بازده تحت شرایط متغیر تحریم می‌پردازد که این شرایط متغیر تحریمی می‌تواند به‌عنوان یک عامل موثر در نوسانات بازده در بازارهای مختلف مورد توجه قرار گیرد.

مالی

سنجش عملکرد برند در صنعت پتروشیمی با رویکرد بهبود عملکرد مالی

دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 216-232

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.193658

بردیا پوراسمعیل مطلق، عبدالرحیم محتشم

چکیده درحالی‌که برند و مدیریت آن در بازاریابی کالا و خدمات مصرفی حکم‌فرما شده است، برندهای صنعتی در به دست آوردن جایگاه بازاریابی برای خود بسیار کند عمل کرده‌اند. شاید این امر، ناشی از این باور باشد که برندها در مواجهه با خریدار سازمانی که تصمیماتش بر پایه دلایل منطقی و مستدل است، بسیار ناگویا باشد. فراهم‌کنندگان محصولات و خدمات در بازارهای پتروشیمی، برای باقی ماندن در عرصه رقابت جهانی، به دنبال به دست آوردن مزیت رقابتی از طریق استفاده استراتژیک و توسعه ارزش برند هستند. رقابت سنگین در صنعت پتروشیمی میان کشورها ایجاب می‌کند که توجه به بحث برند در اولویت قرار گیرد؛ بخصوص شرکت‌های مرتبط با صنعت پتروشیمی در ایران به دلیل مباحث تحریمی، می‌توانند با ایجاد برند صنعتی قوی در حفظ مشتریان خود حرکت کنند. در تحقیق حاضر، به طراحی مدل عملکرد برند در صنعت پتروشیمی پرداخته شد. با انجام مصاحبه‌های منسجم با خبرگان حوزه برند در صنعت پتروشیمی و هم‌چنین مطالعات کتابخانه‌ای به شناسایی مفاهیم و مولفه‌های اساسی عملکرد برند پرداخته شد. از میان 28 مولفه شناسایی‌شده در تحلیل کیفی، تعداد 11 مولفه باقی ماند که مبنای تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از انجام تحلیل عاملی تاییدی نشان از آن داشت که از بین 11 مولفه مذکور، تنها تعداد 7 مولفه به‌طور معنادار و قابل‌توجهی، عملکرد برند را تبیین می‌کنند. این 7 مولفه عبارتند از: بازده فروش، نوآوری در پاسخگویی، الگوبرداری، سرمایه سازمانی برندمحور، استراتژی‌های رقابتی سازمانی، کیفیت محصولات، تولید و حجم فروش.