تحلیل شبکه همبستگی و خوشهبندی ریسک بازار در صنعت بانکداری ایران: رویکرد درخت پوشای کمینه و گراف وابستگی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 شهریور 1405
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.595902.1204
محسن حاجیان
چکیده هدف: این پژوهش با هدف تحلیل ساختار وابستگی متقابل و خوشهبندی ریسک بازار در صنعت بانکداری ایران انجام شده است. هدف شناسایی کانونهای اتصال، پلهای ارتباطی و گروههای رفتاری بانکها، بررسی پویایی زمانی همحرکتی آنها و ارائه راهکارهای عملیاتی برای مدیریت ریسک شبکهای و پایش ثبات مالی است.
روششناسی پژوهش: بازده هفتگی سهام ۹ بانک طی دوره ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵ (۵۹۳ هفته) محاسبه و پس از پالایش صدکی، ماتریس همبستگی پیرسون برآورد شد. سپس با تبدیل همبستگی به فاصله، درخت پوشای کمینه و شبکه همبستگی آستانهدار (۰٫۲۵) ساخته و شاخصهای مرکزیت محاسبه گردید. خوشهبندی سلسلهمراتبی وارد برای گروهبندی بانکها و همبستگی غلتان ۵۲ هفتهای برای رصد پویایی زمانی به کار رفت.
یافته ها: همبستگیها مثبت اما ناهمگناند؛ بالاترین ضریب میان صادرات و تجارت (۰٫۷۷۳) و کمترین همبستگیها مربوط به بانک شهر است. در درخت پوشای کمینه، صادرات با بینابینی ۲۳ دروازهبان اصلی و تجارت کانون دوم شبکهاند. در شبکه قوی، تجارت (قدرت ۳٫۹۵) و صادرات (۳٫۸۸) بیشترین شدت اتصال را دارند. خوشهبندی سه گروه را شناسایی کرد: هستهای ششتایی، لایهای میانی (اقتصاد نوین و پست بانک) و پیرامونی منفرد (شهر). همبستگی غلتان در دوره کووید-۱۹ (میانگین ۰.۴۳۸) و تنشهای منطقهای (میانگین ۰.۴۳۰) نسبت به میانگین کل دوره (۰.۳۶۷) افزایش یافت که نشاندهنده تشدید همحرکتی و تضعیف موقت اثر تنوعبخشی در بحران است.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ترکیب همزمان چند ابزار شبکهای بر بازده هفتگی بلندمدت و پوشش شوکهای اخیر، تصویری چندلایه از ساختار اتصال بانکی ایران ارائه میکند و میان الگوی رفتاری و شدت اتصال تفکیک قائل میشود؛ رویکردی که در مطالعات پیشین کمتر دیده شده و مکمل پژوهشهای مبتنی بر داده بینبانکی است.
فراترکیب پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری: واکاوی منافع، هزینههای آشکار و پنهان و ریسکهای استقرار
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 شهریور 1405
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.597374.1208
علی قاسمیان، فرشاد بیاتی، فراز صالحی
چکیده هدف: استقرار فناوری هوش مصنوعی در بانکها علاوه بر منافع، با هزینههای و ریسکهایی همراه است. پراکندگی یافتههای پژوهشهای پیشین، ضرورت ارائه تصویری جامع از پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری جهت تدوین فرآیندهای بهینه در بهکارگیری آن را آشکار میسازد. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری انجام شده است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع دادهها، کیفی است. منابع مرتبط از طریق جستوجوی نظاممند کلیدواژههای فارسی و انگلیسی در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی، از جمله اسکوپوس، وب آو ساینس، ساینسدایرکت، نورمگز، مگیران، و غیره در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ میلادی و ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۵ خورشیدی شناسایی شدند. پس از بررسی، ۳۲ مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش فراترکیب هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو انجام گرفت و اعتبار دستهبندیها و یافتهها نیز با شاخص کاپا، روایی صوری و نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل، به استخراج ۱۶۹ کد پایه منجر شد که پس از مقایسه، ادغام و طبقهبندی مفاهیم هممعنا، در قالب ۶۵ کد مفهومی و ۱۳ مقوله اصلی سازماندهی شدند. مقولههای شناساییشده شامل منافع اقتصادی، عملیاتی و فرایندی، راهبردی و سازمانی، و غیره، هزینههای آشکار و پنهان، ریسکهای فنی، دادهای و امنیتی، حاکمیتی، اجرایی و غیره هستند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: نتایج پژوهش نشان داد که بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری پدیدهای چندبعدی است و نمیتوان آن را صرفاً از منظر افزایش کارایی یا کاهش هزینه ارزیابی کرد. چارچوب ارائهشده میتواند به مدیران بانکها، سیاستگذاران و نهادهای ناظر کمک کند تا با ارزیابی همزمان منافع، هزینههای آشکار و پنهان و ریسکهای استقرار، تصمیمهای دقیقتر و متوازنتری درباره طراحی، اجرا و توسعه سامانههای هوش مصنوعی اتخاذ کنند.
تأثیر ارتباطات سیاسی و قدرت مدیرعامل بر ساختار مالکیت بانکها: بررسی اثر تعاملی ریسک اعتباری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.601254.1210
لیلا زمانیان فر، جواد اوجاقی، یکتا پاک نیت
چکیده هدف: ساختار مالکیت بانکها صرفاً بازتاب ترکیب سهامداران نیست و میتواند با ویژگیهای قدرت مدیریتی، ارتباطات سیاسی و شرایط ریسک اعتباری پیوند داشته باشد. پژوهش حاضر رابطه ارتباطات سیاسی و قدرت ساختاری مدیرعامل با ساختار مالکیت بانکها را بررسی و نقش تعاملی ریسک اعتباری را در این روابط ارزیابی میکند.
روششناسی پژوهش: دادههای پژوهش شامل ۱۱۹ مشاهده بانک–سال از ۱۴ بانک پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ است. ریسک اعتباری با نسبت تسهیلات غیرجاری به حقوق صاحبان سهام و نسبت ذخیره زیان تسهیلات به درآمد خالص بهره سنجیده شد. برآوردهای اصلی با رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر دادههای تابلویی و روش حداقل مربعات تعمیمیافته تابلویی انجام شد. برای ارزیابی استحکام نتایج تعاملی نسبت به نحوه تصریح مدل، مشخصات سلسلهمراتبی با ورود همزمان اثرات اصلی اجزای تعامل نیز مبنای تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد ارتباطات سیاسی و قدرت ساختاری مدیرعامل با شاخص ساختار مالکیت مورد بررسی رابطه مثبت و معناداری دارند. آثار تعاملی دو سنجه ریسک اعتباری با این دو ویژگی مدیریتی در برآوردهای اولیه مثبت و معنادار بود؛ با این حال، پس از ورود همزمان اثرات اصلی، معناداری این تعاملها حفظ نشد. بنابراین، شواهد مربوط به نقش تعدیلگری ریسک اعتباری نسبت به نحوه تصریح مدل حساس است و حمایت آماری پایداری از فرضیههای تعاملی به دست نمیدهد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر با بررسی همزمان ارتباطات سیاسی، قدرت ساختاری مدیرعامل، بُعد ساختار مالکیت مورد بررسی و ریسک اعتباری، چارچوبی منسجم برای تحلیل پیوند سازوکارهای حاکمیتی و شرایط ریسک در بانکها ارائه میکند. یافتهها بر ضرورت تفسیر ساختار مالکیت در کنار ویژگیهای مدیریتی و شرایط ریسک اعتباری تأکید دارند و در عین حال نشان میدهند نتیجهگیری درباره نقش تعدیلگری ریسک اعتباری باید با احتیاط انجام شود.
