<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات راهبردی مالی و بانکی</title>
    <link>https://www.journal-fbs.com/</link>
    <description>مطالعات راهبردی مالی و بانکی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شفافیت اطلاعات و کیفیت گزارشگری مالی نظام بانکی در تقویت اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی در شرایط تورمی: میانجی‌گری ادراک انصاف و صیانت حقوقی ذی‌نفعان </title>
      <link>https://www.journal-fbs.com/article_252805.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با توجه به اهمیت اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی در شرایط تورمی و نقش آن در اثربخشی سیاست پولی، مهار تورم و پایداری نظام بانکی، با هدف تبیین تاثیر شفافیت اطلاعات و کیفیت گزارشگری مالی بانک‌ها بر اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی، با میانجی‌گری ادراک انصاف و صیانت حقوقی ذی‌نفعان انجام شد.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی بود. جامعه آماری شامل مشتریان حقیقی بانک‌های شهر تهران بود که ۴۰۰ نفر از آنان با استفاده از نمونه‌گیری ترکیبی انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته ۶۸ گویه‌ای گردآوری و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی و آزمون سوبل تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دوازده فرضیه پژوهش معنادار بودند. در مسیرهای مستقیم، صیانت حقوقی بیشترین اثر را بر اعتماد داشت (0.448) و پس از آن ادراک انصاف قرار گرفت (0.302)، در حالی که اثرات مستقیم شفافیت اطلاعات (0.103) و کیفیت گزارشگری مالی (0.098) ضعیف‌تر اما معنادار بودند. همچنین، اثرات غیرمستقیم شفافیت اطلاعات بر ادراک انصاف (0.075)، کیفیت گزارشگری مالی بر ادراک انصاف (0.129)، شفافیت اطلاعات بر صیانت حقوقی (0.068) و کیفیت گزارشگری مالی بر صیانت حقوقی (0.091) همگی در سطح 0.01 معنادار بودند. مقادیر VAF در دامنه 0.398 تا 0.569 قرار داشت. ضریب تعیین متغیر اعتماد برابر با 0.681 و شاخص‌های GOF = 0.603 و SRMR = 0.062 بود که برازش مناسب مدل را نشان دادند.اصالت/ارزش افزوده علمی: ارزش افزوده این پژوهش در ارایه و آزمون مدلی است که نقش شفافیت اطلاعات و کیفیت گزارشگری مالی بانک‌ها را در شکل‌گیری اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی، با در نظر گرفتن هم‌زمان نقش میانجی ادراک انصاف و صیانت حقوقی ذی‌نفعان، تبیین می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در شرایط تورمی، این عوامل بیش از آنکه صرفا از طریق اثرات مستقیم بر اعتماد عمل کنند، از مسیر تقویت ادراک انصاف و صیانت حقوقی به بازسازی اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی کمک می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر اصول بازار و سوگیری های رفتاری بر تصمیمات سرمایه‌گذاری سهامداران با توجه به نقش تعدیلی عدم اطمینان در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران</title>
      <link>https://www.journal-fbs.com/article_252307.html</link>
      <description>هدف:بررسی تأثیر اصول بازار و سوگیری‌های رفتاری بر تصمیمات سرمایه‌گذاری سهامداران با توجه به نقش تعدیلی عدم اطمینان در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران.روش‌شناسی پژوهش:این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است. داده‌های 295 نفر از تحلیل‌گران مالی و سهامداران حقیقی فعال در بورس، با تمرکز بر سهامداران شهر مشهد، در سال‌های 1404 تا 1405 و از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری شد. داده‌ها با استفاده از معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SPSS و PLS تحلیل شدند.یافته‌ها:نتایج نشان داد اصول بازار تأثیر منفی و معناداری بر تصمیمات سرمایه‌گذاری دارند، در حالی که سوگیری‌های رفتاری تأثیر مثبت و معناداری بر این تصمیمات دارند. همچنین، عدم اطمینان در روابط میان متغیرهای پژوهش نقش تعدیلی دارد. یافته‌ها بر اهمیت عوامل روان‌شناختی در کنار اصول عقلایی بازار در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران تأکید می‌کنند.اصالت/ارزش افزوده علمی:نوآوری پژوهش در بررسی هم‌زمان عوامل عقلایی و رفتاری و نقش تعدیلی عدم اطمینان در تصمیمات سرمایه‌گذاری در بورس تهران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شبکه همبستگی و خوشه‌بندی ریسک بازار در صنعت بانکداری ایران: رویکرد درخت پوشای کمینه و گراف وابستگی</title>
      <link>https://www.journal-fbs.com/article_253289.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف تحلیل ساختار وابستگی متقابل و خوشه‌بندی ریسک بازار در صنعت بانکداری ایران انجام شده است. هدف شناسایی کانون‌های اتصال، پل‌های ارتباطی و گروه‌های رفتاری بانک‌ها، بررسی پویایی زمانی هم‌حرکتی آن‌ها و ارائه راهکارهای عملیاتی برای مدیریت ریسک شبکه‌ای و پایش ثبات مالی است.

