ارایه مدل تامینمالی و قدرت بازار و تاثیر آنها بر خلق نقدینگی بانک با نقش تعدیلگر سیاست پولی
صفحه 250-266
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.502662.1150
ماجد خضری، امیر فراهانی، سبحان جویبار
چکیده هدف: ارایه مدل اقتصادسنجی مبتنی بر قدرت بازار و روش تامینمالی بانکی که تاثیر این دو متغیر را با لحاظ سیاست پولی بهعنوان متغیر تعدیلگر محاسبه و تحلیل نماید، هدف اصلی این مقاله است. در این مسیر، دستیابی به اهداف فرعی همچون محاسبه شاخص قدرت بازار و روش تامینمالی بانکهای منتخب و تعیین شاخصی برای سیاست پولی ضروری است.
روششناسی پژوهش: رویکرد این پژوهش معرفی مستقل پارادایمهای تحقیق است. گروهی از بانکهای بورسی انتخاب و از طریق دادههای صورتهای مالی سالانه، تابع تولید ترانسلوگ، سپس شاخص لرنر هر بانک محاسبه شده است. شاخص شرایط پولی در این تحقیق از طریق مدل رگرسیون زمانی محاسبه میشود. مدل خلق نقدینگی بانکی بر اساس شاخص قدرت بازار و مسیر تامینمالی بانک و همچنین شاخص شرایط پولی مذکور، تبیین گشت و اثر هریک از این متغیرها بر خلق نقدینگی اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشاندهنده عدمتایید ارتباط خلق نقدینگی بانکی با مسیرهای تامینمالی غیرسپردهای و ارتباط معکوس و قوی میان قدرت بازار و خلق نقدینگی بانکی است. با توجه به این دو مورد توصیه میشود بانکها برای بهبود قدرت بازار تمهیدات جدی در نظر بگیرند و تنوع درآمدی خود را بالاتر برده و بر درآمدهای غیربهرهای تمرکز کنند و در صورت بالا بودن قدرت بازار، درآمدهای بهرهای خود را حداکثر نمایند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: تحقیقی که متغیرهای تامینمالی، قدرت بازار و سیاست پولی و تاثیر اینها بر خلق نقدینگی بانکی را همزمان مورد بررسی قرار داده باشد برای اولین بار در ایران انجام میشود.
طراحی و ارزیابی مدل رضایت مشتریان از کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک سپه
صفحه 267-279
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.503133.1148
فربد فخرالدین، فربد فخرالدین
چکیده هدف: امروزه با تشدید رقابت میان بانکهای کشور، بهبود کیفیت خدمات غیرحضوری به یک الزام راهبردی برای بانکها تبدیل شده است. لذا هدف از این پژوهش طراحی و ارزیابی مدل رضایت مشتری از کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک سپه است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه یک پژوهش آمیخته و دربرگیرنده دو بخش کیفی و کمی است. در بخش اول از طریق مصاحبه با 10 نفر از خبرگان حوزه خدمات غیرحضوری در بانک سپه و اجرای تحلیل مضمون کاربردی، مولفههای کلیدی خدمات غیرحضوری همراه بانک مورد شناسایی قرار گرفته و مدل نظری پژوهش طراحیشده است. در بخش دوم با توزیع پرسشنامه در میان 387 نفر از مشتریان بانک سپه و اجرای مدلسازی معادلات ساختاری کمترین مربعات جزیی به ارزیابی مدل اندازهگیری و مدل ساختاری پژوهش پرداخته شده است.
یافتهها: این پژوهش نشان میدهد از میان مولفههای کلیدی کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک، 5 مولفه پاسخگویی و پشتیبانی، کارآمدی، قابلیت اطمینان، طراحی و کاربری آسان دارای تاثیر مثبت معنادار بر رضایت مشتریان از همراه بانک سپه بوده و وفاداری مشتری را به همراه دارد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: مطالعات پیشین اغلب با اتکا به مدلهای ارزیابی کیفیت خدمت به بررسی کیفیت خدمات بانکداری غیرحضوری پرداختهاند؛ لذا پژوهش حاضر با طراحی و ارزیابی مدل نظری رضایت مشتری از کیفیت خدمات غیرحضوری همراه بانک سپه نهتنها سهمی قابلتوجه در توسعه حوزه نظری کیفیت خدمات بانکداری غیرحضوری دارد بلکه مدیران بانک سپه را قادر میسازد با آگاهی از مهمترین مولفهها و شاخصها به بهبود کیفیت خدمات همراه بانک سپه پرداخته و مزیت رقابتی پایدار برای بانک سپه ایجاد کنند.
ویژگیهای مدیرعامل و عملکرد مالی شرکتی: موردمطالعه بازار سرمایه ایران
صفحه 280-292
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.505022.1152
معین روحانی، محسن ایمنی
چکیده هدف: هدف این مطالعه به بررسی تاثیر ویژگیهای مدیرعامل (CEO) بر عملکرد مالی شرکتی پرداخته است.
