مالی

ارایه یک استراتژی جدید برای تشکیل سبد سهام هم‌وزن با استفاده از سنجه‌های ریسک مختلف: یک مطالعه تجربی از شاخص S&P500

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-10

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.194488

مصطفی شبانی، حسین قنبری، عمران محمدی

چکیده هدف: در زمینه‌ مدیریت سرمایه‌گذاری، متنوع‌سازی یک عنصر کلیدی جهت مدیریت ریسک است که در میان رویکردهای مختلفی که برای آن وجود دارد، تشکیل سبد سهام هم‌وزن یک رویکرد ساده و کارآمد به شمار می‌رود. ازاین‌جهت که ارزیابی و مدیریت ریسک از دست دادن سرمایه نقش حیاتی در فرآیند تصمیم‌گیری‌های مالی دارد، این پژوهش قصد دارد تا یک رویکرد جدید بر پایه‌ استراتژی تشکیل سبد سهام هم‌وزن ارایه کند تا کارایی رویکرد مذکور را افزایش دهد.
روش‌شناسی پژوهش: رویکرد پیشنهادی این پژوهش شامل تلفیق استراتژی تشکیل سبد سهام هم‌وزن و ابزارهای سنجش و ارزیابی ریسک است. این رویکرد نوآورانه با هدف ارایه یک استراتژی جامع‌تر و کاراتر در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری ارایه شده است. در این رویکرد ابتدا سهام با سنجه‌های ریسک رایج در ادبیات مدیریت سرمایه‌گذاری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و غربالگری می‌شوند و سپس با استفاده از استراتژی تشکیل سبد سهام هم‌وزن، یک سبد سرمایه‌گذاری از سهام باقی‌مانده تشکیل می‌گردد. سنجه‌های ریسک مورداستفاده در این تحقیق شامل واریانس، انحراف معیار، نیم انحراف معیار، ارزش در معرض ریسک، ارزش در معرض ریسک شرطی، ارزش در معرض ریسک آنتروپیک، افت در معرض ریسک، افت در معرض ریسک شرطی و افت در معرض ریسک آنتروپیک است.
یافته‌ها: به‌منظور ارزیابی رویکرد پیشنهادی روش مذکور روی یک مطالعه موردی تجربی از دنیای واقعی با استفاده از داده‌های تاریخی ماهانه از نمادهای شاخص S&P 500 صورت گرفت و جهت اعتبارسنجی آن نیز با نتایج حاصل شده با نتایج حاصل از رویکرد پایه‌ی تشکیل سبد سهام هم‌وزن مقایسه گردید. یافته‌های تجربی این مطالعه دارای پیامدهای عملی برای سرمایه‌گذاران و مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با یک دیدگاه نوآورانه به غربالگری سهام و تشکیل سبد سرمایه‌گذاری می‌پردازد که می‌توان از آن به‌عنوان یک معیار سنجش نیز بهره‌مند شد.

بانکی

راه‌کارهای افزایش و بهبود شهرت برند حساب‌جاری بانک سپه

دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 73-83

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.469732.1106

حسن بازدار

چکیده هدف: در سال‌های اخیر آگاهی یافتن از شهرت برند یکی از دغدغه‌های مهم مدیران و سیاست‌گذاران بانک‌ها بوده و از دیدگاه مدیران بازاریابی این واحدها، به‌عنوان یک مساله مطرح شده است. اگر بانک‌ها بتوانند در این زمینه فعال ظاهر شوند، خواهند توانست بر جلب اعتماد مشتری، میزان رضایت و خشنودی آن‌ها و ایجاد وفاداری نسبت به خود تاثیرگذار باشند.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش حاضر به دنبال بررسی مدل مناسب توسعه شهرت برند با رویکرد سنتز پژوهی و تحلیل مضمون و تایید مدل با استفاده از PLS در مجموعه بانک سپه در راستای افزایش و بهبود شهرت برند حساب‌جاری بانک سپه می‌باشد.
یافته‌ها: شهرت برند تحت تاثیر کیفیت برند، رضایت مشتری، ارزیابی برند و ارزش مشتری است و همه به‌اتفاق منجر به وفاداری برند می‌شوند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: در این مقاله به‌صورت مرحله‌ای به تبیین موارد اثرگذار بر شهرت برند با استفاده از سنتز پژوهی و تحلیل مضمون پرداخته شد و سپس مدل نهایی با استفاده از نظر خبرگان تایید گردید و در نهایت اعتبار یابی مدل انجام گردید.

مالی

سنجش عملکرد برند در صنعت پتروشیمی با رویکرد بهبود عملکرد مالی

دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 216-232

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.193658

بردیا پوراسمعیل مطلق، عبدالرحیم محتشم

چکیده درحالی‌که برند و مدیریت آن در بازاریابی کالا و خدمات مصرفی حکم‌فرما شده است، برندهای صنعتی در به دست آوردن جایگاه بازاریابی برای خود بسیار کند عمل کرده‌اند. شاید این امر، ناشی از این باور باشد که برندها در مواجهه با خریدار سازمانی که تصمیماتش بر پایه دلایل منطقی و مستدل است، بسیار ناگویا باشد. فراهم‌کنندگان محصولات و خدمات در بازارهای پتروشیمی، برای باقی ماندن در عرصه رقابت جهانی، به دنبال به دست آوردن مزیت رقابتی از طریق استفاده استراتژیک و توسعه ارزش برند هستند. رقابت سنگین در صنعت پتروشیمی میان کشورها ایجاب می‌کند که توجه به بحث برند در اولویت قرار گیرد؛ بخصوص شرکت‌های مرتبط با صنعت پتروشیمی در ایران به دلیل مباحث تحریمی، می‌توانند با ایجاد برند صنعتی قوی در حفظ مشتریان خود حرکت کنند. در تحقیق حاضر، به طراحی مدل عملکرد برند در صنعت پتروشیمی پرداخته شد. با انجام مصاحبه‌های منسجم با خبرگان حوزه برند در صنعت پتروشیمی و هم‌چنین مطالعات کتابخانه‌ای به شناسایی مفاهیم و مولفه‌های اساسی عملکرد برند پرداخته شد. از میان 28 مولفه شناسایی‌شده در تحلیل کیفی، تعداد 11 مولفه باقی ماند که مبنای تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از انجام تحلیل عاملی تاییدی نشان از آن داشت که از بین 11 مولفه مذکور، تنها تعداد 7 مولفه به‌طور معنادار و قابل‌توجهی، عملکرد برند را تبیین می‌کنند. این 7 مولفه عبارتند از: بازده فروش، نوآوری در پاسخگویی، الگوبرداری، سرمایه سازمانی برندمحور، استراتژی‌های رقابتی سازمانی، کیفیت محصولات، تولید و حجم فروش.