روش‌شناسی پژوهش: بازده هفتگی سهام ۹ بانک طی دوره ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵ (۵۹۳ هفته) محاسبه و پس از پالایش صدکی، ماتریس همبستگی پیرسون برآورد شد. سپس با تبدیل همبستگی به فاصله، درخت پوشای کمینه و شبکه همبستگی آستانه‌دار (۰٫۲۵) ساخته و شاخص‌های مرکزیت محاسبه گردید. خوشه‌بندی سلسله‌مراتبی وارد برای گروه‌بندی بانک‌ها و همبستگی غلتان ۵۲ هفته‌ای برای رصد پویایی زمانی به کار رفت.

یافته ها: همبستگی‌ها مثبت اما ناهمگن‌اند؛ بالاترین ضریب میان صادرات و تجارت (۰٫۷۷۳) و کمترین همبستگی‌ها مربوط به بانک شهر است. در درخت پوشای کمینه، صادرات با بینابینی ۲۳ دروازه‌بان اصلی و تجارت کانون دوم شبکه‌اند. در شبکه قوی، تجارت (قدرت ۳٫۹۵) و صادرات (۳٫۸۸) بیشترین شدت اتصال را دارند. خوشه‌بندی سه گروه را شناسایی کرد: هسته‌ای شش‌تایی، لایه‌ای میانی (اقتصاد نوین و پست بانک) و پیرامونی منفرد (شهر). همبستگی غلتان در دوره کووید-۱۹ (میانگین ۰.۴۳۸) و تنش‌های منطقه‌ای (میانگین ۰.۴۳۰) نسبت به میانگین کل دوره (۰.۳۶۷) افزایش یافت که نشان‌دهنده تشدید هم‌حرکتی و تضعیف موقت اثر تنوع‌بخشی در بحران است.

اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ترکیب هم‌زمان چند ابزار شبکه‌ای بر بازده هفتگی بلندمدت و پوشش شوک‌های اخیر، تصویری چندلایه از ساختار اتصال بانکی ایران ارائه می‌کند و میان الگوی رفتاری و شدت اتصال تفکیک قائل می‌شود؛ رویکردی که در مطالعات پیشین کمتر دیده شده و مکمل پژوهش‌های مبتنی بر داده بین‌بانکی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراترکیب پیامدهای به‌کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری: واکاوی منافع، هزینه‌های آشکار و پنهان و ریسک‌های استقرار</title>
      <link>https://www.journal-fbs.com/article_253290.html</link>
      <description>هدف:  استقرار فناوری  هوش مصنوعی در بانک‌ها علاوه بر منافع، با هزینه‌های و ریسک‌هایی همراه است. پراکندگی یافته‌های پژوهش‌های پیشین، ضرورت ارائه تصویری جامع از پیامدهای به‌کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری جهت تدوین فرآیندهای بهینه در به‌کارگیری آن را آشکار می‌سازد. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای به‌کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری انجام شده است.
روش‌شناسی پژوهش:  این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع داده‌ها، کیفی است. منابع مرتبط از طریق جست‌وجوی نظام‌مند کلیدواژه‌های فارسی و انگلیسی در پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی و خارجی، از جمله اسکوپوس، وب آو ساینس، ساینس‌دایرکت، نورمگز، مگیران، و غیره در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ میلادی و ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۵ خورشیدی شناسایی شدند. پس از بررسی، ۳۲ مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش فراترکیب هفت‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو انجام گرفت و اعتبار دسته‌بندی‌ها و یافته‌ها نیز با شاخص کاپا، روایی صوری و نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت.
