هدف عمده نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی ایجاد محیطی علمی برای پژوهشگران در زمینه مطالعات مدیریت مالی و مدیریت بانکی است و همچنین مباحث بین رشتهای مرتبط است تا آخرین یافتههای علمی خود را به اشتراک گذارند. این نشریه در سال 1402 شروع به فعالیت کرده و از سوی بانک سپه به صورت فصلنامه و آنلاین منتشر میشود. این مجله به قوانین اخلاقی در انتشار احترام میگذارد و تابع قوانین کمیته اخلاق "برای انتشار (COPE)" است و متعهد به پیروی از مقررات اجرایی قانون پیشگیری و مبارزه با تقلب در آثار علمی است. امید است که این نشریه باعث ارتقای سطح علمی پژوهشگران گردد. به منظور نیل به این هدف، پژوهشگران را تشویق میکنیم که مقالات معتبر و چاپ نشده خود را برای چاپ به این نشریه ارسال نمایند.
«شایان توجه است فقط مقالاتی جهت انتشار در این نشریه مورد بررسی قرار میگیرند که قبلاَ در نشریات و کنفرانسهای دیگر به چاپ نرسیده باشند.»
درباره نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی
ناشر: نشر رئا
فرمت: الکترونیکی و چاپ برای نویسندگان
شاپا چاپی: 1570-2981
شاپا الکترونیکی: 1589-2981
منشور اخلاقی: «این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) میباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.»
هزینهها انتشار و داوری:رایگان
نوبتهای چاپ:فصلنامه
دسترسی قبلی:دارد
زبان نشریه:فارسی (چکیده انگلیسی)
حوزه تخصصی: مدیریت مالی،بانکی، فناوری مالی، حسابداری و مباحث بین رشتهای
دسترسی به مقالات:رایگان و آزاد
وضعیت نمایهها: Google Scholar،سیویلیکا، نورمگز،SID و ...
نوع داوری: فرایند داوری تخصصی به صورت داوری بسته و حداقل 2 داور و 1 داور تطبیق
زمان بررسی مقالات و اعلام نتایج: زمان بررسی اولیه مقالات 7 روز کاری میباشد. سپس برای داوران ارسال میگردد. نتیجه نهایی طی بازه 1 لغایت 3 ماه تعیین میشود.
حق کپی رایت:
ایمیل مجله:fbsjornal@gmail.com
«دسترسی به مقالات این سایت آزاد و رایگان است»
«این نشریه، سرقت علمی و ادبی را با استفاده از نرمافزارهای مشابهیاب (سمیم نور) مورد بررسی قرار داده و با آن مقابله میکند»
چکیده هدف: در هدف این پژوهش ارزیابی و رتبهبندی عملکرد مالی بانکهای پذیرفتهشده در بورس تهران با بهرهگیری از رویکرد ترکیبی BWM-RAPSاست. با توجه به نقش کلیدی بانکها در بازار سرمایه، ضرورت انجام این مطالعه از نیاز به چارچوبی علمی و معتبر برای تصمیمگیری سرمایهگذاران و تحلیلگران ناشی میشود. این تحقیق تلاش میکند مناسبترین روش رتبهبندی بانکها را بر اساس نسبتهای مالی ارایه کند. روششناسی پژوهش: پژوهش حاضر از روش کمی و توصیفی–تحلیلی استفاده کرده و ۵ معیار و ۱۹ زیرمعیار مالی را طی دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰ بررسی نموده است. وزن دهی معیارها با روش BWMو بر اساس نظر ۱۰ کارشناس خبره تعیینشده و سپس این وزنها در تکنیکهای TOPSIS، VIKORو RAPSبرای رتبهبندی بانکها بهکار گرفته شدهاند. دادهها نیز بر اساس میانگین نسبتهای مالی بانکها محاسبه و تحلیل شدهاند. یافتهها: نتایج نشان داد معیارهای سودآوری و کارایی بالاترین اهمیت را داشته و نسبت ROA، P/Eو نسبت حجمی مهمترین زیرمعیارها بودهاند. در رتبهبندی نهایی، بانک پارسیان در روشهای TOPSISو VIKORرتبه اول و بانک پاسارگاد در روش RAPS رتبه برتر را کسب کردند. همچنین بانک شهر در هر سه روش ضعیفترین عملکرد مالی را نشان داد. اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با تلفیق BWMو RAPSو مقایسه آن با TOPSISو VIKOR، چارچوبی نوآورانه برای ارزیابی عملکرد مالی بانکها ارایه میدهد. استفاده از ۱۹ نسبت مالی و ترکیب روشهای مختلف MCDM، این مطالعه را از پژوهشهای پیشین متمایز کرده است. نتایج آن میتواند مبنای تصمیمگیری سرمایهگذاران و بهبود مدلهای رتبهبندی بانکی در کشور قرار گیرد.