مالی

بررسی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و بازده سهام با تاکید بر نقش تعدیلی محافظه‌کاری شرطی در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 11-24

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.451555.1079

علی کیانی، نیلوفر ذالک زاده

چکیده هدف: عدم‌ تقارن اطلاعات میان مدیریت و افراد برون‌سازمانی موجب اعمال محافظه­‌کاری بیشتری در گزارشگری مالی می‌­شود. محافظه‌کاری هم به نوبه خود انگیزه و توان مدیران را در دستکاری اطلاعات حسابداری، تقلیل و بدین ترتیب هزینه­‌های نمایندگی ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می­‌دهد. در پژوهش حاضر افزون بر بررسی تاثیر عدم‌ تقارن اطلاعاتی بر بازده سهام، تاثیر محافظه‌کاری شرطی بر رابطه بین عدم‌ تقارن اطلاعاتی با بازده سهام ‌در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران نیز مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.
روش‌شناسی پژوهش: بدین صورت که محقق پس از طرح مبانی نظری و فرضیه‌های پژوهش، از طریق نمونه‌گیری به روش حذف سیستماتیک تعداد 114 شرکت پذیرفته­‌شده در بورس اوراق بهادار تهران را در یک قلمروی زمانی هفت ساله (1400-1394) به‌عنوان نمونه آماری برگزید و پس از استخراج داده‌های لازم برای آزمون فرضیه‌ها از مدل رگرسیونی خطی چندگانه با استفاده از نرم‌افزار اقتصادسنجی Eviews 14  پرداخت.
یافته‎‌ها: یافته‌های پژوهش ضمن تایید فرضیه‌ها، این نتیجه را دربر داشت که اولا عدم‌ تقارن اطلاعاتی بر بازده سهام تاثیر مثبت و معناداری دارد و ثانیا محافظه‌­کاری به‌­طور مستقیم روی بازده سهام تاثیر ندارد، اما افزایش آن موجب تضعیف شدت رابطه مستقیم بین عدم‌ تقارن اطلاعاتی و بازده سهام خواهد شد. 
اصالت/ارزش افزوده علمی: بنابراین، در مواقعی که عدم‌تقارن اطلاعات شرکت­‌ها بالا می­‌باشد، مدیران  شرکت­‌ها تخمینی محافظه‌کارانه از اطلاعات بازار ایجاد خواهند کرد. از این‌رو عدم‌ تقارن اطلاعات به‌طور بالقوه می‌­تواند منجر به اشتباهات یا ریسک­‌های بزرگی گردد.

بانکی

آینده هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 (مطالعه موردی یکی از بانک‌های دولتی ایران)

دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 84-97

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.453201.1080

امیر بهادر مروت، فرهاد نظری زاده، احمد حقیری دهبارز

چکیده هدف: سرعت بالای تغییرات فناوری، استفاده هر چه گسترده‌تر از هوش مصنوعی را سبب گشته است و صنایع مختلف را بر آن داشته تا در جهت پیشبرد اهداف، افزایش کیفیت و کاهش هزینه‌های خود توجه ویژه‌ای به این پدیده نوظهور داشته باشند. صنعت بانکداری همگام با سایر صنایع در تلاش است تا با به‌کارگیری هوش مصنوعی کیفیت خدمات خود را بهبود و موجبات رضایت مشتریان را فراهم آورد. پژوهش پیش رو با هدف، شناسایی کاربردها، وضعیت کنونی و سناریوهای آینده به‌کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق1410 ارایه شده است.
روش‌شناسی پژوهش: ابتدا با انجام مطالعات کتابخانه‌ای کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری احصا و در گام بعد با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، 24 خبره و کارشناس بانکی انتخاب و از طریق مصاحبه ساختار نیافته (عمیق) و با استفاده از نرم‌افزار مکس کیودا وضعیت کنونی کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری شناسایی و تحلیل گردید، سپس بر اساس نظر خبرگان و با استفاده از روش جی‌بی‌ان  سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 ترسیم گردید.
یافته‌ها: بنا‌‌بر یافته‌ها، در حال حاضر در سه فرآیند، امنیت و جلوگیری از تقلب، ریسک اعتباری و شناسایی فعالیت‌های پولشویی و تامین مالی تروریسم از هوش مصنوعی بهره گرفته می‌شود و بیشترین کاربرد در حوزه امنیت و جلوگیری از تقلب است. همچنین، بر پایه دو عدم‌قطعیت اصلی، فعالیت بین‌المللی بانک و حمایت مدیران ارشد، چهار سناریوی نفوذ مقتدرانه، توفیق اجباری، رویش در حصر و مرگ خاموش به عنوان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 نگاشته شد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش ضمن شناسایی کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری، وضعیت کنونی به‌کارگیری هوش مصنوعی بررسی و آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق 1410 ترسیم گردید.

بانکی

آیا تسهیلات مالی بانکی بر اشتغال بخش‌های خدمات و صنعت ومعدن تاثیر دارد؟ (مورد مطالعه بانک سپه)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 233-243

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.182910

سیامک شکوهی فرد، فرزاد رحیم زاده، هاتف حاضری نیری

چکیده بخش خدمات و صنعت و معدن نقش کلیدی در اقتصاد هر کشور ایفا کرده و تامین اعتبار این بخش­ها می‌تواند تاثیرات موثری بر سطح ارزش‌افزوده و اشتغال داشته باشد. ازآنجایی‌که تامین اعتبار در ایران اغلب از طریق سیستم بانکی صورت می‌گیرد و بانک سپه نیز یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های کشور است، بدین منظور در این  تحقیق، با استفاده از داده‌های اردبیل در دوره زمانی 1401-1365، تاثیر اعتبارات اعطایی بانک سپه بر سطح اشتغال در بخش خدمات و صنعت و معدن مطالعه شده است. بر اساس نتایج معادلات برآوردی، اعتبارات اعطایی بانک سپه بر بخش خدمات و بخش صنعت و معدن در اردبیل تاثیر مثبت و معنادار بر سطح اشتغال در این بخش‌ها دارد. به‌طوری‌که در بلندمدت و با فرض ثابت بودن سایر عوامل، %1 افزایش در اعتبارات اعطایی بانک سپه به بخش خدمات و بخش صنعت و معدن، سطح اشتغال در این بخش‌ها را به ترتیب %0/09 و %0/05 افزایش داده است. هم‌چنین بر اساس نتایج حاصل‌شده، سایر متغیرهای مدل همانند موجودی سرمایه فیزیکی شهرستان و سطح سرمایه انسانی نیز تاثیر مثبت و معنادار بر سطح اشتغال در بخش‌های مذکور داشته است.