ارزیابی و مدیریت فرهنگسازمانی بانک سپه با استفاده از مدل اخلاق، ارزشها و فرهنگسازمانی (EVC)
دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.247756
عطیه رسولی، ندا محمد اسماعیلی، علی آدوسی، سعید کاظمی مهرآبادی، آرین قلیپور
چکیده هدف: با توجه به نقش حیاتی بانکها در اقتصاد و تعاملات مالی جامعه، عملکرد پایدار و موثر آنها وابسته به انسجام داخلی و تعهد کارکنان است. فرهنگسازمانی بهعنوان مجموعهای از ارزشها، باورها و هنجارهای مشترک، رفتار کارکنان را هدایت کرده و مسیر تصمیمگیری و تعاملات کاری را شکل میدهد. در این زمینه، شناسایی وضعیت فعلی فرهنگسازمانی و مولفههای کلیدی آن در بانکها، زمینهساز بهبود عملکرد، ایجاد انگیزش و تعهد کارکنان و افزایش همسویی با اهداف استراتژیک خواهد بود. هدف این پژوهش بررسی وضعیت فرهنگسازمانی در بانک سپه و ارایه راهکارهای برای مدیریت فرهنگسازمانی بوده است. مطالعه حاضر تلاش میکند تا با تحلیل مولفههای کلیدی فرهنگسازمانی، راهکارهایی عملی برای بهبود عملکرد و همسویی کارکنان با اهداف استراتژیک بانک ارایه دهد.
روششناسی پژوهش: روش پژوهش مورداستفاده در این فصل، روش کمی-پیمایش است. ابزار پیمایش در این پژوهش پرسشنامه مدل اخلاق، ارزش و فرهنگسازمانی بوده است. دادههای جمعآوریشده با نرمافزار Excel و SPSS تحلیل شده است.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت فرهنگسازمانی بانک در تمامی ۷ مولفه مدل اخلاق، ارزش و فرهنگسازمانی در سطح متوسط قرار دارد و نیازمند اقدامات توسعهای و بهبود است. پایینترین میانگین مربوط به مولفه ساختار بود که اولویت برنامههای توسعهای را مشخص میکند. همچنین، رتبهبندی اهمیت مولفهها از دید کارکنان به ترتیب استراتژی، کارکنان و ارزشهای مشترک بیشترین اولویت و مهارت و سیستم کمترین اولویت را داشت. تحلیل متغیرهای جمعیتشناختی نشان داد برداشت کارکنان از فرهنگسازمانی تحت تاثیر سن، سابقه، تحصیلات، نوع قرارداد، پست سازمانی و واحد محل خدمت است، بهطوریکه کارکنان جوان، تحصیلکرده و ستادی ارزیابی پایینتری داشتند و کارکنان باسابقه و شعب ارزیابی مطلوبتری ارایه کردند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارزیابی جامع فرهنگسازمانی بانک بر اساس مدل اخلاق، ارزش و فرهنگسازمانی، نقاط قوت، شکافها و اولویتهای توسعهای را مشخص کرده و چارچوبی عملی برای بهبود فرهنگسازمانی و همسویی آن با اهداف سازمانی ارایه میدهد.
آسیبشناسی نقش نظام بانکی ایران در توسعه اقتصاد دانشبنیان با رویکرد سهشاخگی؛ مطالعه موردی بانک سپه
دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 89-108
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.585675.1187
ابوالفضل باقری، مرضیه شاوردی، سید محمد امین سید موسوی، سید محمد عظیمی
چکیده هدف: گذار به اقتصاد دانشبنیان نیازمند نظام تامین مالی متناسب با ماهیت شرکتهای دانشبنیان است؛ شرکتهایی که با وجود تشکیل بیش از %11 بنگاههای اقتصادی فعال کشور، تنها %8/4 از تسهیلات شبکه بانکی (۱۴۰۲) را دریافت کردهاند و سهم بانک سپه (%2/2) بهمراتب کمتر از بانکهای همتراز است؛ امری که از یک «شکاف تامین مالی» پرده برمیدارد. هدف این پژوهش، آسیبشناسی نقش نظام بانکی ایران با تمرکز بر بانک سپه، شناسایی چالشهای ساختاری، رفتاری و زمینهای پیشروی آن در ایفای نقش موثر در توسعه اقتصاد دانشبنیان و ارایه راهکارهای سیاستی متناسب است.
روششناسی پژوهش: پژوهش از حیث هدف، کاربردی-توسعهای و از حیث روش، کیفی-تفسیری با راهبرد مطالعه موردی توصیفی-تحلیلی است. دادهها با تکیه بر اصل مثلثسازی از سه منبع مکمل (تحلیل اسنادی، مصاحبههای نیمهساختاریافته و جلسات گروه کانونی) گرد آمد و با روش تحلیل مضمون و در چارچوب «مدل سهشاخگی» میرزایی اهرنجانی (عوامل ساختاری، رفتاری و زمینهای) تحلیل شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام و اعتبار یافتهها از طریق مثلثسازی، بازبینی مشارکتکنندگان و کدگذاری مستقل تامین شد.
یافتهها: آسیبهای نظام بانکی در حوزه دانشبنیان پدیدهای تکعلتی نیست، بلکه برآیند شبکهای علی-معلولی از سه دسته عامل است: عوامل ساختاری (ابهام راهبردی پساادغام، یکسانی رویههای اعتبارسنجی و محدودیت پذیرش دارایی فکری بهعنوان وثیقه)، عوامل رفتاری (خطرگریزی نهادینهشده، انتظار بازدهی کوتاهمدت، تمایل به بنگاهداری و عدمتقارن اطلاعات) و عوامل زمینهای (چارچوب قانونی سختگیرانه، فاصله متن قانون با عمل بانکی، بیثباتی اقتصاد کلان و تحریمها). یافتهها نشان میدهد چالش بنیادین «نهادی-فرایندی» است نه «منبعمحور».
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش نخستین آسیبشناسی نظاممند یک بانک خاص ایرانی (بانک سپه) در حوزه دانشبنیان با چارچوب سهشاخگی است که تحلیل کلان را به سطح خرد سازمانی میبرد و با لحاظکردن متغیر «ادغام بانکهای نیروهای مسلح (۱۳۹۸)»، مجموعهای از پیشنهادهای سیاستی همزمان در سه لایه ساختاری، رفتاری و زمینهای ارایه میدهد
ارایه راهکار عملی تعامل دولت و بانک مرکزی در حل بحران بدهی
دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 109-130
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.252306
بهزاد شاهبایی، علیرضا بحیرایی، علی ارشدی
چکیده هدف: هدف این مقاله بررسی تعامل دولت و بانک مرکزی در تثبیت بدهی عمومی با استفاده از بازی دیفرانسیلی غیرهمکارانه است؛ بهگونهای که مخارج دولت و درآمدهای مالیاتی هم بهصورت مستقل و هم بهصورت متغیرهای مالی وابسته مدلسازی میشوند.