یافته‎ها:  نتایج حاصل از تحلیل، به استخراج ۱۶۹ کد پایه منجر شد که پس از مقایسه، ادغام و طبقه‌بندی مفاهیم هم‌معنا، در قالب ۶۵ کد مفهومی و ۱۳ مقوله اصلی سازمان‌دهی شدند. مقوله‌های شناسایی‌شده شامل منافع اقتصادی، عملیاتی و فرایندی، راهبردی و سازمانی، و غیره، هزینه‌های آشکار و پنهان، ریسک‌های فنی، داده‌ای و امنیتی، حاکمیتی، اجرایی و غیره هستند.
اصالت/ارزش افزوده علمی:  نتایج پژوهش نشان داد که به‌کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری پدیده‌ای چندبعدی است و نمی‌توان آن را صرفاً از منظر افزایش کارایی یا کاهش هزینه ارزیابی کرد. چارچوب ارائه‌شده می‌تواند به مدیران بانک‌ها، سیاست‌گذاران و نهادهای ناظر کمک کند تا با ارزیابی هم‌زمان منافع، هزینه‌های آشکار و پنهان و ریسک‌های استقرار، تصمیم‌های دقیق‌تر و متوازن‌تری درباره طراحی، اجرا و توسعه سامانه‌های هوش مصنوعی اتخاذ کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ارتباطات سیاسی و قدرت مدیرعامل بر ساختار مالکیت بانک‌ها: بررسی اثر تعاملی ریسک اعتباری</title>
      <link>https://www.journal-fbs.com/article_254507.html</link>
      <description>هدف: ساختار مالکیت بانک‌ها صرفاً بازتاب ترکیب سهامداران نیست و می‌تواند با ویژگی‌های قدرت مدیریتی، ارتباطات سیاسی و شرایط ریسک اعتباری پیوند داشته باشد. پژوهش حاضر رابطه ارتباطات سیاسی و قدرت ساختاری مدیرعامل با ساختار مالکیت بانک‌ها را بررسی و نقش تعاملی ریسک اعتباری را در این روابط ارزیابی می‌کند.
روش‌شناسی پژوهش: داده‌های پژوهش شامل ۱۱۹ مشاهده بانک–سال از ۱۴ بانک پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ است. ریسک اعتباری با نسبت تسهیلات غیرجاری به حقوق صاحبان سهام و نسبت ذخیره زیان تسهیلات به درآمد خالص بهره سنجیده شد. برآوردهای اصلی با رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده‌های تابلویی و روش حداقل مربعات تعمیم‌یافته تابلویی انجام شد. برای ارزیابی استحکام نتایج تعاملی نسبت به نحوه تصریح مدل، مشخصات سلسله‌مراتبی با ورود هم‌زمان اثرات اصلی اجزای تعامل نیز مبنای تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد ارتباطات سیاسی و قدرت ساختاری مدیرعامل با شاخص ساختار مالکیت مورد بررسی رابطه مثبت و معناداری دارند. آثار تعاملی دو سنجه ریسک اعتباری با این دو ویژگی مدیریتی در برآوردهای اولیه مثبت و معنادار بود؛ با این حال، پس از ورود هم‌زمان اثرات اصلی، معناداری این تعامل‌ها حفظ نشد. بنابراین، شواهد مربوط به نقش تعدیل‌گری ریسک اعتباری نسبت به نحوه تصریح مدل حساس است و حمایت آماری پایداری از فرضیه‌های تعاملی به دست نمی‌دهد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر با بررسی هم‌زمان ارتباطات سیاسی، قدرت ساختاری مدیرعامل، بُعد ساختار مالکیت مورد بررسی و ریسک اعتباری، چارچوبی منسجم برای تحلیل پیوند سازوکارهای حاکمیتی و شرایط ریسک در بانک‌ها ارائه می‌کند. یافته‌ها بر ضرورت تفسیر ساختار مالکیت در کنار ویژگی‌های مدیریتی و شرایط ریسک اعتباری تأکید دارند و در عین حال نشان می‌دهند نتیجه‌گیری درباره نقش تعدیل‌گری ریسک اعتباری باید با احتیاط انجام شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