بانکی

طراحی و تبیین مدل بهبود در جذب، نگهداشت و وفادار‌سازی مشتریان شرکتی و تجاری از طریق افزایش رضایت در حساب‌جاری با نظریه‌پردازی داده بنیاد

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 25-35

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.462203.1087

غلام‌رضا پناهنده خوجین، علی ابدالی

چکیده هدف: یکی از چالش‌های اساسی در بانکداری شرکتی و تجاری جذب، نگه داشت و وفادار‌سازی مشتریان است. هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تبیین مدل بهبود در جذب، نگه داشت و وفادار‌سازی مشتریان حقوقی در محصول حساب‌جاری در بانک سپه است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش دارای رویکردی کیفی بوده و از روش داده بنیاد به‌عنوان روش تحقیق استفاده شده است. روش جمع‌آوری داده‌ها، مرور تحقیقات قبلی انجام‌شده و هم‌چنین مصاحبه عمیق و باز با 22 نفر از خبرگان و متخصصان آگاه از موضوع شامل (مدیران، معاونین، روسای حوزه و کارشناسان بانکی) بوده است. روایی این پژوهش توسط مصاحبه‌شوندگان و سپس اساتید متخصص در این زمینه موردبررسی قرارگرفته و پایایی نیز با استفاده از روش مطالعه حسابرسی فرایند نتایج به‌دست آمده است. برای تحلیل داده‌ها از روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.
یافته‌ها: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که مدل بهبود در جذب، نگه داشت و وفادارسازی مشتریان شرکتی و تجاری در محصول حساب‌جاری دارای مولفه اساسی تحت عنوان سیاست‌های تولید و عرضه خدمات و عوامل مربوط به فناوری و مالی و حرفه‌ای می‌باشد که بهبود در جذب و نگه داشت مشتریان شرکتی و تجاری در گرو کنترل و مدیریت برتر این مولفه‌ها است.
اصالت/ارزش افزوده علمی: ارایه مدل بهبود در جذب، نگه داشت و وفادارسازی مشتریان شرکتی و تجاری در محصول حساب‌جاری.

بانکی

ارایه مدل برند‌سازی حسی با تاکید بر فین‌تک در راستای ارتقای حساب‌های جاری بانک سپه

دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 244-257

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.196504

مهرشاد شجاعی، حسن رشیدی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارایه مدل برندسازی حسی با تاکید بر فین‌تک در راستای ارتقای حساب­‌های جاری بانک سپه بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف اکتشافی و از نظر شیوه جمع‌آوری داده‌­ها توصیفی-پیمایشی بوده و با روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) مورد تحلیل قرار گرفت. روش‌شناسی آمیخته مبتنی بر اصول پارادایمی پراگماتیسم است. به لحاظ رویکرد، استقرائی و استراتژی مورداستفاده در این پژوهش استراتژی داده بنیاد کلاسیک بوده است. یافته‌­های بخش کیفی حاکی از این است که 10 مقوله اصلی، 22 مقوله فرعی و 69 کد اولیه شناسایی شدند. مقوله‌­های اصلی شامل حفظ و نگهداشت مشتری، جذب مشتری، تکنیک حواس مشتری، بازاریابی حسی، درگیری عاطفی، فین تک، عوامل رقابتی، استراتژی­‌های برندسازی حسی، جان‌بخشی برند، مزیت محصول و خدمات است. یافته‌های حاصل از بخش کمی نیز نشان داد که ابعاد به‌دست آمده در راستای تقویت و ارتقای حساب­های جاری بانک سپه تاثیر معنی­‌داری دارند. از نظر نوآوری این تحقیق می‌­توان گفت که برندسازی حسی دانش جوانی است که در حوزه مدیریت تجربه مشتریان شکوفا شده است. به‌طورکلی مطالعات اندکی درزمینه برندسازی حسی در کشور انجام شده است. در مطالعه حاضر کوشش بر آن است که گامی فراتر برداشته شود یعنی علاوه بر مفهوم‌سازی موضوع «برندسازی حسی» مدلی جامع و بومی مبتنی بر روش تحقیق علمی و با رویکردی اکتشافی ارایه شود.

مالی

بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 36-44

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.193850

مصطفی حیدری هراتمه، بهنام ابراهیمی

چکیده هدف: امروزه برخی از محققان معتقدند که نوسانات نرخ ارز باعث کاهش ورود گردشگران می‌شود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری در اقتصاد ایران در دوره زمانی سه‌ماهه اول 1390 تا سه‌ماهه چهارم 1400 تبیین گردید.
روش‌شناسی پژوهش: در اغلب تحقیقات گذشته از انحراف معیار میانگین متحرک لگاریتم نرخ ارز به‌عنوان معیاری جهت محاسبه نوسانات نرخ ارز استفاده شده است، اما در این تحقیق معیار جدیدی برای ارزیابی نوسانات نرخ ارز منظور گردید. روش تحقیق مورداستفاده مبتنی بر نظریه هم انباشتگی، جمله تصحیح خطای معیار نوسانات نرخ ارز با استفاده از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون توزیع شده با وقفه (ARDL) برای هم انباشتگی می‌باشد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد: 1- علاوه بر جاذبه‌های بازدید از کشورها، همان‌طور که انتظار می‌رود نسبت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت‌های نسبی، تاثیر مثبت و معناداری بر جریان گردشگری  دارد، 2- ضریب قیمت‌های نسبی در بیشتر موارد منفی و معنادار است، به این معنی که سطح قیمت نسبی بین کشور مبدا و مقصد اثر مهم و منفی دارد و 3- نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری و ورود گردشگران تاثیر زیادی دارد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نوسانات نرخ ارز بر ورود گردشگران خارجی به ایران اثر منفی و معنی‌داری دارد؛ بنابراین، لازم است که سیاست‌گذاران در طراحی تدابیر سیاستی خود این مقوله را درنظر بگیرند. اگرچه در سال‌های اخیر با افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش ورود تعداد قابل‌توجهی گردشگر خارجی به ایران می‌رود، اما افزایش نرخ تورم در سال‌های اخیر، مزیت ارزان بودن مسافرت به ایران را به خاطر افزایش نرخ ارز از بین برده است.

مالی شرکتی

بررسی مدل‌های تحلیل پوششی داده‌ها برای تخمین سطوح ورودی/خروجی و بهبودبخشی کارایی سازمان‌ها

دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 258-271

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.457547.1083

رضا توکلی مقدم

چکیده در این مقاله مدل­‌های DEA، برای تخمین سطوح ورودی/خروجی و اعمال ترجیحات مدیر یا تصمیم‌­گیرندگان و نیز بهبودبخشی واحدهای ناکارا در حالت بازه‌­ای مورد‌بررسی قرار گرفت. در این مقاله روشی توسط حسین‌زاده‌ لطفی و همکاران [1] که در‌مورد تخمین سطوح خروجی به‌هنگام افزایش سطوح ورودی با فرض بازه‌­ای بودن داده­‌ها (مقادیر ورودی و خروجی به صورت بازه‌­ای می‌­باشند) است را با استفاده از مدل ارایه‌شده توسط فروغی و ونچه [2] گسترش داده تا ضمن افزایش سطوح خروجی کاهش و یا عدم‌تغییر آن‌ها را نیز شامل شود، مورد­مطالعه قرار گرفت؛ سپس مدلی برای تخمین سطوح ورودی به‌ هنگام تغییر (افزایش، کاهش یا عدم‌تغییر) سطوح خروجی با داده‌­های بازه‌­ای ارایه شده است.