چکیده هدف: در عصر رقابتی امروز و با غالب شدن محیطهای فناورانه، صنعت بانکداری دستخوش تغییرات عمیقی شده است؛ بهویژه با ورود رقبای نوظهوری همچون فینتکها که رقابت را تشدید کردهاند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل رقبا و تبیین شاخصهای کلیدی برای ارزیابی جایگاه رقابتی بانکها انجام شده است تا بتواند زمینهای برای خنثیسازی استراتژیهای رقبا و بهبود تصمیمگیریهای راهبردی فراهم آورد. روششناسی پژوهش: جامعه پژوهش شامل مدیران، روسای ادارات و کارشناسان با تجربه با حداقل هشت سال سابقه مرتبط در صنعت بانکداری بود. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس با رویکرد تحلیل مضمون (Thematic Analysis) بررسی شدند. پس از کدگذاری و تحلیل تمها، شاخصهای ارزیابی رقبا در قالب سطوح و مضامین اصلی استخراج گردید. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که ارزیابی رقبا در صنعت بانکداری بر اساس دو سطح نیاز شامل نیازهای راهبردی و نیازهای پشتیبان قابل تبیین است. در این چارچوب، شاخصها در دو دسته اصلی قرار میگیرند؛ شاخصهای عملکرد راهبردی که شامل معیارهایی مانند سهم بازار، درآمد، سودآوری، تسهیلات، قیمت تمام شده پول، سرمایه بانک و ارزشافزوده اقتصادی است و شاخصهای مدیریت راهبردی که مواردی مانند بازارهای هدف، استراتژیها، بانکداری دیجیتال، برنامهها و اقدامات، ارزش پیشنهادی، مدل کسبوکار، زنجیره ارزش بانک، ساختار سازمانی و ارکان راهبردی را در بر میگیرد. این دستهبندی بازتابدهنده ماهیات و سطح اثرگذاری شاخصهایی است که در تحلیل رقبا نقش کلیدی دارند. اصالت/ارزشافزوده علمی: پژوهش حاضر با ارایه یک چارچوب جامع، امکان مقایسه نظاممند جایگاه رقابتی بانکها را چه در سطح صنعت و چه در گروههای استراتژیک فراهم میسازد. این چارچوب میتواند ابزار مفیدی برای مدیران بانکی در طراحی استراتژی، رصد رقبا و اتخاذ تصمیمات کلیدی در شرایط رقابتی شدید باشد.
چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارایه یک مدل عملیاتی برای پیادهسازی فناوری بلاکچین در فرایندهای احراز هویتو اعتبارسنجی مشتریان حقوقی در سامانه "نگین" بانک سپه است. این تحقیق به دنبال شناسایی چالشهای موجود در سیستمهای سنتی و ارایه راهکاری نوین برای افزایش شفافیت، امنیت و کارایی در خدمات بانکداری شرکتی میباشد. روششناسی پژوهش: این پژوهش با رویکردی آمیخته و طرح اکتشافی متوالی انجام شده است. در فاز اول (کیفی)، از روش نظریه دادهبنیاد با رویکرد نظاممند استراوس و کوربین استفاده شد.دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان صنعت بانکداری و فناوری گردآوری و با نرمافزارMAXQDAتحلیل شدند. در فاز دوم (کمی)، مدل مفهومی استخراجشده از طریق روش دلفیو با استفاده از پرسشنامه در میان ۲۰ نفر از خبرگان اعتبارسنجی شد. یافتهها: تحلیل دادهها منجر به شناسایی یک مدل جامع شامل ۶ مقوله محوری، ۴ بعد اصلی و ۲۳۸ شاخص گردید.ضعف در پیادهسازی زیرساختهای دیجیتال، هزینهبر بودن ساختار فعلی و مقاومت نهادی بهعنوان شرایط علی اصلی شناسایی شدند. راهبردهای کلیدی شامل زیرساخت فنی یکپارچه مبتنی بر بلاکچین، طراحی مدل مالی پایدار و تقویت چارچوبهای نظارتی استخراج شد.نتایج دلفی نیز اعتبار و قابلیت اجرای مدل پیشنهادی را تایید کرد. اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل بومیسازیشده و معتبر برای یکی از بزرگترین بانکهای ایران، ضمن پر کردن شکاف تحقیقاتی موجود، یک نقشه راه عملی برای دیجیتالیسازی فرایندهای احراز هویت و اعتبارسنجی در نظام بانکداری شرکتی کشور فراهم میکند که منجر به کاهش هزینهها، افزایش امنیت و حرکت بهسوی حکمرانی دیجیتال میشود.
چکیده هدف: این مقاله با هدف طراحی و ارزیابی یک الگوی بومی تخصیص دارایی پویا بر مبنای معیارهای کمی، عملکرد استراتژیهای ایستا را در محیط پرتلاطم بازار داراییهای ایران به چالش میکشد. با توجه به ناکارآمدی رویکردهای تخصیص ایستا در مدیریت ریسک و بهرهبرداری از فرصتها در شرایط متغیر اقتصادی، الگوی پیشنهادی یک چارچوب تصمیمگیری دوسطحی را معرفی میکند که عناصر پیرو روند (Trend-Following) و تکانه نسبی را ترکیب مینماید. روششناسی پژوهش: دادههای ماهانه چهار طبقه دارایی اصلی(شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران، سکه امامی، دلار آمریکا در بازار آزاد و صندوق درآمد ثابت)در بازه زمانی مهر ۱۳۹۳ تا شهریور ۱۴۰۴ مورد استفاده قرار گرفتند. مکانیسم تخصیص پویا بر اساس میانگین متحرک ساده ششماهه(6-Month SMA) برای فیلتر کردن رژیم ریسک طراحی شد: اگر هیچ دارایی ریسکی سیگنال "خرید" نداشت، %100 وجوه به دارایی امن (صندوق درآمد ثابت) منتقل میشود؛ در غیر این صورت، %100 وجوه بر اساس بازدههای نسبی دورهی قبل بین داراییهای ریسکی فعالشده توزیع میگردد. عملکرد استراتژی با استفاده از معیارهای نسبت شارپ(Sharpe Ratio) نسبت کالمار (Calmar Ratio) و افت بیشینه(Max Drawdown)در مقایسه با استراتژیهای خرید و نگهداریتک دارایی ارزیابی شد. یافتهها: نتایج نشان داد که استراتژی تخصیص پویا، علیرغم عدم کسب بالاترین بازده مطلق، توانست بهترین عملکرد تعدیل شده با ریسک را به ثبت برساند. این استراتژی با ثبت کمترین افت بیشینه (%25-)و بالاترین نسبت کالمار (1.78) در مقایسه با شاخص کل (افت بیشینه %40- و نسبت کالمار 1.01) و سکه (افت بیشینه %32- و نسبت کالمار 1.61)، مقاومت چشمگیری در برابر ریسک نزولی از خود نشان داد. همچنین، نسبت شارپ استراتژی پویا (1.34) بهطور قابلتوجهی بالاتر از شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران (0.95) بود. یک آزمون آماری (آزمون جابسون-کورکی با اصلاح ممل) نشان داد که تفاوت نسبت شارپ میان استراتژی پویا و شاخص کل بورس در سطح اطمینان %99 معنادار است (با آماره Zبرابر 4.11 و مقدار p-valueبسیار کوچک 0.00004). اصالت/ارزشافزوده علمی: اصالت این پژوهش در طراحی یک الگوی بومی و دوسطحی تخصیص دارایی پویا نهفته است که بهطور منحصربهفردی قواعد ساده پیرو روند و تکانه نسبی را برای بازارهای دارایی دارای تلاطم ترکیب میکند. ارزش آن با دستیابی به عملکرد تعدیل شده با ریسک برتر و کاهش چشمگیر ریسک دنباله در مقایسه با استراتژیهای ایستا اثبات میشود. این الگو یک چارچوب عملی و مبتنی بر شواهد برای نهادهای مالی داخلی فراهم میکند تا کارایی و انعطافپذیری سرمایهگذاری خود را بهبود بخشند.