روششناسی پژوهش: یک بازی دیفرانسیلی غیرهمکارانه با اطلاعات حلقه باز، بر اساس چارچوب توسعهیافته تابلینی تدوین شد. دو ساختار سیاست مالی مدلسازی و نتایج تعادلی آنها با استفاده از شبیهسازی عددی و با کالیبراسیون برای اقتصاد ایران ارزیابی شدند.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که مدلسازی مخارج دولت و درآمدهای مالیاتی بهصورت وابسته، بدهی عمومی تعادلی را از ۰٫۱۷۳ به ۰٫۱۶۰، پایه پولی را از ۰٫۰۷۵ به ۰٫۰۶۲ و کسری مالی را از ۰٫۰۸۰ به ۰٫۰۶۷ کاهش میدهد. نرخ همگرایی در ساختار وابسته ۰٫۳۰۷ و در ساختار مستقل ۰٫۳۷۸ است.
اصالت/ارزش افزوده علمی: اصالت این مقاله در تفکیک مخارج دولت و درآمدهای مالیاتی بهعنوان متغیرهای کنترلی مستقل و مقایسه آن با ساختار وابسته کسری مالی در چارچوب بازی دیفرانسیلی است. یافتهها اهمیت طراحی هماهنگ سیاست مالی برای ثبات بدهی عمومی را نشان میدهند
تاثیر نوآوری مالی دیجیتال بر افزایش تعمیق و رشد مالی در صنعت بانکداری
دوره 3، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 297-317
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.243163
مهدی نبی پورافروزی، مهدی حسنی
چکیده هدف: هدف این تحقیق آن است که تاثیر نوآوری مالی دیجیتال بر روی تعمیق مالی و رشد اقتصادی در کشور را مورد بررسی قرار میدهد.
روششناسی پژوهش: این تحقیق مدل الگوی خودرگرسیونبرداری با وقفه توزیعی را مورد استفاده قرار داده است که بر روشهای سری زمانی دیگر قابل ترجیح است زیرا این مدل کاربرد آزمونهای تلفیق اشتراکی با سری زمانی با ترتیبهای تلفیق متفاوت را اجازه میدهد و نسبت به سایز نمونه انعطافپذیر است که سایز کوچک و محدود را شامل میشود.
یافتهها: یافتههای اصلی این تحقیق به این شرح هستند: 1- شواهد و دلایل درخصوص وجود یک رابطه مثبت بین نوآوری مالی دیجیتال و تعمیق مالی مشاهده میشود، البته بههمراه قویترین و شدیدترین تاثیر که از کاربرد اینترنت و خدمات مالی در بستر همراهبانک سرچشمه میگیرد و کمترین تاثیر که از شعبههای بانک نشات میگیرد و 2- نتایج حاصله نشان میدهند که تاثیر مثبت و معنادار تعمیق مالی بر روی رشد اقتصادی قابل مشاهده است که متناسب و سازگار با تئوری سرمایه تحت هدایت و رهبری عرضه میباشد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این تحقیق برای سیاستگزاران، اصلی و مهم حایز اهمیت است زیرا این تحقیق بینشها و ادراکهایی را در خصوص مولفهها و اجزای تشکیلدهنده نوآوری مالی فراهم میسازد که در کشور، افزایشدهنده رشد هستند و این نکته را در نظر میگیرد و مورد ملاحظه قرار میدهد که برخی از جنبههای نوآوری میتوانند رشد را به تاخیر اندازند همانطور که در طی بحران مالی جهانی شرح و توضیح داده شد.
ارزیابی و رتبهبندی بانکهای ایرانی مبتنی بر شاخصهای عملکرد مالی با استفاده از رویکرد BWM-RAPS
دوره 3، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 166-190
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.235226
یگانه سادات رحمتی جیرنده، حبیب علیجانی
چکیده هدف: در هدف این پژوهش ارزیابی و رتبهبندی عملکرد مالی بانکهای پذیرفتهشده در بورس تهران با بهرهگیری از رویکرد ترکیبی BWM-RAPS است. با توجه به نقش کلیدی بانکها در بازار سرمایه، ضرورت انجام این مطالعه از نیاز به چارچوبی علمی و معتبر برای تصمیمگیری سرمایهگذاران و تحلیلگران ناشی میشود. این تحقیق تلاش میکند مناسبترین روش رتبهبندی بانکها را بر اساس نسبتهای مالی ارایه کند.
روششناسی پژوهش: پژوهش حاضر از روش کمی و توصیفی–تحلیلی استفاده کرده و ۵ معیار و ۱۹ زیرمعیار مالی را طی دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰ بررسی نموده است. وزن دهی معیارها با روش BWM و بر اساس نظر ۱۰ کارشناس خبره تعیینشده و سپس این وزنها در تکنیکهای TOPSIS، VIKOR و RAPS برای رتبهبندی بانکها بهکار گرفته شدهاند. دادهها نیز بر اساس میانگین نسبتهای مالی بانکها محاسبه و تحلیل شدهاند.
یافتهها: نتایج نشان داد معیارهای سودآوری و کارایی بالاترین اهمیت را داشته و نسبت ROA، P/E و نسبت حجمی مهمترین زیرمعیارها بودهاند. در رتبهبندی نهایی، بانک پارسیان در روشهای TOPSIS و VIKOR رتبه اول و بانک پاسارگاد در روش RAPS رتبه برتر را کسب کردند. همچنین بانک شهر در هر سه روش ضعیفترین عملکرد مالی را نشان داد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با تلفیق BWM و RAPS و مقایسه آن با TOPSIS و VIKOR، چارچوبی نوآورانه برای ارزیابی عملکرد مالی بانکها ارایه میدهد. استفاده از ۱۹ نسبت مالی و ترکیب روشهای مختلف MCDM، این مطالعه را از پژوهشهای پیشین متمایز کرده است. نتایج آن میتواند مبنای تصمیمگیری سرمایهگذاران و بهبود مدلهای رتبهبندی بانکی در کشور قرار گیرد.
طراحی الگو در جهت سنجش و تحلیل رقبا در صنعت بانکداری: رویکرد تحلیل مضمون
دوره 3، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 191-210
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.235470
شهریار عزیزی، سلمان عیوضینژاد، محسن رفیع
چکیده هدف: در عصر رقابتی امروز و با غالب شدن محیطهای فناورانه، صنعت بانکداری دستخوش تغییرات عمیقی شده است؛ بهویژه با ورود رقبای نوظهوری همچون فینتکها که رقابت را تشدید کردهاند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل رقبا و تبیین شاخصهای کلیدی برای ارزیابی جایگاه رقابتی بانکها انجام شده است تا بتواند زمینهای برای خنثیسازی استراتژیهای رقبا و بهبود تصمیمگیریهای راهبردی فراهم آورد.
روششناسی پژوهش: جامعه پژوهش شامل مدیران، روسای ادارات و کارشناسان با تجربه با حداقل هشت سال سابقه مرتبط در صنعت بانکداری بود. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس با رویکرد تحلیل مضمون (Thematic Analysis) بررسی شدند. پس از کدگذاری و تحلیل تمها، شاخصهای ارزیابی رقبا در قالب سطوح و مضامین اصلی استخراج گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که ارزیابی رقبا در صنعت بانکداری بر اساس دو سطح نیاز شامل نیازهای راهبردی و نیازهای پشتیبان قابل تبیین است. در این چارچوب، شاخصها در دو دسته اصلی قرار میگیرند؛ شاخصهای عملکرد راهبردی که شامل معیارهایی مانند سهم بازار، درآمد، سودآوری، تسهیلات، قیمت تمام شده پول، سرمایه بانک و ارزشافزوده اقتصادی است و شاخصهای مدیریت راهبردی که مواردی مانند بازارهای هدف، استراتژیها، بانکداری دیجیتال، برنامهها و اقدامات، ارزش پیشنهادی، مدل کسبوکار، زنجیره ارزش بانک، ساختار سازمانی و ارکان راهبردی را در بر میگیرد. این دستهبندی بازتابدهنده ماهیات و سطح اثرگذاری شاخصهایی است که در تحلیل رقبا نقش کلیدی دارند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: پژوهش حاضر با ارایه یک چارچوب جامع، امکان مقایسه نظاممند جایگاه رقابتی بانکها را چه در سطح صنعت و چه در گروههای استراتژیک فراهم میسازد. این چارچوب میتواند ابزار مفیدی برای مدیران بانکی در طراحی استراتژی، رصد رقبا و اتخاذ تصمیمات کلیدی در شرایط رقابتی شدید باشد.