حسابداری و حسابرسی

بررسی تاثیر ساختار کمیته حسابرسی داخلی و کیفیت سازمانی بر ثبات مالی بانک‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 45-59

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.190908

محمد محمدی، گلاره مرتضایی، سمیرا نجفی

چکیده هدف: بررسی تاثیر ساختار کمیته حسابرسی داخلی بانک و کیفیت سازمانی بانک بر ثبات مالی بانک‌ها است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع مطالعه کتابخانه‌های و تحلیلی-علی بوده و مبتنی بر تحلیل داده‌های تابلویی (پانل دیتا) است. در این پژوهش اطلاعات مالی 10 بانک پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1395 تا 1400 بررسی شده است (60 بانک-سال).
یافته‌ها: نتایج تحقیق در ارتباط با تایید فرضیه 1 پژوهش نشان از آن داشت که ساختار کمیته حسابرسی داخلی بانک بر میزان ثبات مالی بانک‌ تاثیر مثبت و مستقیمی می‌گذارد. درنهایت با توجه به تجزیه‌و‌تحلیل‌های صورت گرفته در ارتباط با تایید فرضیه 2 پژوهش به این نتیجه رسیدیم که کیفیت سازمانی بانک بر میزان ثبات مالی بانک‌ تاثیر مثبت و مستقیمی می‌گذارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: در سال‌هایی که بانک‌ها دارای بدهی سنگین بوده‌اند و عهد و پیمان‌های مالی خود را نقض می‌کردند، مدیران این بانک‌ها با استفاده از تکنیک‌های مدیریتی نوین دست به اقدامات مدیریت سود زده و طلبکاران را متقاعد کرده و یک تصویر خوب مالی از بانک را به نمایش می‌گذاشتند. کاهش کیفیت سازمانی بانک‌ها، در اثر رشد نقدینگی بالا ایجاد شده و یکی از راه‌های برون‌رفت بازار سرمایه از بحران مالی ایجادشده توسط بانک‌ها، افزایش کیفیت حسابرسی کمیته‌های حسابرسی داخلی و استفاده از سود کسب‌شده در گسترش اعطای وام به واحدهای تولیدی و خدماتی می‌باشد. بسیاری از بانک‌هایی که نزدیک به مرز ورشکستگی شدند، اجرای تعهدات مالی آن‌ها به‌سختی انجام می‌شد. با توجه به هزینه‌‌های ناشی از عدم استفاده از کمیته‌های حسابرسی داخلی، عواقب اصلی بازگشت سود پایین‌تر از سرمایه‌گذاری، نقدینگی کمتر، ارزیابی مجدد خطرات نوسان‌پذیری کیفیت سازمانی، مشکل بازپرداخت وام‌های بلند‌مدت و منابع مالی دیگر، بحران مالی بانک‌ها گسترش یافته و تنها راه نجات از بحران اتفاق افتاده در دسترس بودن اعتبارات با سود پایین، سیاست‌های اقتصادی جدید و تضمین دولتی و درنهایت افزایش کیفیت سازمانی بانک‌ها می‌باشد.

مالی شرکتی

ارزیابی کارایی و اثربخشی سازمان با تلفیق دو نظام ارزیابی BSC و DEA

دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 272-280

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.457582.1085

مهدی یزدانی، حامد کاظمی پور

چکیده روش تلفیقی، عملکرد سازمان از دو زاویه مختلف ارزش‌آفرینی و بهره‌وری ارزیابی می‌شود. این روش ارتباط بین عملکرد مالی و عملکرد عملیاتی را بهبود می‌بخشد و به سازمان امکان می‌دهد تا با دقت بیشتری عملکرد خود را مدیریت کند و تصمیم‌گیری‌های بهتری برای بهبود عملکرد خود اتخاذ کند. درحالی‌که مطالعات انجام‌شده در تحلیل پوششی داده‌ها بیش‌تر به‌صورت محاسبه کارایی بدون لحاظ نمودن فرآیندهای داخلی سیستم‌ها می‌باشد. در مطالعه حاضر از رویکرد تحلیل پوششی داده‌ها برای محاسبه سیستم‌های چند فرآیندی مطرح‌شده و مدل تلفیقی DEA و BSC جهت محاسبه کارایی در راستای استراتژی‌های سازمان استفاده می‌گردد. در این مدل به‌سادگی می‌توان علت ناکارایی سیستم را در زیر فرآیندها تشخیص داده و برنامه‌های بهبود آینده را ارایه کرد.

مالی

بررسی و تحلیل نقش تحریم‌های اقتصادی در سرریز بازده به بازارهای سهام، ارز و سکه طلا

دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 60-72

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.194532

محمدباقر محمدی نژاد پاشاکی

چکیده هدف: شناسایی و کمی‌سازی اثرات سرریز در بازارهای مالی یکی از مباحث مهم  علم مالی می‌‍باشد. با آگاهی از کانال‌های سرریز و اندازه‌گیری اثرات سرریز در بازارها می‌توان از اختلالات و بی‌نظمی در بازارها جلوگیری کرد و با برقراری شرایط ثبات و آرامش در بازارها زمینه رشد و توسعه اقتصادی را فراهم نمود. با توجه به شرایط حاکم بر کشور و تحریم‌های اقتصادی گوناگون از سوی کشورهای غربی حال سوال این است که در شرایط متفاوت تحریم‌های اقتصادی اثرات سرریز به بازارها چگونه است؟ لذا جهت پاسخ به سوال فوق هدف این پژوهش بررسی و سنجش اثر سرریز بازده دردوره‌های متفاوت تحریم‌های اقتصادی است.
روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش داده‌های روزانه مربوط به بازارهای سهام ، ارز و سکه طلا طی دوره زمانی 14/09/1387 الی 11/10/1401 با استفاده از مدل VARMA-AGARCH مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای بررسی دقیق‌تر نقش تحریم‌ها در سرریز بازده، دوره‌های پژوهش به چهار دوره شامل دو دوره تحریمی شدید (دوره‌های دوم و چهارم پژوهش) و دو دوره تحریمی غیر شدید (دوره‌های اول و سوم پژوهش) دسته‌بندی شدند.
یافته‌ها: نتایج این پژوهش  نشان دهنده  رابطه مستقیم و مثبت بین شدت تحریم‌های اقتصادی با افزایش اثر سرریز بازده در بازارها است که با گردش سرمایه‌ها در بازارهای مختلف موجبات بی‌ثباتی و بی‌نظمی در بازارها را فراهم می‌کند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از یک روش جدید و نوآورانه  به بررسی و اندازه‌گیری اثر سرریز بازده تحت شرایط متغیر تحریم می‌پردازد که این شرایط متغیر تحریمی می‌تواند به‌عنوان یک عامل موثر در نوسانات بازده در بازارهای مختلف مورد توجه قرار گیرد.