چکیده هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل کسبوکار پلتفرمی برای یک گروه مالی بانکی انجام شده است. چالش اصلی، نبود چارچوبی یکپارچه برای هماهنگی شرکتهای تابعه و خلق ارزش مشترک در زنجیره خدمات مالی است. روششناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد ترکیبی استفاده کرده است؛ ابتدا با مرور نظاممند ادبیات، مولفههای نظری مدل استخراج شد. سپس با استفاده ازنظر 23 خبره حوزه بانکداری دیجیتال و فناوری مالی، مولفهها تایید گردید. در مرحله بعد، روابط علی میان مولفهها با روش DEMATELتحلیل و ساختار سلسلهمراتبی مدل با ISMتعیین شد. درنهایت، وزن و اهمیت نسبی مولفهها توسط DANPمحاسبه گردید. یافتهها: نتایج نشان داد حاکمیت پلتفرم، ارزش پیشنهادی، فعالیتهای کلیدی و کانالها بیشترین اهمیت نسبی را در مدل دارند و ستون فقرات منطق پلتفرمی گروه مالی را تشکیل میدهند. درعینحال، مولفههای حاکمیتی شامل حاکمیت داده و رگولاتور بیش از آنکه بهعنوان پیشران مستقیم در شبکه روابط ظاهر شوند، در نقش قیود و چارچوبهای کلان حاکم بر اکوسیستم پلتفرمی عمل میکنند. اصالت/ارزشافزوده علمی:مدل نهایی ارایهشده میتواند بهعنوان چارچوبی برای طراحی، پیادهسازی و مدیریت پلتفرمهای مالی در گروههای بانکی بهکار رود و نشان میدهد همافزایی میان شرکتهای مالی تنها زمانی محقق میشود که لایههای حاکمیت و داده بهطورجدی تقویت شده و تجربه مشتری بهصورت یکپارچه و شخصیسازیشده طراحی شود.
