بررسی تاثیر اصول بازار و سوگیری های رفتاری بر تصمیمات سرمایهگذاری سهامداران با توجه به نقش تعدیلی عدم اطمینان در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 شهریور 1405
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.252307
امیر غفوریان شاگردی، محمدرضا رخشانی
چکیده هدف:
بررسی تأثیر اصول بازار و سوگیریهای رفتاری بر تصمیمات سرمایهگذاری سهامداران با توجه به نقش تعدیلی عدم اطمینان در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران.
روششناسی پژوهش:
این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است. دادههای 295 نفر از تحلیلگران مالی و سهامداران حقیقی فعال در بورس، با تمرکز بر سهامداران شهر مشهد، در سالهای 1404 تا 1405 و از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری شد. دادهها با استفاده از معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و PLS تحلیل شدند.
یافتهها:
نتایج نشان داد اصول بازار تأثیر منفی و معناداری بر تصمیمات سرمایهگذاری دارند، در حالی که سوگیریهای رفتاری تأثیر مثبت و معناداری بر این تصمیمات دارند. همچنین، عدم اطمینان در روابط میان متغیرهای پژوهش نقش تعدیلی دارد. یافتهها بر اهمیت عوامل روانشناختی در کنار اصول عقلایی بازار در تصمیمگیری سرمایهگذاران تأکید میکنند.
اصالت/ارزش افزوده علمی:
نوآوری پژوهش در بررسی همزمان عوامل عقلایی و رفتاری و نقش تعدیلی عدم اطمینان در تصمیمات سرمایهگذاری در بورس تهران است.
تحلیل شبکه همبستگی و خوشهبندی ریسک بازار در صنعت بانکداری ایران: رویکرد درخت پوشای کمینه و گراف وابستگی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 شهریور 1405
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.595902.1204
محسن حاجیان
چکیده هدف: این پژوهش با هدف تحلیل ساختار وابستگی متقابل و خوشهبندی ریسک بازار در صنعت بانکداری ایران انجام شده است. هدف شناسایی کانونهای اتصال، پلهای ارتباطی و گروههای رفتاری بانکها، بررسی پویایی زمانی همحرکتی آنها و ارائه راهکارهای عملیاتی برای مدیریت ریسک شبکهای و پایش ثبات مالی است.
روششناسی پژوهش: بازده هفتگی سهام ۹ بانک طی دوره ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵ (۵۹۳ هفته) محاسبه و پس از پالایش صدکی، ماتریس همبستگی پیرسون برآورد شد. سپس با تبدیل همبستگی به فاصله، درخت پوشای کمینه و شبکه همبستگی آستانهدار (۰٫۲۵) ساخته و شاخصهای مرکزیت محاسبه گردید. خوشهبندی سلسلهمراتبی وارد برای گروهبندی بانکها و همبستگی غلتان ۵۲ هفتهای برای رصد پویایی زمانی به کار رفت.
یافته ها: همبستگیها مثبت اما ناهمگناند؛ بالاترین ضریب میان صادرات و تجارت (۰٫۷۷۳) و کمترین همبستگیها مربوط به بانک شهر است. در درخت پوشای کمینه، صادرات با بینابینی ۲۳ دروازهبان اصلی و تجارت کانون دوم شبکهاند. در شبکه قوی، تجارت (قدرت ۳٫۹۵) و صادرات (۳٫۸۸) بیشترین شدت اتصال را دارند. خوشهبندی سه گروه را شناسایی کرد: هستهای ششتایی، لایهای میانی (اقتصاد نوین و پست بانک) و پیرامونی منفرد (شهر). همبستگی غلتان در دوره کووید-۱۹ (میانگین ۰.۴۳۸) و تنشهای منطقهای (میانگین ۰.۴۳۰) نسبت به میانگین کل دوره (۰.۳۶۷) افزایش یافت که نشاندهنده تشدید همحرکتی و تضعیف موقت اثر تنوعبخشی در بحران است.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ترکیب همزمان چند ابزار شبکهای بر بازده هفتگی بلندمدت و پوشش شوکهای اخیر، تصویری چندلایه از ساختار اتصال بانکی ایران ارائه میکند و میان الگوی رفتاری و شدت اتصال تفکیک قائل میشود؛ رویکردی که در مطالعات پیشین کمتر دیده شده و مکمل پژوهشهای مبتنی بر داده بینبانکی است.