بانکی

شناسایی و اولویت‌بندی راهکارهای جذب، نگه‌داشت و وفاداری مشتریان تجاری و شرکتی در حساب‌های جاری بانک سپه

دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 281-298

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.457573.1084

امیر توتچی

چکیده در هر سازمانی و با هر نوع خدمتی، دانستن شیوه‌های مختلف حفظ و نگه‌داشت مشتریان بسیار کلیدی است و ایجاد وفاداری در مشتریان برای درازمدت اقدامی هوشمندانه برای هر کسب‌وکاری است. لذا هدف اصلی این تحقیق شناسایی و اولویت‌بندی راهکارهای جذب، نگه‌داشت و وفاداری مشتریان تجاری و شرکتی در حساب‌های جاری بانک سپه در نظر گرفته شده است. تحقیق حاضر از نظر روش توصیفی (چراکه به توصیف هر آن چه که می‌باشد، بدون دخالت دادن نظر شخصی می‌پردازد) با هدف کاربردی (چون می‌خواهد مشکلی را حل کند) و از نوع اکتشافی (چون به دنبال شناسایی راهکارهای جذب، نگه‌داشت و وفاداری مشتریان تجاری و شرکتی در حساب‌های جاری بانک سپه می‌باشد) است. جامعه موردبررسی را در مرحله اول مدیران ارشد استان، روسا و معاونین شعب بانک سپه تشکیل می‌دهند. شرکت‌کنندگان در تحقیق دلفی از ۵ تا 30 نفر را شامل می‌شوند که ابتدا به پرسشنامه کیفی باز پاسخ دادند و راهکارهای ادبیات را تایید یا رد کرده و در صورت نیاز راهکارهای جدید را اعلام کردند. کمینه تعداد شرکت‌کنندگان بستگی به چگونگی طراحی روش تحقیق دارد. سپس در مرحله دوم بعد از طراحی پرسشنامه دیمتل از پاسخ‌دهندگان درخواست شد تا به ارتباطات داخلی متغیرها پاسخ دهند. بر این اساس حجم جامعه 30 نفر از خبرگان، شامل مدیران ارشد استان، روسا و معاونین شعب بانک سپه می‌باشند که درنهایت تعداد 27 پرسشنامه موردقبول قرار گرفت. در این بخش یافته‌های اصلی مطالعه (معمولا با ذکر معنی‌داری آماری) بیان می‌شوند. به معنای کاری است که شما انجام می‌‎دهید و از دیدگاه خود شما است، اگرچه ممکن است برای حمایت از استدلال خود از کارهای تحقیقاتی دیگران استدلال کنید.

ارایه یک مدل جامع ارزیابی عملکرد سیستم بانکداری با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای در فضای غیر قطعی

دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22105/fbs.2023.178864

فرهاد حسین زاده لطفی، سید اسماعیل نجفی، هما فاسمی تودشکی

چکیده امروزه مدیران در همه سازمان‌ها، از جمله بانک‌ها، خواستار استفاده بهینه از امکانات و ظرفیت‌های موجود در بخش‌های مختلف هستند. با در نظر گرفتن فرهنگ فروش در حال ظهور و تقسیم‌بندی مشتریان در سیستم بانکداری جامع در داخل بانک‌ها، مدیران نیاز به سنجش کارایی با استفاده از مدل‌های مرسوم در تحلیل پوششی داده‌ها در قسمت‌های مختلف از جمله، جذب سپرده، ارایه خدمات مالی به گروه مشتریان و کسب سود دارند. هدف از این مقاله ارایه مدل تحلیل پوششی داده‌ها شبکه فازی به همراه وجود متغیرهای نامطلوب و منابع مشترک جهت اندازه‌گیری کارایی شعب بانک‌های ایران در سیستم بانکداری جامع است. در این پژوهش، با در نظرگیری مدل شبکه‌ای غیر شعاعی تحلیل پوششی داده‌ها بر پایه متغیرهای کمبود، با توجه به آنچه در خصوص عدم قطعیت و اطمینان در خصوص برخی متغیرهای موجود در مدل‌های تحلیل پوششی داده‌ها در فضای واقعی رخ می‌دهد، مدل فازی‌شده مبتنی بر متغیرهای کمبود با در نظرگرفتن متغیرهای نامطلوب و منابع مشترک ارایه می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که در یک محیط بانکداری جامع رقابتی، مدل پیشنهادی می‌تواند به مدیران صنعت بانکی جهت اتخاذ سیاست‌های مختلف در بخش‌های مختلف فرآیند بانکداری جامع کمک نماید. مساله اصلی که در بسیاری از شرایط واقعی در ارزیابی عملکرد سیستم بانکداری جامع رخ می‌دهد این است که  ورودی‌ها و خروجی‌های مدل تحلیل پوشش داده‌ها قطعی، دقیق و مطلوب نیستند. در این پژوهش، داده‌های غیرقطعی جهان واقعی با استفاده از تحلیل پوششی شبکه‌ای بررسی شده است.

مالی شرکتی

بررسی نقدشوندگی سهام و اهرم مالی مازاد: نقش هزینه‌های نمایندگی در شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران

دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-12

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.511573.1155

رسول ناصرحجتی رودسری، سیدفخرالدین فخرحسینی

چکیده هدف: در سال‌های اخیر، ظهور ابزارهای مالی نوآورانه در بازارهای سرمایه، علاوه برافزایش جذابیت این بازارها برای سرمایه‌گذاران، به پیشرفت دانش مالی، به‌ویژه در حوزه مالی رفتاری منجر شده است. با توجه به اهمیت آشنایی با این حوزه در کنار تحلیل‌های تکنیکال و بنیادی، این پژوهش به بررسی رابطه بین نقدشوندگی سهام و اهرم مالی مازاد با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌کننده هزینه‌های نمایندگی در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌پردازد.
روش‌شناسی پژوهش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی است. داده­های مورد نیاز با استفاده از روش حذف سیستماتیک در بازه زمانی 1396 الی 1402 جمع‌­آوری شده‌­اند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که بین نقدشوندگی سهام و اهرم مالی مازاد رابطه معناداری وجود دارد. با این حال، نقش تعدیل‌کننده هزینه‌های نمایندگی در این رابطه تایید نشده است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نتایج این پژوهش می‌تواند برای سیاست‌گذاران، مدیران و سرمایه‌گذاران در راستای بهبود تصمیم‌گیری‌های مالی و مدیریت بهینه ساختار سرمایه از اهمیت بالایی برخوردار باشد. این مطالعه با بررسی نقش تعدیل‌کننده هزینه‌های نمایندگی، به درک بهتر رابطه بین نقدشوندگی سهام و اهرم مالی مازاد کمک می‌کند.

بانکی

ارزیابی و مدیریت فرهنگ‌سازمانی بانک سپه با استفاده از مدل اخلاق، ارزش­ها و فرهنگ‌سازمانی (EVC)

دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.247756

عطیه رسولی، ندا محمد اسماعیلی، علی آدوسی، سعید کاظمی مهرآبادی، آرین قلی‌پور

چکیده هدف: با توجه به نقش حیاتی بانک‌ها در اقتصاد و تعاملات مالی جامعه، عملکرد پایدار و موثر آن‌ها وابسته به انسجام داخلی و تعهد کارکنان است. فرهنگ‌سازمانی به‌عنوان مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها و هنجارهای مشترک، رفتار کارکنان را هدایت کرده و مسیر تصمیم‌گیری و تعاملات کاری را شکل می‌دهد. در این زمینه، شناسایی وضعیت فعلی فرهنگ‌سازمانی و مولفه‌های کلیدی آن در بانک‌ها، زمینه‌ساز بهبود عملکرد، ایجاد انگیزش و تعهد کارکنان و افزایش همسویی با اهداف استراتژیک خواهد بود. هدف این پژوهش بررسی وضعیت فرهنگ‌سازمانی در بانک‌ سپه و ارایه راه‌کارهای برای مدیریت فرهنگ‌سازمانی بوده است. مطالعه حاضر تلاش می‌کند تا با تحلیل مولفه‌های کلیدی فرهنگ‌سازمانی، راه‌کارهایی عملی برای بهبود عملکرد و همسویی کارکنان با اهداف استراتژیک بانک ارایه دهد.
روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش مورداستفاده در این فصل، روش کمی-پیمایش است. ابزار پیمایش در این پژوهش پرسشنامه مدل اخلاق، ارزش و فرهنگ‌سازمانی بوده است. داده‌های جمع‌آوری‌شده با نرم‌افزار Excel و SPSS تحلیل شده است.
یافته‎ها: نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت فرهنگ‌سازمانی بانک در تمامی ۷ مولفه مدل اخلاق، ارزش و فرهنگ‌سازمانی در سطح متوسط قرار دارد و نیازمند اقدامات توسعه‌ای و بهبود است. پایین‌ترین میانگین مربوط به مولفه ساختار بود که اولویت برنامه‌های توسعه‌ای را مشخص می‌کند. همچنین، رتبه‌بندی اهمیت مولفه‌ها از دید کارکنان به ترتیب استراتژی، کارکنان و ارزش‌های مشترک بیشترین اولویت و مهارت و سیستم کمترین اولویت را داشت. تحلیل متغیرهای جمعیت‌شناختی نشان داد برداشت کارکنان از فرهنگ‌سازمانی تحت تاثیر سن، سابقه، تحصیلات، نوع قرارداد، پست سازمانی و واحد محل خدمت است، به‌طوری‌که کارکنان جوان، تحصیل‌کرده و ستادی ارزیابی پایین‌تری داشتند و کارکنان باسابقه و شعب ارزیابی مطلوب‌تری ارایه کردند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارزیابی جامع فرهنگ‌سازمانی بانک بر اساس مدل اخلاق، ارزش و فرهنگ‌سازمانی، نقاط قوت، شکاف‌ها و اولویت‌های توسعه‌ای را مشخص کرده و چارچوبی عملی برای بهبود فرهنگ‌سازمانی و همسویی آن با اهداف سازمانی ارایه می‌دهد.

مالی

بررسی ارتباطات تلاطمات دارایی‌های بورسی بانک سپه با یکدیگر

دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 13-27

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.500831.1151

محمدعلی زمانی، امیر فراهانی، شیما زارع

چکیده هدف: مدیریت پرتفوی و ریسک از مهم‌ترین مباحث در حوزه سرمایه‌گذاری است که به تصمیم‌گیری بهینه در خصوص ترکیب دارایی‌ها و کنترل ریسک‌های مرتبط با آن می‌پردازد. در این راستا، شناسایی و تحلیل ارتباطات متقابل و همبستگی بین دارایی‌ها نقش کلیدی در کاهش نوسانات و مدیریت ریسک دارد. پژوهش حاضر به بررسی ارتباطات تلاطمات دارایی‏‌های بورسی شرکت مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید به‌عنوان بزرگ‌ترین دارایی بانک سپه با یکدیگر می‌‏پردازد.
روش‌شناسی پژوهش: برای بررسی ارتباطات شبکه، بازدهی روزانه سهام منتخب موجود در پرتفوی شرکت مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شده و بررسی ارتباط تلاطمات صورت گرفته است. روش مورداستفاده برای بررسی تلاطمات مدل خود رگرسیون برداری بوده که از طریق استخراج جدول تجزیه واریانس از این مدل، ارتباطات در سطح سیستم بررسی می‌‏شوند. بازه زمانی موردبررسی از ابتدای فروردین‌ماه سال 1398 تا پایان شهریورماه سال 1402 بوده است.
یافته‌ها: بر اساس نتایج به‌دست ‌آمده از پژوهش، تغییرات بازدهی نمادهای کگل، کگهر و کچاد بیشترین تاثیر را بر بازدهی شرکت‌های پرتفوی گروه مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید به‌عنوان بزرگ‌ترین دارایی بورسی بانک سپه می‌‏گذارد و نمادهای کگل، وسپه و کچاد بیشترین تاثیر را از تغییرات بازدهی شرکت‏‌های پرتفوی گروه مدیریت سرمایه‏‌گذاری امید می‌‏پذیرند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: پژوهش حاضر با مطالعه شبکه ارتباطات پرتفوی شرکت مدیریت سرمایه‌‏گذاری امید، روش جدیدی در بررسی ارتباطات میان دارایی‌‏های شرکت‌‏ها ارایه می‌‎‎کند و با مشخص کردن دارایی‌‏های پرریسک‌تر در بهینه‏‌سازی پرتفوی به مدیران کمک خواهد کرد.

بررسی اثرگذاری هوش تجاری و نوآوری بر عملکرد مالی استارت آپ‌ها: رویکرد مدل‌های شبکه عصبی و معادلات ساختاری

دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 22-40

https://doi.org/10.22105/fbs.2023.178950

میثم جعفری اسکندری، ابراهیم فربد

چکیده بررسی اثرگذاری هوش تجاری و نوآوری بر عملکرد مالی استارت آپ‌ها: رویکرد مدل‌های شبکه عصبی و معادلات ساختاری می‌باشد. این پژوهش از نوع کمی، ازنظر ماهیت توصیفی-همبستگی و ازلحاظ هدف کاربردی هست. هیچ لیست به‌روزی از شرکت‌های نوپا و استارآپ‌ها وجود ندارد که بتوان از آن‌ها به‌عنوان نمونه استفاده کرد. برای غلبه بر این مشکل، با چندین مرکز رشد کسب‌و‌کار به‌عنوان وسیله‌ای برای دسترسی به استارت آپ‌ها تماس گرفتیم، زیرا آن‌ها مستقیما با جمعیتی که می‌خواهیم به آن‌ها رسیدگی کنیم، کار می‌کنند. جامعه آماری تحقیق کارشناسان و صاحب‌نظران در دسترس در مراکز رشد و پارک‌های فناوری می‌باشند که 153 نفر با روش نمونه‌گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند. برای آزمون کردن فرضیه‌ها با در‌نظر گرفتن اثر میانجی یادگیری شبکه‌ای و نوآوری از روش معادلات ساختاری واریانس‌محور در نرم‌افزار  Smartpls4.0 و ماژول شبکه عصبی پرسپترون چندلایه و هم‌چنین جهت آزمون سوگیری ابزار اندازه‌گیری از آزمون تک عاملی هارمن دربسته نرم‌افزاری Spss2 استفاده شده است.
خروجی مدل‌ها نشان داد که هوش تجاری هم به‌صورت مستقیم و هم به‌صورت غیرمستقیم در عملکرد مالی استارت آپ‌ها تاثیرگذار بوده و میزان اثرگذاری متغیرها %87 می‌باشد. مهم‌ترین متغیر در اثرگذاری بر عملکرد مالی استارت آپ‌ها نوآوری و یادگیری شبکه‌ای می‌باشند. هم‌چنین رویکرد شبکه عصبی پرسپترون چندلایه دارای دقت بیشتری از مدل‌سازی معادلات ساختاری واریانس محور می‌باشد. در همان لحظه شکل‌گیری استارت آپ‌ها بحث هوش تجاری و به معنای واقعی بحث نوآوری منطبق بر تحلیل داده که یکی از ابزارهای مصورسازی هوش تجاری است استفاده شود. هوش تجاری معمولا قابلیتی است که شرکت‌ها توسعه و کشف می‌کنند و می‌تواند بر اطلاعات موجود تاثیر بگذارد طوری که می‌توان آن را یک متغیر سازمانی داخلی در‌نظر گرفت.