روششناسی پژوهش: در این مطالعه شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران (TSE) در بازه زمانی 1392 تا 1402 موردبررسی قرار گرفتند. جهت برآورد و آزمون مدلها از داده تابلویی استفاده شده است. همچنین برای ویژگیهای مدیرعامل از سه شاخص (مالکیت مدیرعامل، دوگانگی مدیرعامل و مدت تصدی مدیرعامل) و برای ارزیابی عملکرد مالی شرکتی از شاخص بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) استفاده شده است.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد بین مالکیت مدیرعامل و مدت تصدی مدیرعامل با عملکرد مالی شرکتی (ROE) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین دوگانگی مدیرعامل بهطور معناداری با عملکرد مالی شرکتی (ROE) رابطه وجود ندارد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش یکی از معدود مطالعاتی است که تاثیر ویژگیهای فردی مدیرعامل (مالکیت، مدت تصدی و دوگانگی) را بر عملکرد مالی شرکتها در یک بازار نوظهور مانند ایران بررسی میکند. با توجه به تفاوتهای نهادی، اقتصادی و حاکمیتی ایران با سایر کشورها، یافتههای این پژوهش به توسعه ادبیات بینالمللی در حوزه حاکمیت شرکتی کمک میکند. همچنین این یافته برای سیاستگذاران شرکتی و سهامداران جهت انتخاب و ارزیابی مدیران ارشد اهمیت بالایی دارد.
شناسایی و رتبهبندی عوامل موثر بر اکوسیستم بانکداری دیجیتال
صفحه 293-307
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.491133.1125
وحید دالوند، نرگس هزاری
چکیده هدف: امروزه در صنعت بانکداری با ظهور پلتفرم دیجیتال و تغییرات پویا، شرایط رقابتی بسیار گسترده شده است. بانکها بهعنوان یکی از مهمترین ارکان صنعت مالی در معرض این تغییرات اکوسیستمی قرار دارند و در صورت بیتوجهی ممکن است نقش آنها را تضعیف کرده یا از اکوسیستم دیجیتال حذف کنند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی عوامل موثر بر اکوسیستم بانکداری دیجیتال میباشد.
روششناسی پژوهش: ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ از ﻧﻈﺮ ﻫﺪف ﮐﺎرﺑﺮی و از ﻧﻈﺮ ﺟﻤﻊآوری دادهﻫﺎ، ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ-ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ است. با استفاده از روش تصمیمگیری چند شاخصه بهترین-بدترین، عوامل موثر بر اکوسیستم بانکداری دیجیتال شناسایی و رتبهبندی شدند. ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ عوامل از روش ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. همچنین روش ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯿﺪاﻧﯽ ﺑﺮای ﺗﻮزﯾﻊ ﭘرسشنامه درﻣﯿﺎن ﺧﺒﺮﮔﺎن ﺻﻨﻌﺖ بانکداری استان لرستان ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺜﺒﯿﺖ و اوﻟﻮﯾﺖﺑﻨﺪی اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ به کار گرفته شد. از نرم افزار 2019 Excel هم جهت تجزیهوتحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که اکوسیستم بانکداری دیجیتال از چهار بعد (فعالیتهای اصلی و کلیدی بانکداری دیجیتال، توانمندسازها در بانکداری دیجیتال، زیرساختهای بانکداری دیجیتال و ابزارها، خدمات و محصولات بانکداری دیجیتال) و 16 معیار تشکیل شده است، بهطوری که زیرساخت بانکداری دیجیتال بهترین عامل و ابزارها، خدمات و محصولات بانکداری دیجیتال بهعنوان بدترین مشارکتکنندگان شناسایی شدهاند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این چارچوب به بانکها کمک میکند تا منابع خود را به شکل بهینه تخصیص دهند و به اولویتهای اصلی برای بهبود زیرساختها، توسعه خدمات و محصولات دیجیتال و ارتقای سطح همکاری و مشارکت در این اکوسیستم توجه بیشتری داشته باشند.
تاثیر عضویت در تیم های متعدد بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی با توجه به نقش تابآوری و یادگیری حسابرس
صفحه 308-330
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.218810
مریم لهراب، حامد آراد
چکیده هدف: با توجه به جایگاه و نقش موسسات حسابرسی در تصمیمات استفادهکنندگان، کیفیت کار موسسات حسابرسی بهعنوان عوامل کلیدی در تهیه گزارشهای حسابرسی قلمداد میشوند. عوامل متعددی وجود دارد که بر بهتر شدن کیفیت حسابرسی اثر شایان توجهی میگذارند و از طرفی، عوامل متعددی نیز کیفیت رسیدگیها را کاهش میدهند. رفتارهای تقلیلدهنده کیفیت حسابرسی، رفتارهای عمدی هستند که در اثر کاهش اسناد و مدارک پشتوانه در بررسیها، نقش حسابرس را به خطر میاندازند. حسابرسان برای اعتباردهی و اظهارنظر، موظفاند برنامههای حسابرسی خود را در چارچوب استاندارهای حسابرسی که بهعنوان معیار ارزیابی کیفیت کار حسابرسان شناخته میشود، تدوین و اجرا کنند. ازجمله عواملی که انتظار میرود بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی موثر باشد، میتوان به عضویت در تیمهای متعدد، تابآوری و یادگیری حسابرس اشاره کرد. لذا هدف این پژوهش بررسی تاثیر عضویت در تیمهای متعدد بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی، با توجه به نقش تابآوری و یادگیری حسابرس است.