فراترکیب پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری: واکاوی منافع، هزینههای آشکار و پنهان و ریسکهای استقرار
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 شهریور 1405
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.597374.1208
علی قاسمیان، فرشاد بیاتی، فراز صالحی
چکیده هدف: استقرار فناوری هوش مصنوعی در بانکها علاوه بر منافع، با هزینههای و ریسکهایی همراه است. پراکندگی یافتههای پژوهشهای پیشین، ضرورت ارائه تصویری جامع از پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری جهت تدوین فرآیندهای بهینه در بهکارگیری آن را آشکار میسازد. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری انجام شده است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع دادهها، کیفی است. منابع مرتبط از طریق جستوجوی نظاممند کلیدواژههای فارسی و انگلیسی در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی، از جمله اسکوپوس، وب آو ساینس، ساینسدایرکت، نورمگز، مگیران، و غیره در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ میلادی و ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۵ خورشیدی شناسایی شدند. پس از بررسی، ۳۲ مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش فراترکیب هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو انجام گرفت و اعتبار دستهبندیها و یافتهها نیز با شاخص کاپا، روایی صوری و نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل، به استخراج ۱۶۹ کد پایه منجر شد که پس از مقایسه، ادغام و طبقهبندی مفاهیم هممعنا، در قالب ۶۵ کد مفهومی و ۱۳ مقوله اصلی سازماندهی شدند. مقولههای شناساییشده شامل منافع اقتصادی، عملیاتی و فرایندی، راهبردی و سازمانی، و غیره، هزینههای آشکار و پنهان، ریسکهای فنی، دادهای و امنیتی، حاکمیتی، اجرایی و غیره هستند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: نتایج پژوهش نشان داد که بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری پدیدهای چندبعدی است و نمیتوان آن را صرفاً از منظر افزایش کارایی یا کاهش هزینه ارزیابی کرد. چارچوب ارائهشده میتواند به مدیران بانکها، سیاستگذاران و نهادهای ناظر کمک کند تا با ارزیابی همزمان منافع، هزینههای آشکار و پنهان و ریسکهای استقرار، تصمیمهای دقیقتر و متوازنتری درباره طراحی، اجرا و توسعه سامانههای هوش مصنوعی اتخاذ کنند.
تأثیر ارتباطات سیاسی و قدرت مدیرعامل بر ساختار مالکیت بانکها: بررسی اثر تعاملی ریسک اعتباری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405
https://doi.org/10.22105/fbs.2026.601254.1210
لیلا زمانیان فر، جواد اوجاقی، یکتا پاک نیت
چکیده هدف: ساختار مالکیت بانکها صرفاً بازتاب ترکیب سهامداران نیست و میتواند با ویژگیهای قدرت مدیریتی، ارتباطات سیاسی و شرایط ریسک اعتباری پیوند داشته باشد. پژوهش حاضر رابطه ارتباطات سیاسی و قدرت ساختاری مدیرعامل با ساختار مالکیت بانکها را بررسی و نقش تعاملی ریسک اعتباری را در این روابط ارزیابی میکند.
روششناسی پژوهش: دادههای پژوهش شامل ۱۱۹ مشاهده بانک–سال از ۱۴ بانک پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ است. ریسک اعتباری با نسبت تسهیلات غیرجاری به حقوق صاحبان سهام و نسبت ذخیره زیان تسهیلات به درآمد خالص بهره سنجیده شد. برآوردهای اصلی با رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر دادههای تابلویی و روش حداقل مربعات تعمیمیافته تابلویی انجام شد. برای ارزیابی استحکام نتایج تعاملی نسبت به نحوه تصریح مدل، مشخصات سلسلهمراتبی با ورود همزمان اثرات اصلی اجزای تعامل نیز مبنای تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد ارتباطات سیاسی و قدرت ساختاری مدیرعامل با شاخص ساختار مالکیت مورد بررسی رابطه مثبت و معناداری دارند. آثار تعاملی دو سنجه ریسک اعتباری با این دو ویژگی مدیریتی در برآوردهای اولیه مثبت و معنادار بود؛ با این حال، پس از ورود همزمان اثرات اصلی، معناداری این تعاملها حفظ نشد. بنابراین، شواهد مربوط به نقش تعدیلگری ریسک اعتباری نسبت به نحوه تصریح مدل حساس است و حمایت آماری پایداری از فرضیههای تعاملی به دست نمیدهد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر با بررسی همزمان ارتباطات سیاسی، قدرت ساختاری مدیرعامل، بُعد ساختار مالکیت مورد بررسی و ریسک اعتباری، چارچوبی منسجم برای تحلیل پیوند سازوکارهای حاکمیتی و شرایط ریسک در بانکها ارائه میکند. یافتهها بر ضرورت تفسیر ساختار مالکیت در کنار ویژگیهای مدیریتی و شرایط ریسک اعتباری تأکید دارند و در عین حال نشان میدهند نتیجهگیری درباره نقش تعدیلگری ریسک اعتباری باید با احتیاط انجام شود.