مدلسازی بهکارگیری فناوری بلاکچین در سامانه نگین بانک سپه: مطالعه موردی فرایند احراز هویت و اعتبارسنجی مشتریان حقوقی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 211-232
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.559848.1178
سینا نوروزعلی، امیررضا دانیالی، حمید آقا محمدی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارایه یک مدل عملیاتی برای پیادهسازی فناوری بلاکچین در فرایندهای احراز هویت و اعتبارسنجی مشتریان حقوقی در سامانه "نگین" بانک سپه است. این تحقیق به دنبال شناسایی چالشهای موجود در سیستمهای سنتی و ارایه راهکاری نوین برای افزایش شفافیت، امنیت و کارایی در خدمات بانکداری شرکتی میباشد.
روششناسی پژوهش: این پژوهش با رویکردی آمیخته و طرح اکتشافی متوالی انجام شده است. در فاز اول (کیفی)، از روش نظریه دادهبنیاد با رویکرد نظاممند استراوس و کوربین استفاده شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان صنعت بانکداری و فناوری گردآوری و با نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند. در فاز دوم (کمی)، مدل مفهومی استخراجشده از طریق روش دلفی و با استفاده از پرسشنامه در میان ۲۰ نفر از خبرگان اعتبارسنجی شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به شناسایی یک مدل جامع شامل ۶ مقوله محوری، ۴ بعد اصلی و ۲۳۸ شاخص گردید. ضعف در پیادهسازی زیرساختهای دیجیتال، هزینهبر بودن ساختار فعلی و مقاومت نهادی بهعنوان شرایط علی اصلی شناسایی شدند. راهبردهای کلیدی شامل زیرساخت فنی یکپارچه مبتنی بر بلاکچین، طراحی مدل مالی پایدار و تقویت چارچوبهای نظارتی استخراج شد. نتایج دلفی نیز اعتبار و قابلیت اجرای مدل پیشنهادی را تایید کرد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل بومیسازیشده و معتبر برای یکی از بزرگترین بانکهای ایران، ضمن پر کردن شکاف تحقیقاتی موجود، یک نقشه راه عملی برای دیجیتالیسازی فرایندهای احراز هویت و اعتبارسنجی در نظام بانکداری شرکتی کشور فراهم میکند که منجر به کاهش هزینهها، افزایش امنیت و حرکت بهسوی حکمرانی دیجیتال میشود.
بررسی ترکیب ساختار داراییها و ساختار سرمایه بر نقدینگی ایجاد شده توسط بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
دوره 3، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 79-92
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.540354.1167
پانیذ سادات قاسمی، محمدرضا رادفر، منصوره علیقلی
چکیده هدف: صنعت بانکداری یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد کشور محسوب میشود که میتواند با ساماندهی و مدیریت مناسب منابع و مصارف خود زمینههای رشد و شکوفایی اقتصاد را فراهم آورد. در شرایط رقابتی تداوم فعالیت بانکها بستگی به عملکرد صحیح آنها دارد و عدم مدیریت مناسب نقدینگی میتواند به ورشکستگی ختم شود. در این راستا هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر ترکیب ساختار داراییها و ساختار سرمایه بر نقدینگی ایجاد شده توسط بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در بازه زمانی 1396– 1402 (19 بانک) میباشد.
روششناسی پژوهش: این تحقیق از نظر هدف، تحقیقی کاربردی بوده و با استفاده از روش بررسی میدانی و اسناد کاوی، اطلاعات استخراج شده با استفاده از روشهای آمار توصیفی و الگوی رگرسیونی با نرمافزار ایویوز مورد آزمون و تجزیهوتحلیل قرار گرفتهاند.
یافتهها: نتایج نشاندهنده تایید شش فرضیه پژوهش بوده و درنهایت مشخص گردید ترکیب ساختار داراییها و ساختار سرمایه بر نقدینگی ایجاد شده توسط بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تاثیر مثبت و معنادار دارد. درنهایت پیشنهادهایی نیز ارایه شده است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: نتایج این پژوهش میتواند برای سیاستگذاران، مدیران و سرمایهگذاران در راستای بهبود تصمیمگیریهای مالی و مدیریت بهینه ساختار سرمایه از اهمیت بالایی برخوردار باشد.
پیش بینی ریزش مشتریان بانک با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین
دوره 3، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 93-108
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.542570.1169
سید محسن حسینی
چکیده هدف: در صنعت بانکداری، حفظ مشتریان وفادار بهمراتب کمهزینهتر و سودآورتر از جذب مشتریان جدید است. رویگردانی مشتریان بهعنوان یکی از چالشهای اصلی بانکها، تاثیر مستقیمی بر کاهش سودآوری، افزایش هزینههای بازاریابی و افت سهم بازار دارد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد الگوریتمهای یادگیری ماشین در پیشبینی رویگردانی مشتریان شعب یک بانک دولتی در سالهای 1400 تا 1403 انجام شده است. با توجه به اهمیت حفظ مشتریان وفادار و کاهش هزینههای ناشی از ریزش مشتریان، این مطالعه تلاش دارد مدلی کارآمد و تفسیرپذیر برای شناسایی مشتریان در معرض ریزش ارایه دهد.
روششناسی پژوهش: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و گذشتهنگر است. دادههای مربوط به 2025 مشتری فعال طی دوره 1400 تا 1403 گردآوری شد. برای هر مشتری 12 ویژگی شامل مشخصات تراکنشی، رفتاری و جمعیتشناختی ثبت گردید. دادهها پس از پاکسازی، با استفاده از روش z-score نرمالسازی شدند. سپس با پیادهسازی الگوریتمهای مختلف یادگیری ماشین شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان، شبکه عصبی پرسپترون چندلایه، شبکه بیزین و XGBoost در محیط R، عملکرد مدلها با استفاده از روش اعتبارسنجی متقاطع 10تایی و بر مبنای معیارهای صحت، حساسیت و ویژگی مقایسه شد.
یافتهها: از بین 2025 مشتری بررسیشده، تعداد 325 نفر معادل %16 بهعنوان مشتریان رویگردان شناسایی شدند. بررسی آماری نشان داد متغیرهای سن، مدت زمان رابطه با بانک و میانگین سپردهها در 6 ماه گذشته بین دو گروه تفاوت معناداری ندارند. مدل XGBoost با صحت %89/96 حساسیت %11/87 و ویژگی %71/98 بالاترین عملکرد را نسبت به سایر الگوریتمها نشان داد. همچنین سطح زیر منحنی نمودار مشخصه عملکرد برای این مدل برابر با 9907/0 محاسبه شد که بیانگر دقت بسیار بالا در طبقهبندی است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: در این پژوهش ویژگیسازی (Feature Engineering) خاص بانکی انجام شده است. متغیرهای جدید از تراکنشها یا رفتار مشتری استخراجشده که در مقالات مشابه کمتر استفاده شده است مانند تغییر تعداد تراکنشهای سهماهه چهارم به سهماهه اول و ... ترکیب رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین و استفاده از دادههای مربوط به مشتریان یکی از بانکهای ایران ضرورت و اهمیت این پژوهش را بیشتر نمایان میسازد. همچنین این مطالعه یکی از معدود پژوهشهایی است که عملکرد چندین الگوریتم ML را در محیط بانکی ایران با بهرهگیری از تحلیل تفسیرپذیر و اعتبارسنجی دقیق مقایسه میکند. نتایج آن میتواند به سیاستگذاران بانکی در طراحی اقدامات پیشگیرانه برای حفظ مشتریان کمک شایانی کند.