مالی

تشخیص ناهنجاری در داده‌های گزارش تعهدات معامله‌گران (COT) با استفاده از رویکرد یادگیری منیفلد

دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 22-41

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.247779

پرستو کعبی نژاد، سارا ناشر احکامی

چکیده هدف: هدف این پژوهش ارایه یک چارچوب جامع برای شناسایی ناهنجاری‌ها در داده‌های گزارش تعهدات معامله‌گران و بررسی نقش آن‌ها در شناسایی روندهای اقتصادی، اختلالات بازار و تغییرات ناگهانی است.
روش‌شناسی پژوهش: در این مطالعه، پس از پیش‌پردازش داده‌های COT، روش‌های آماری شامل نمره استاندارد و دامنه بین‌چارکی با الگوریتم‌های یادگیری ماشین شامل جنگل ایزوله و ماشین بردار پشتیبان تک‌کلاسه ترکیب شدند. سپس با استفاده از یک راهبرد اجماعی، نقاطی که توسط تمامی روش‌ها به‌عنوان ناهنجار شناسایی شده بودند استخراج شدند. در ادامه، روش‌های کاهش بعد خطی و غیرخطی، PCA، ایزومپ، Umap و LLE را بر مجموعه داده‌هایCOT اعمال نمودیم و سپس الگوریتم‌های ماشین بردار پشتیبان تک کلاسه، عامل پرت محلی، جنگل ایزوله و k-means را برای تشخیص ناهنجاری‌ها پیاده‌سازی نموده‌ایم.
یافته‎ها: نتایج نشان داد که ناهنجاری‌های شناسایی‌شده از نظر زمانی با برخی از رویدادهای برجسته اقتصاد کلان، از جمله بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ و شوک اقتصادی ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰، هم‌زمانی و تطابق قابل‌توجهی دارند. همچنین، رویکرد اجماعی مبتنی بر اشتراک خروجی الگوریتم‌ها توانست با پالایش هشدارهای ناشی از حساسیت‌های منفردِ هر روش، زیرمجموعه‌ای متمرکز شامل ۱۶۳۸ مشاهده با بالاترین میزان توافق میان‌الگوریتمی استخراج کند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با تلفیق روش‌های آماری، یادگیری ماشین و یادگیری منیفلد، چارچوبی دقیق و قابل‌اعتماد برای تحلیل داده‌های پیچیده بازارهای مالی ارایه می‌دهد و زمینه توسعه داشبوردهای تعاملی برای پایش بازار را فراهم می‌کند.

حسابداری و حسابرسی

بررسی رابطه بین چسبندگی هزینه و انعقاد قراردادهای بانکی

دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 28-40

https://doi.org/10.22105/fbs.2024.477263.1110

شهرزاد سراج، مینا کلانتری خلیل آباد

چکیده هدف: حسابداری بهای تمام‌شده سنتی هزینه‌ها را به دو نوع ثابت و متغیر طبقه‌بندی می‌کند. فرض ضمنی این است که رابطه بین هزینه و فعالیت برای افزایش و کاهش فعالیت متقارن است. در مقابل، رفتار هزینه نامتقارن شیوه جدیدی از تفکر در مورد رفتار هزینه را تشکیل می‌دهد. مدل چسبندگی هزینه به‌عنوان جایگزین رفتار هزینه‌ها به شمار می‌رود که ناشی از نیروهای محرکه رفتار هزینه تعدیل منابع و تصمیم‌های تعهد اتخاذشده توسط مدیران است؛ لذا بر پایه این استدلال، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین چسبندگی هزینه و انعقاد قراردادهای بانکی است.
روش‌شناسی پژوهش: روش‌ پژوهش حاضر از نوع کمی و همبستگی است و ازنظر ماهیت علی است و روش تحلیل فرضیه‌ها همبستگی می‌باشد. نمونه آماری این پژوهش شامل 24 بانک خصوصی و دولتی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس نمونه‌گیری تصادفی ساده طی دوره زمانی 1393 تا 1402 است.
یافته‌ها: نتایج حاصل از فرضیه نشان داد که ‌چسبندگی هزینه، باعث افزایش انعقاد قراردادهای بانکی می‌شود. بدین معنی هنگامی‌که سطح فعالیت کاهش می‌یابد، مدیران بانک‌هایی با هزینه‌های چسبنده در کاهش هزینه‌ها کندتر عمل می‌کنند که منجر به ‌صرفه‌جویی در هزینه کم‌تر می‌شود. ازاین‌رو، با کاهش فروش و‌ یا جریان‌های نقدی مورد انتظار بانک، ریسک نکول بانک افزایش می‌یابد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این انتظار وجود دارد که چسبندگی هزینه به دلایل مختلفی با هزینه بالاتر بدهی همراه باشد. اول، هزینه‌های چسبنده‌تر ممکن است منجر به تنوع بیش‌تر سود شود. بانک‌ها با هزینه‌های چسبنده‌تر نسبت به بانک‌هایی که هزینه‌های چسبنده کم‌تری دارد، کاهش بیش‌تری در سود نشان می‌دهد.

خوانایی گزارش‌های مالی بانک‌ها و حق‌الزحمه‌ حسابرسی: شواهدی از ایران

دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 41-55

https://doi.org/10.22105/fbs.2023.178964

حامد آراد

چکیده افشای حسابداری از طریق انتشار گزارش­های مالی سالانه شرکت‌­ها صورت می‌­گیرد. اطلاعات افشاشده باید دارای ویژگی­‌های مناسبی باشد که قابلیت درک برای گروه‌­های استفاده‌کننده را تسهیل نماید. از طرفی اعتبار گزارش‌­های مالی با استخدام حسابرسان مستقل ایجاد می‌­شود که هزینه­‌های حسابرسی قابل‌توجهی را برای دستیابی به این اعتبار ایجاد می‌­کند. خوانایی گزارش‌­های مالی یکی از مسایلی است که بر عملکرد اعتباردهی حسابرس و هزینه‌­های حسابرسی اثرگذار است. به نظر می‌­رسد، گزارش­‌های مالی سالانه پیچیده که خوانایی کم‌تری دارند، باعث افزایش میزان آزمون­‌های موردنظر حسابرسان شوند و برعکس گزارش­‌های مالی با خوانایی بالا، آزمون‌­های اثباتی حسابرس، زمان و هزینه رسیدگی را کاهش دهند. هدف از بررسی پژوهش حاضر ارزیابی اثر خوانایی گزارش‌­های مالی بانک­‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بر حق‌الزحمه حسابرسی طی سال­‌های 1383 تا 1400 است. برای این منظور 10 بانک پذیرفته‌شده طی این سال‌­­ها با روش پنل نامتوازن موردبررسی قرار گرفتند. برای سنجش خوانایی گزارش‌­های مالی از سه شاخص فاگ، فلش و طول گزارش استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که خوانایی گزارش‌­های مالی بر حق‌الزحمه حسابرسی اثر دارد، اما حسابرسی نخستین شدت این ارتباط را تقویت نمی‌­کند. هم‌چنین نتایج نشان داد که دوره تصدی حسابرسان نقش تعدیل­گر برای ارتباط خوانایی و حق‌الزحمه‌های حسابرسی ایفا می‌­کند.