روششناسی پژوهش: در راستای هدف پژوهش، پنج فرضیه تدوین شده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت از نوع توصیفی-همبستگی است و در شمار پژوهشهای کاربردی محسوب میشود. جامعه آماری این پژوهش حسابرسان سازمان حرفه حسابرسی در ایران بود، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 280 نفر بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. برای آزمون فرضیههای این پژوهش از آزمونهای معادلات ساختاری در نرمافزار پیالاس استفاده شده است.
یافتهها: یافتههای حاصل از آزمون فرضیه اول پژوهش نشان داد که عضویت در تیمهای متعدد تاثیر معناداری بر یادگیری حسابرس دارد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم نشان داد که تابآوری حسابرس تاثیر عضویت در تیمهای متعدد بر یادگیری حسابرس را تعدیل میکند. نتایج آزمون فرضیه سوم نشان داد که یادگیری حسابرس تاثیر معناداری بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم پژوهش نشان داد که عضویت در تیمهای متعدد تاثیر معناداری بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی دارد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پنجم نشان داد که یادگیری حسابرس تاثیر عضویت در تیمهای متعدد بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی را واسطه میکند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: در این است که برخلاف مطالعات پیشین که اغلب بر تاثیر حجم کار یا فشار شغلی بر کیفیت حسابرسی متمرکز بودهاند، این پژوهش بهطور خاص به نقش عضویت در تیمهای متعدد پرداخته و آن را با دو متغیر مهم؛ یعنی تابآوری و یادگیری، مرتبط میسازد. این نوآوری نظری و تجربی، پژوهش حاضر را از سایر مطالعات متمایز میکند و میتواند راهکارهای عملی برای بهبود عملکرد حسابرسان ارایه دهد.
تحلیل علمسنجی زیستبوم مالی غیرمتمرکز: روندها و مسیرهای آینده
صفحه 331-346
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.500474.1146
مصطفی شبانی، سینا توکلی، ساناز کریم، عمران محمدی
چکیده هدف: این پژوهش بهمنظور تحلیل زیستبوم مالی غیرمتمرکز و تاثیر فناوریهای زنجیره بلوکی بر آن انجام شده است. هدف اصلی مطالعه، شناسایی روندهای کلیدی، حوزههای پژوهشی نوظهور و ارایه بینشهای استراتژیک در مورد آینده این صنعت نوظهور است. لزوم انجام این تحقیق ازآنجا ناشی میشود که سیستم مالی غیرمتمرکز بهعنوان یکی از مهمترین تحولات اقتصادی و فناوری، همچنان در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی برای هدایت مسیرهای پژوهشی آینده است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه با استفاده از رویکرد علمسنجی انجام شده است. دادههای پژوهش از پایگاههای علمی برجسته استخراج شده و شامل 601 مقاله مرتبط با زیستبوم مالی غیرمتمرکز در بازه زمانی 1990 تا 2024 است. تحلیل دادهها بر اساس شاخصهایی نظیر منابع، نویسندگان، کشورها، موسسات، مقالات و کلمات کلیدی صورت گرفته است. همچنین از روشهای تحلیل کمی برای بررسی روندهای انتشار و شناسایی شکافهای علمی استفاده شده است.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که زیستبوم مالی غیرمتمرکز در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته و حوزههای پژوهشی متنوعی در این زمینه شکلگرفتهاند. تحلیل دادههای علمسنجی نشان داد که بیشتر مقالات مرتبط در چند سال اخیر منتشر شدهاند و کشورها و موسسات پیشرو در این زمینه شناسایی شدند. این تحلیلها نشاندهنده اهمیت بالای این موضوع در جامعه علمی و شناسایی نقاط قوت و ضعف در تحقیقات موجود است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش از منظر ارایه تحلیل جامع و دقیق از وضعیت کنونی زیستبوم مالی غیرمتمرکز و شناسایی مسیرهای پژوهشی آینده، دارای اصالت و ارزشافزوده علمی است. نتایج این مطالعه میتواند بهعنوان مرجعی کلیدی برای پژوهشگران و سیاستگذاران عمل کرده و به هدایت تحقیقات آتی در این حوزه کمک کند. همچنین، با شناسایی شکافهای علمی و ارایه پیشنهادهای مشخص، این پژوهش ارزشافزودهای در راستای بهبود و تکمیل دانش موجود ارایه میدهد.