ارزیابی زیرساخت سیستم بانکداری ایران در بهکار گیری فناوری کلان داده
دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 56-68
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.523913.1159
امیر حاجیان، محسن حاجیان
چکیده هدف: این پژوهش به بررسی تاثیر عوامل پیشبین نظیر، زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، سطح تعاملپذیری سیستمهای بانکی، منابع انسانی، منابع مالی و سیاستها و قوانین بر توسعه زیرساخت کلان داده در نظام بانکداری ایران میپردازد.
روششناسی پژوهش: دادههای مورد استفاده از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت از 104 نفر از کارکنان بانکهای ملی، صادرات، ملت، تجارت و سپه در استان همدان جمعآوری شده است.
یافتهها: نتایج آزمونهای همبستگی نشان میدهد که تمامی متغیرهای پیشبین بهطور مثبت و معنادار با زیرساخت کلان داده مرتبط هستند. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان میدهد که حدود %56 از تغییرات در زیرساخت کلان داده توسط این عوامل توضیح داده میشود (R²=0.560). همچنین، پایایی ابزاری مورد استفاده با مقادیر آلفای کرونباخ بین 0.769 تا 0.821 تایید شده است.
اصالت/ارزش افزوده علمی: یافتههای بهدست آمده با نتایج مطالعات پیشین داخلی و بینالمللی همسو بوده و بر اهمیت بهبود زیرساختهای فناوری اطلاعات، ارتقای تعاملپذیری سیستمها، تقویت تخصص نیروی انسانی، تخصیص منابع مالی مناسب و تدوین سیاستهای حمایتی بهعنوان شروط اساسی توسعه فناوری کلان داده تاکید میکند؛ بنابراین، توجه به این عوامل میتواند زمینهساز افزایش کارایی و رقابتپذیری نظام بانکی ایران در عرصه دیجیتال گردد.
بررسی اثر رفتار سرمایهگذاران بر بازده رمزارزها : رویکرد نظریه برجستگی
دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 69-78
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.224405
امیر محمد خلیلی، عمران محمدی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، بررسی اثر نظریه برجستگی در پیشبینی بازدههای مقطعی رمزارزها و ارزیابی آن بهعنوان یک عامل ریسک در قیمتگذاری داراییهاست. این مطالعه بهدنبال تحلیل نقش سوگیری رفتاری سرمایهگذاران در شکلگیری نوسانات بازدهی در بازار رمزارزهاست.
روششناسی پژوهش: با استفاده از دادههای بیش از ۴۰۰۰ رمزارز با ارزش بازار بالای یک میلیون دلار در بازه ژانویه ۲۰۱۴ تا ژوئن ۲۰۲۵، شاخص برجستگی براساس تفاوت میان بازدههای برجسته و میانگین بازده وزنی طراحی شد. تحلیل تجربی از طریق مرتبسازی پرتفوی، رگرسیونهای فاما-مکبث و مدل سهعاملی LTW انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد رمزارزهایی با بازدههای مثبت برجسته، در دورههای بعدی عملکرد ضعیفتری دارند و بالعکس. اثر شاخص ST از نظر آماری و اقتصادی معنادار بوده و حتی پس از کنترل سایر عوامل رفتاری و بنیادی نیز باقی مانده است. این شاخص توانسته ناهنجاریهایی مانند چولگی، نظریه چشمانداز و بتای نزولی را نیز تبیین کند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش برای نخستینبار شاخص ST را بهعنوان یک عامل رفتاری نوین و مؤثر در بازار رمزارزها معرفی میکند. یافتهها حاکی از قدرت بالای این شاخص در پیشبینی بازدهها و تبیین الگوهای قیمتگذاری نسبت به مدلهای سنتی و سایر عوامل رفتاری هستند.
ارایه مدل تامینمالی و قدرت بازار و تاثیر آنها بر خلق نقدینگی بانک با نقش تعدیلگر سیاست پولی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 250-266
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.502662.1150
ماجد خضری، امیر فراهانی، سبحان جویبار
چکیده هدف: ارایه مدل اقتصادسنجی مبتنی بر قدرت بازار و روش تامینمالی بانکی که تاثیر این دو متغیر را با لحاظ سیاست پولی بهعنوان متغیر تعدیلگر محاسبه و تحلیل نماید، هدف اصلی این مقاله است. در این مسیر، دستیابی به اهداف فرعی همچون محاسبه شاخص قدرت بازار و روش تامینمالی بانکهای منتخب و تعیین شاخصی برای سیاست پولی ضروری است.
روششناسی پژوهش: رویکرد این پژوهش معرفی مستقل پارادایمهای تحقیق است. گروهی از بانکهای بورسی انتخاب و از طریق دادههای صورتهای مالی سالانه، تابع تولید ترانسلوگ، سپس شاخص لرنر هر بانک محاسبه شده است. شاخص شرایط پولی در این تحقیق از طریق مدل رگرسیون زمانی محاسبه میشود. مدل خلق نقدینگی بانکی بر اساس شاخص قدرت بازار و مسیر تامینمالی بانک و همچنین شاخص شرایط پولی مذکور، تبیین گشت و اثر هریک از این متغیرها بر خلق نقدینگی اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشاندهنده عدمتایید ارتباط خلق نقدینگی بانکی با مسیرهای تامینمالی غیرسپردهای و ارتباط معکوس و قوی میان قدرت بازار و خلق نقدینگی بانکی است. با توجه به این دو مورد توصیه میشود بانکها برای بهبود قدرت بازار تمهیدات جدی در نظر بگیرند و تنوع درآمدی خود را بالاتر برده و بر درآمدهای غیربهرهای تمرکز کنند و در صورت بالا بودن قدرت بازار، درآمدهای بهرهای خود را حداکثر نمایند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: تحقیقی که متغیرهای تامینمالی، قدرت بازار و سیاست پولی و تاثیر اینها بر خلق نقدینگی بانکی را همزمان مورد بررسی قرار داده باشد برای اولین بار در ایران انجام میشود.
طراحی و ارزیابی مدل رضایت مشتریان از کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک سپه
دوره 2، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 267-279
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.503133.1148
فربد فخرالدین، فربد فخرالدین
چکیده هدف: امروزه با تشدید رقابت میان بانکهای کشور، بهبود کیفیت خدمات غیرحضوری به یک الزام راهبردی برای بانکها تبدیل شده است. لذا هدف از این پژوهش طراحی و ارزیابی مدل رضایت مشتری از کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک سپه است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه یک پژوهش آمیخته و دربرگیرنده دو بخش کیفی و کمی است. در بخش اول از طریق مصاحبه با 10 نفر از خبرگان حوزه خدمات غیرحضوری در بانک سپه و اجرای تحلیل مضمون کاربردی، مولفههای کلیدی خدمات غیرحضوری همراه بانک مورد شناسایی قرار گرفته و مدل نظری پژوهش طراحیشده است. در بخش دوم با توزیع پرسشنامه در میان 387 نفر از مشتریان بانک سپه و اجرای مدلسازی معادلات ساختاری کمترین مربعات جزیی به ارزیابی مدل اندازهگیری و مدل ساختاری پژوهش پرداخته شده است.