مالی

بهینه‌سازی پرتفوی با استفاده از ادغام تحلیل پوششی داده‌ها با منابع داده چندگانه با رویکرد یادگیری ماشین در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 41-55

https://doi.org/10.22105/fbs.2025.511565.1154

میثم کاویانی، معصومه جعفری، مرتضی کاویانی، کاوه کاویانی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف بهینه‌سازی پرتفوی سرمایه‌گذاری از طریق ترکیب تحلیل پوششی داده‌ها و یادگیری ماشین با استفاده از داده‌های چندمنبعی در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. هدف اصلی ارایه یک مدل پیشرفته برای انتخاب سهام و بهینه‌سازی پرتفوی به‌گونه‌ای است که سرمایه‌گذاران بتوانند استراتژی‌های کارآمدتری را نسبت به روش‌های سنتی اتخاذ کنند.
روش‌شناسی پژوهش: در این مطالعه، ابتدا از مدل تحلیل پوششی داده‌ها برای ارزیابی کارایی سهام از نظر بازده تاریخی و همبستگی دارایی استفاده شده است. سپس با استفاده از ماشین بردار پشتیبان و ترکیب داده‌های چندمنبعی، روند حرکت قیمت سهام پیش‌بینی شده است. به‌منظور بهبود دقت مدل، روش‌های جستجوی تصادفی و شبکه‌ای برای تنظیم بهینه هایپرپارامترهای الگوریتم به کار گرفته شده است. در نهایت، داده‌های حاصل در یک مدل بهینه‌سازی پرتفوی ادغام شده و استراتژی سرمایه‌گذاری پیشنهادی تدوین شده است.
یافته‌ها: نتایج تجربی بر روی داده‌های بورس اوراق بهادار تهران نشان داد که مدل پیشنهادی قادر به بهبود عملکرد استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در مقایسه با روش‌های سنتی است. نسبت‌های شارپ و سورتینو نشان‌دهنده برتری مدل پیشنهادی نسبت به استراتژی حداقل واریانس سراسری بوده‌اند. همچنین مشخص شد که استفاده از یک استراتژی سرمایه‌گذاری کم‌تنوع می‌تواند کارایی بیشتری نسبت به استراتژی‌های کاملا متنوع ارایه دهد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل ترکیبی از تحلیل پوششی داده و یادگیری ماشین، رویکردی نوین برای انتخاب سهام و بهینه‌سازی پرتفوی پیشنهاد می‌دهد. استفاده از داده‌های چندمنبعی و روش‌های پیشرفته یادگیری ماشین، دقت پیش‌بینی و تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را بهبود بخشیده و زمینه را برای تحقیقات آینده در حوزه‌هایی مانند استفاده از مدل‌های فازی، الگوریتم‌های فرا ابتکاری و تحلیل روابط بین شاخص‌های مالی فراهم می‌کند.

مالی شرکتی

بررسی تاثیر سوگیری‌های شناختی بر تصمیمات سرمایه‌گذاری با توجه به نقش ادراک ریسک و مشاور رباتیک (مورد مطالعه: سهامداران شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)

دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 42-62

https://doi.org/10.22105/fbs.2026.247794

امیر غفوریان شاگردی، محمد محمدی پویا

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سوگیری‌های شناختی بر تصمیمات سرمایه‌گذاری با‌توجه‌به نقش میانجی ادراک ریسک و نقش تعدیل‌گر مشاوران رباتیک در میان سهامداران شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل سرمایه‌گذاران حقیقی فعال در بورس اوراق بهادار تهران بود که 335 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری[1] در نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافته‎ها: نتایج نشان داد سوگیری‌های در‌دسترس‌بودن، لنگراندازی، زیان‌گریزی، نمایندگی و اعتماد بیش از حد تاثیر مثبت و معناداری بر تصمیمات سرمایه‌گذاری دارند. همچنین، ادراک ریسک در رابطه بین سوگیری اعتماد بیش از حد و تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری نقش میانجی معناداری ایفا می‌کند. علاوه‌بر این، مشاوران رباتیک رابطه بین اعتماد بیش از حد و تصمیمات سرمایه‌گذاری را به‌طور معناداری تعدیل می‌کنند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: نوآوری این پژوهش در بررسی هم‌زمان تاثیر سوگیری‌های شناختی بر تصمیمات سرمایه‌گذاری با در‌نظر‌گرفتن نقش میانجی ادراک ریسک و نقش تعدیل‌گر مشاوران رباتیک است. نتایج پژوهش می‌تواند به توسعه ادبیات مالی رفتاری و بهبود کیفیت تصمیمات سرمایه‌گذاری از طریق بهره‌گیری از فناوری‌های مالی نوین کمک کند.

تاثیر اهرم مالی و رقابت محصول بر ریسک درماندگی مالی: پیامدهای ساختار سرمایه در حضور هزینه نمایندگی

دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 56-68

https://doi.org/10.22105/fbs.2023.178952

آزاده شمشاد

چکیده درماندگی مالی شرکت‌ها همواره به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی اعتباردهندگان، سرمایه‌گذاران و دولت‌ها به عنوان مشکلی بغرنج و درخور تامل برای بنگاه­های اقتصادی مطرح بوده، به نحوی که تشخیص به موقع شرکت‌هایی که در شرف درماندگی مالی قرار دارند، می‌تواند تا حدودی از بروز زیان‌های احتمالی ذینفعان جلوگیری کند. رقابت در بازار محصول به‌‌منزله سازوکاری راهبردی عمل می‌کند و انگیزه مدیران را برای کاهش هزینه‌های تولید و جلوگیری از واگذاری سهم بازار به رقبا و جلوگیری از خطر ورشکستگی افزایش می‌دهد. رقابت در بازار محصول، بر انگیزه‌‌های مدیریت برای بهبود نوآوری و بازده محصول تاثیر می‌گذارد و رشد عملکرد را ازطریق تحریک نوآوری و بهبود بهره‌وری ارتقا می‌دهد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر اهرم مالی و رقابت محصول بر ریسک درماندگی مالی با پیامدهای ساختار سرمایه در حضور هزینه نمایندگی است. به این منظور اطلاعات شرکت‌ها در فاصلۀ زمانی 9 ساله از 1392 تا 1400 بررسی و 113 شرکت انتخاب شد. به منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره بر مبنای روش تحلیل لجستیک با استفاده از نرم افزار  Eviewsصورت گرفته است. نتایج حاکی ازآن است که اهرم مالی و  رقابت محصول بر ریسک درماندگی مالی تاثیر U معکوس دارد. همچنین اهرم مالی بر رابطه رقابت محصول بر ریسک  درماندگی مالی در صورت وجود هزینه نمایندگی اثر معنادار ندارد.