یافتهها: این پژوهش نشان میدهد از میان مولفههای کلیدی کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک، 5 مولفه پاسخگویی و پشتیبانی، کارآمدی، قابلیت اطمینان، طراحی و کاربری آسان دارای تاثیر مثبت معنادار بر رضایت مشتریان از همراه بانک سپه بوده و وفاداری مشتری را به همراه دارد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: مطالعات پیشین اغلب با اتکا به مدلهای ارزیابی کیفیت خدمت به بررسی کیفیت خدمات بانکداری غیرحضوری پرداختهاند؛ لذا پژوهش حاضر با طراحی و ارزیابی مدل نظری رضایت مشتری از کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک سپه نهتنها سهمی قابلتوجه در توسعه حوزه نظری کیفیت خدمات بانکداری غیرحضوری دارد بلکه مدیران بانک سپه را قادر میسازد با آگاهی از مهمترین مولفهها و شاخصها به بهبود کیفیت خدمات همراه بانک سپه پرداخته و مزیت رقابتی پایدار برای بانک سپه ایجاد کنند.
شناسایی و رتبهبندی عوامل موثر بر اکوسیستم بانکداری دیجیتال
دوره 2، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 293-307
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.491133.1125
وحید دالوند، نرگس هزاری
چکیده هدف: امروزه در صنعت بانکداری با ظهور پلتفرم دیجیتال و تغییرات پویا، شرایط رقابتی بسیار گسترده شده است. بانکها بهعنوان یکی از مهمترین ارکان صنعت مالی در معرض این تغییرات اکوسیستمی قرار دارند و در صورت بیتوجهی ممکن است نقش آنها را تضعیف کرده یا از اکوسیستم دیجیتال حذف کنند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی عوامل موثر بر اکوسیستم بانکداری دیجیتال میباشد.
روششناسی پژوهش: ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ از ﻧﻈﺮ ﻫﺪف ﮐﺎرﺑﺮی و از ﻧﻈﺮ ﺟﻤﻊآوری دادهﻫﺎ، ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ-ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ است. با استفاده از روش تصمیمگیری چند شاخصه بهترین-بدترین، عوامل موثر بر اکوسیستم بانکداری دیجیتال شناسایی و رتبهبندی شدند. ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ عوامل از روش ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. همچنین روش ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯿﺪاﻧﯽ ﺑﺮای ﺗﻮزﯾﻊ ﭘرسشنامه درﻣﯿﺎن ﺧﺒﺮﮔﺎن ﺻﻨﻌﺖ بانکداری استان لرستان ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺜﺒﯿﺖ و اوﻟﻮﯾﺖﺑﻨﺪی اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ به کار گرفته شد. از نرم افزار 2019 Excel هم جهت تجزیهوتحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که اکوسیستم بانکداری دیجیتال از چهار بعد (فعالیتهای اصلی و کلیدی بانکداری دیجیتال، توانمندسازها در بانکداری دیجیتال، زیرساختهای بانکداری دیجیتال و ابزارها، خدمات و محصولات بانکداری دیجیتال) و 16 معیار تشکیل شده است، بهطوری که زیرساخت بانکداری دیجیتال بهترین عامل و ابزارها، خدمات و محصولات بانکداری دیجیتال بهعنوان بدترین مشارکتکنندگان شناسایی شدهاند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این چارچوب به بانکها کمک میکند تا منابع خود را به شکل بهینه تخصیص دهند و به اولویتهای اصلی برای بهبود زیرساختها، توسعه خدمات و محصولات دیجیتال و ارتقای سطح همکاری و مشارکت در این اکوسیستم توجه بیشتری داشته باشند.
تحلیل علمسنجی زیستبوم مالی غیرمتمرکز: روندها و مسیرهای آینده
دوره 2، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 331-346
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.500474.1146
مصطفی شبانی، سینا توکلی، ساناز کریم، عمران محمدی
چکیده هدف: این پژوهش بهمنظور تحلیل زیستبوم مالی غیرمتمرکز و تاثیر فناوریهای زنجیره بلوکی بر آن انجام شده است. هدف اصلی مطالعه، شناسایی روندهای کلیدی، حوزههای پژوهشی نوظهور و ارایه بینشهای استراتژیک در مورد آینده این صنعت نوظهور است. لزوم انجام این تحقیق ازآنجا ناشی میشود که سیستم مالی غیرمتمرکز بهعنوان یکی از مهمترین تحولات اقتصادی و فناوری، همچنان در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی برای هدایت مسیرهای پژوهشی آینده است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه با استفاده از رویکرد علمسنجی انجام شده است. دادههای پژوهش از پایگاههای علمی برجسته استخراج شده و شامل 601 مقاله مرتبط با زیستبوم مالی غیرمتمرکز در بازه زمانی 1990 تا 2024 است. تحلیل دادهها بر اساس شاخصهایی نظیر منابع، نویسندگان، کشورها، موسسات، مقالات و کلمات کلیدی صورت گرفته است. همچنین از روشهای تحلیل کمی برای بررسی روندهای انتشار و شناسایی شکافهای علمی استفاده شده است.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که زیستبوم مالی غیرمتمرکز در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته و حوزههای پژوهشی متنوعی در این زمینه شکلگرفتهاند. تحلیل دادههای علمسنجی نشان داد که بیشتر مقالات مرتبط در چند سال اخیر منتشر شدهاند و کشورها و موسسات پیشرو در این زمینه شناسایی شدند. این تحلیلها نشاندهنده اهمیت بالای این موضوع در جامعه علمی و شناسایی نقاط قوت و ضعف در تحقیقات موجود است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش از منظر ارایه تحلیل جامع و دقیق از وضعیت کنونی زیستبوم مالی غیرمتمرکز و شناسایی مسیرهای پژوهشی آینده، دارای اصالت و ارزشافزوده علمی است. نتایج این مطالعه میتواند بهعنوان مرجعی کلیدی برای پژوهشگران و سیاستگذاران عمل کرده و به هدایت تحقیقات آتی در این حوزه کمک کند. همچنین، با شناسایی شکافهای علمی و ارایه پیشنهادهای مشخص، این پژوهش ارزشافزودهای در راستای بهبود و تکمیل دانش موجود ارایه میدهد.
ارزیابی تاثیر شاخصهای سلامت بانکی بر سودآوری بانکهای تجاری غیردولتی ایران
دوره 2، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 163-176
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.473358.1108
نیلوفر سادات حسینی
چکیده هدف: در کشورهای درحالتوسعه، از جمله ایران، مدیریت بهینه ریسکهای مالی و ارتقا بازدهی در بانکها از چالشهای اساسی است. این پژوهش به ارزیابی تاثیر نسبتهای کلیدی مالی بر نرخ بازده تعدیلشده بر اساس ریسک در بانکهای تجاری غیردولتی ایران میپردازد، تا به شناسایی مولفههای اثرگذار در بهبود عملکرد بانکی و کاهش ریسک منجر شود.
روششناسی پژوهش: این مطالعه از دادههای 17 بانک تجاری غیردولتی ایران طی سالهای 1394 تا 1401 بهره میبرد و با استفاده از روش گشتاورهای تعمیمیافته (GMM) به تحلیل روابط میان متغیرها میپردازد.
یافتهها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که وقفه متغیر RORAC تاثیر منفی و معناداری بر مقدار کنونی آن داشته و نشاندهنده وابستگی زمانی این شاخص است. همچنین، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت کفایت سرمایه، تاثیر مثبت و معناداری بر RORAC نشان میدهند، در حالی که نسبت مطالبات غیرجاری و بازده دارایی با اثری منفی بر این شاخص همراه بودهاند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این مطالعه با ارایه شواهدی جدید از نقش موثر نسبتهای مالی در مدیریت ریسک بانکی و بهبود کارایی مالی، پیشنهاداتی کاربردی برای مدیران بانکی و سیاستگذاران اقتصادی فراهم میآورد تا با تمرکز بر ارتقا کفایت سرمایه و کاهش نسبت مطالبات غیرجاری، به تدوین سیاستهای کارآمدتری برای مدیریت ریسک و بهینهسازی بازدهی بپردازند.
بررسی اثر مسئولیتپذیری اجتماعی و شفافیت اطلاعات بر بهبود عملکرد مالی بانکها (موردمطالعه: شعب غرب مازندران بانک مهر ایران)
دوره 2، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 187-203
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.477656.1111
بهاره فائزی، آیدا باقرزاده
چکیده هدف: پژوهش حاضر در پی بررسی نقش مسئولیتپذیری اجتماعی و همچنین شفافیت اطلاعات بر عملکرد بانکهای مهر در غرب مازندران میباشد.
روششناسی پژوهش: جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کارکنان بانکهای مهر در غرب مازندران بوده که طبق دادههای بهدست آمده تعداد آنها 220 نفر بوده که از بین آنها بهصورت تصادفی ساده و جدول کرجسی و مورگان 141 نفر انتخاب گردید. روش پژوهش میدانی است که با استفاده از سه پرسشنامه دادههای موردنیاز جمعآوری شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها در قسمت آمار توصیفی از جداول توزیع فراوانی درصدی و محاسبه میانه، میانگین، انحراف استاندارد، واریانس، کشیدگی، بهمنظور نمایش ارقامی دادهها و بهمنظور نمایش تصویری از نمودار میلهای استفاده شده است.
یافتهها: مفروضات این پژوهش با بهرهگیری از مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار AMOS مورد آزمون قرار گرفته است، نتایج بیانگر آن بوده که شاخص مسئولیتپذیری اجتماعی با ضریب 0.787 و به بیان دیگر به اندازه %78.7 در عملکرد مالی بانکهای مهر غرب مازندران نقش دارد. در سطح اطمینان 0.95 و با توجه به مقدار آزمون t که معادل15.513 است میتوان گفت مسئولیتپذیری اجتماعی بر عملکرد مالی بانکهای مهر غرب مازندران تاثیر معنادار دارد؛ همچنین شاخص شفافیت اطلاعات با ضریب 0.739 و به بیان دیگر به اندازه %73.9 بر عملکرد مالی کارمندان بانکهای مهر در غرب مازندران تاثیرگذار است. در سطح اطمینان 0.95 و با نظر به مقدار آزمون t که برابر 12.383 است میتوان گفت شفافیت اطلاعات بر عملکرد مالی کارمندان بانک های مهر درغرب مازندران تاثیرگذار است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: شفافیت در اهتمام به هنجارها، قوانینومقررات درسازمان و کاهش آسیب های اجتماعی، تخطی از قانون و موجب انجام امور محوله سازمان به بهترین نحو در چهارچوب قوانینومقررات سازمانی، دستیابی به اهداف سازمان وجلب رضایت کارکنان میشود.
ارزیابی فرهنگ ریسک و ریسکپذیری مدیران صف بانک سپه
دوره 2، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 204-219
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.482648.1114
علی حیدرهایی، نسترن سادات رستگار رامشه، ریحانه تمیزیفر
چکیده هدف: هدف این پژوهش ارزیابی سطح بلوغ فرهنگ ریسک و رفتار ریسکپذیری مدیران صف بانک سپه با استفاده از چارچوب هیات ثبات مالی است. در این مطالعه، با استفاده از ابزارهای کمی و تحلیل آماری تلاش شده تا نقاط قوت و ضعف فرهنگ ریسک و سطح ریسکپذیری در شعب بانک شناسایی شود. یافتههای این پژوهش میتوانند به بهبود ساختار توزیع اختیارات و ارتقا فرهنگ ریسک سازمانی در بانک سپه کمک کرده و به مدیران و تصمیمگیران این بانک در تدوین سیاستهای مدیریتی و توسعه فرهنگی موثر یاری رسانند.
روششناسی پژوهش: تحقیق از فلسفه اثباتگرایی پیروی کرده و با رویکرد کمی و استقرایی و از طریق آزمون t و با کمک گرفتن از الگوی معادلات ساختاری انجام شده است. دادههای مربوط به این پژوهش با استفاده از دو پرسشنامه جمعآوری شده و پاسخهای مورد تایید با استفاده از ابزارهای SPSS و SMART PLS مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که سطح کلی بلوغ فرهنگ ریسک در شعب بانک سپه با میانگین 2.43 از طیف ۱ تا ۵ کمی پایینتر از حد متوسط بوده و بیانگر وجود نیاز به بهبود در برخی زمینههاست. از لحاظ رفتار ریسکپذیری، میانگین امتیاز مدیران صف 4.9 از ۱۱ بوده که نشاندهنده تمایل نسبتا محتاطانه در مواجهه با ریسک است. علاوه بر این، تحلیل رابطه بین ویژگیهای جمعیتشناختی و رفتار ریسکپذیری نشان داد که عواملی مانند سن، وضعیت تاهل و سمت سازمانی بر میزان تمایل به پذیرش ریسک مدیران تاثیرگذارند. این نتایج نشاندهنده حوزههای کلیدی برای مداخله و بهبود فرهنگ ریسک و تقویت روشهای مدیریتی ریسک است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش به دلیل تمرکز بر ارزیابی فرهنگ ریسک و ریسکپذیری مدیران صف بانک سپه از دیدگاه چارچوب هیات ثبات مالی و آزمون تمایل به ریسک، دارای اصالت و ارزشافزوده است و به شناسایی وضعیت موجود این دو مولفه در سطح شعب کمک کرده است.
راهکارهای افزایش و بهبود شهرت برند حسابجاری بانک سپه
دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 73-83
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.469732.1106
حسن بازدار
چکیده هدف: در سالهای اخیر آگاهی یافتن از شهرت برند یکی از دغدغههای مهم مدیران و سیاستگذاران بانکها بوده و از دیدگاه مدیران بازاریابی این واحدها، بهعنوان یک مساله مطرح شده است. اگر بانکها بتوانند در این زمینه فعال ظاهر شوند، خواهند توانست بر جلب اعتماد مشتری، میزان رضایت و خشنودی آنها و ایجاد وفاداری نسبت به خود تاثیرگذار باشند.
روششناسی پژوهش: پژوهش حاضر به دنبال بررسی مدل مناسب توسعه شهرت برند با رویکرد سنتز پژوهی و تحلیل مضمون و تایید مدل با استفاده از PLS در مجموعه بانک سپه در راستای افزایش و بهبود شهرت برند حسابجاری بانک سپه میباشد.
یافتهها: شهرت برند تحت تاثیر کیفیت برند، رضایت مشتری، ارزیابی برند و ارزش مشتری است و همه بهاتفاق منجر به وفاداری برند میشوند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: در این مقاله بهصورت مرحلهای به تبیین موارد اثرگذار بر شهرت برند با استفاده از سنتز پژوهی و تحلیل مضمون پرداخته شد و سپس مدل نهایی با استفاده از نظر خبرگان تایید گردید و در نهایت اعتبار یابی مدل انجام گردید.
آینده هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 (مطالعه موردی یکی از بانکهای دولتی ایران)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 84-97
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.453201.1080
امیر بهادر مروت، فرهاد نظری زاده، احمد حقیری دهبارز
چکیده هدف: سرعت بالای تغییرات فناوری، استفاده هر چه گستردهتر از هوش مصنوعی را سبب گشته است و صنایع مختلف را بر آن داشته تا در جهت پیشبرد اهداف، افزایش کیفیت و کاهش هزینههای خود توجه ویژهای به این پدیده نوظهور داشته باشند. صنعت بانکداری همگام با سایر صنایع در تلاش است تا با بهکارگیری هوش مصنوعی کیفیت خدمات خود را بهبود و موجبات رضایت مشتریان را فراهم آورد. پژوهش پیش رو با هدف، شناسایی کاربردها، وضعیت کنونی و سناریوهای آینده بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق1410 ارایه شده است.
روششناسی پژوهش: ابتدا با انجام مطالعات کتابخانهای کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری احصا و در گام بعد با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 24 خبره و کارشناس بانکی انتخاب و از طریق مصاحبه ساختار نیافته (عمیق) و با استفاده از نرمافزار مکس کیودا وضعیت کنونی کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری شناسایی و تحلیل گردید، سپس بر اساس نظر خبرگان و با استفاده از روش جیبیان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 ترسیم گردید.
یافتهها: بنابر یافتهها، در حال حاضر در سه فرآیند، امنیت و جلوگیری از تقلب، ریسک اعتباری و شناسایی فعالیتهای پولشویی و تامین مالی تروریسم از هوش مصنوعی بهره گرفته میشود و بیشترین کاربرد در حوزه امنیت و جلوگیری از تقلب است. همچنین، بر پایه دو عدمقطعیت اصلی، فعالیت بینالمللی بانک و حمایت مدیران ارشد، چهار سناریوی نفوذ مقتدرانه، توفیق اجباری، رویش در حصر و مرگ خاموش به عنوان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 نگاشته شد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش ضمن شناسایی کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری، وضعیت کنونی بهکارگیری هوش مصنوعی بررسی و آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق 1410 ترسیم گردید.
شناسایی چالشهای سرمایه انسانی بانکداری 4.0 متاثر از پیشرفت هوش مصنوعی: مطالعه فرا ترکیب
دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 98-114
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.455806.1081
حمید آقامحمدی، حسین عنایتی هتکه لوئی
چکیده هدف: با پیشرفت فناوریهای تحول آفرین، تغییر در کسبوکارها بهویژه صنایعی مانند بانکداری بهوجود آمده است. یکی از این فناوریها، هوش مصنوعی میباشد که تغییراتی را در شاکلهی بانکها و عملکرد آنها اعمال مینماید و این موضوعی است که آینده نیرویانسانی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. با پیشرفت هوشمصنوعی دقت و سرعت تجزیهوتحلیل اطلاعات، پیشبینی الگوها، روندها و ریسکهای مالی و بحرانها، بهتر خواهد شد، اما باید بیان داشت که به ناچار جوامع را مجبور به تغییر میکند. برای ایجاد همگامی با روند این تحولات، ضرورت دارد چالشهای سرمایههای انسانی شناسایی شوند. هدف این پژوهش، شناسایی چالشهای سرمایهانسانی بانکداری نسل چهارم، متاثر از پیشرفتهای هوشمصنوعی است.
روششناسی پژوهش: این تحقیق با رویکرد پژوهش کیفی و ابزار فراترکیب که مشتمل بر مراحل هفتگانه سندلوسکی و بارسو است، به ارزیابی و تحلیل نظاممند 84 مورد از یافتههای پژوهشهای پیشین پرداخته شده است. در همین راستا، نظر 15 نفر از خبرگان بهوسیله پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از روش کمی آنتروپی شانون به تعیین ضریب تکنیکهای شناسایی شده پرداخته شده است.
یافتهها: نتیجه این پژوهش منجر به یافتن چالشهای نیرویانسانی که در چهار طبقه دستهبندی شده است میباشد و عبارتند از سلامت (سلامت نیروی انسانی، روحیه کاربری، ارتباطگیری با ابزارها)، عملیات (آموزش تخصصی، تجربه کاربری، سرعت انجام کار، دقت تجزیه و تحلیل)، شغل و ساختار (سادهسازی فرآیندها، غنی سازی شغل، تغییر شغل، بیکاری یا ارتقا)، شفافیت و امنیت (قابلیت مدیریت دادهها، اعتماد در ورود اطلاعات، امنیت کاربری، امنیت اطلاعات و محرمانگی).
اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به پیشرفت هوش مصنوعی و سایر فناوریهای نوین، سرمایه انسانی در بانکداری 4.0 با چالشهای متعددی روبرو است که نیازمند توجه ویژه و برنامهریزی دقیق است. شناسایی این چالشها و ارایه راهکارهای مناسب، میتواند به بهبود عملکرد و افزایش رضایت کارکنان در این صنعت منجر شود. مطالعه فرا ترکیب به عنوان یک ابزار کارآمد، به مدیران کمک میکند تا با نگاهی جامع و علمی، به این چالشها پاسخ دهند.
تبیین الگوی شفافیت و پاسخگویی مدیران بانکهای تجاری کشور
دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 115-126
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.463491.1090
حبیب پیری، حامد راحت ده مرده، هادی متحدی، مرتضی شهرکی، مرتضی دانش
چکیده هدف: شفافیت و پاسخگویی از اصول بنیادین حکمرانی خوب و اخلاق حرفهای در نظامهای بانکی مدرن هستند. این اصول نهتنها به تقویت اعتماد عمومی کمک میکنند بلکه به بهبود کارایی و پایداری سیستم بانکی نیز منجر میشوند. در بستر اقتصاد جهانی که تغییرات سریع و پیچیدگیهای فراوانی را تجربه میکند، نقش بانکها بهعنوان نهادهای مالی کلیدی بیشازپیش موردتوجه قرارگرفته است. ازاینرو، شفافیت و پاسخگویی در عملکرد مدیران بانکهای تجاری اهمیت بیشتری پیداکرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تبیین الگوی شفافیت و پاسخگویی مدیران بانکهای تجاری کشور میباشد.
روششناسی پژوهش: روش پژوهش کیفی به روش نظریه داده بنیاد و مصاحبه با 16 نفر از خبرگان حرفه و دانشگاه در سال 1403 صورت گرفته است.
یافتهها: با توجه به نتایج پژوهش، الگوی داری چهار مولفه افزایش شفافیت، مسئولیت پاسخگویی، افزایش اعتماد عمومی و رعایت اخلاق حرفهای میباشد. همچنین طبق نظر خبرگان، 32 شاخص استخراج گردید.
اصالت/ارزش افزوده علمی: شفافیت در عملکرد و گزارشدهی بانکها موجب افزایش اعتماد عمومی به نظام بانکی میشود. این امر باعث میشود مشتریان با اطمینان بیشتری سپردهگذاری کرده و از خدمات بانکی استفاده کنند. همچنین، با ایجاد یک سیستم پاسخگو و شفاف، امکان فساد، تقلب و سواستفاده کاهش مییابد.