چکیده هدف: توانایی مدیریت بخشی از سرمایه انسانی شرکتها است و بهعنوان بخشی از دارایی نامشهود طبقهبندی میشود. توانایی مدیریتی بالاتر میتواند منجر به مدیریت کاراتر فعالیتهای شرکت شود، بهویژه در دورههای بحرانی عملیات که تصمیمگیریهای مدیریتی میتواند تاثیر بسزایی بر عملکرد شرکت داشته باشد. انتظار میرود مدیران توانا بر ساختار سرمایه شرکتها و سرعت تعدیل آن تاثیرگذار باشند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر تجربه مدیران رده بالایی بر ساختار سرمایه بانکهای فهرست شده در بورس اوراق بهادار ایران است. روششناسی پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، شامل 18 بانک و در دوره 1402-1398 است و از روش حذف سیستماتیک برای نمونهگیری و از روش رگرسیونی گشتاورهای تعمیمیافته برای برآورد مدل پژوهش استفاده شده است. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که تجربه مدیران رده بالایی تاثیر مثبتی بر تعدیل ساختار سرمایه بانکها دارد. مدیران باتجربه با مدیریت بهتر منابع سازمان، بهرهوری بالاتری را ایجاد، کمتر دست به مدیریت سود میزنند و بنابراین، کیفیت اقلام تعهدی آنها، بالاتر است. درنتیجه میتوان انتظار داشت که تجربه مدیران رده بالایی بر ارزش دفتری کل بدهیهای بلندمدت که شاخصی از ساختار سرمایه است تاثیرگذار باشد. شرکتهایبامدیرانتواناتر،بهاحتمالبیشتریبازده بالاتریکسبمیکنندواینبازدهبالاترمیتواندبهعنوانسپریدرمقابلخطرپرتفویعملکند. لذا، چنینشرکتهاییوضعیتبهتریبرایاستفادهاز بدهیبهجایافزایشسرمایه دارند. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش مولفههای مهارتهای مدیریتی را از ساختار سرمایه جدا میکند و این امکان را فراهم میآورد که مهارتهای مدیران ارشد (مانند تجربه) بهطور مستقیم بر ساختار سرمایه شرکت تاثیر بگذارد. استفاده از شاخص میزان سالهای تجربه مدیران ارشد بانک و استفاده از تئوری نمایندگی و تئوری توازن در به حداکثر رساندن مزایای بدهی سپر مالیاتی در ساختار سرمایه بانک از وجوه تمایز این پژوهش با سایرین است.
چکیده هدف: امروزه برخی از محققان معتقدند که نوسانات نرخ ارز باعث کاهش ورود گردشگران میشود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری در اقتصاد ایران در دوره زمانی سهماهه اول 1390 تا سهماهه چهارم 1400 تبیین گردید. روششناسی پژوهش: در اغلب تحقیقات گذشته از انحراف معیار میانگین متحرک لگاریتم نرخ ارز بهعنوان معیاری جهت محاسبه نوسانات نرخ ارز استفاده شده است، اما در این تحقیق معیار جدیدی برای ارزیابی نوسانات نرخ ارز منظور گردید. روش تحقیق مورداستفاده مبتنی بر نظریه هم انباشتگی، جمله تصحیح خطای معیار نوسانات نرخ ارز با استفاده از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون توزیع شده با وقفه (ARDL) برای هم انباشتگی میباشد. یافتهها: نتایج نشان داد: 1- علاوه بر جاذبههای بازدید از کشورها، همانطور که انتظار میرود نسبت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمتهای نسبی، تاثیر مثبت و معناداری بر جریان گردشگری دارد، 2- ضریب قیمتهای نسبی در بیشتر موارد منفی و معنادار است، به این معنی که سطح قیمت نسبی بین کشور مبدا و مقصد اثر مهم و منفی دارد و 3- نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری و ورود گردشگران تاثیر زیادی دارد. اصالت/ارزشافزوده علمی: نوسانات نرخ ارز بر ورود گردشگران خارجی به ایران اثر منفی و معنیداری دارد؛ بنابراین، لازم است که سیاستگذاران در طراحی تدابیر سیاستی خود این مقوله را درنظر بگیرند. اگرچه در سالهای اخیر با افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش ورود تعداد قابلتوجهی گردشگر خارجی به ایران میرود، اما افزایش نرخ تورم در سالهای اخیر، مزیت ارزان بودن مسافرت به ایران را به خاطر افزایش نرخ ارز از بین برده است.
امیر بهادر مروت، فرهاد نظری زاده، احمد حقیری دهبارز
چکیده هدف: سرعت بالای تغییرات فناوری، استفاده هر چه گستردهتر از هوش مصنوعی را سبب گشته است و صنایع مختلف را بر آن داشته تا در جهت پیشبرد اهداف، افزایش کیفیت و کاهش هزینههای خود توجه ویژهای به این پدیده نوظهور داشته باشند. صنعت بانکداری همگام با سایر صنایع در تلاش است تا با بهکارگیری هوش مصنوعی کیفیت خدمات خود را بهبود و موجبات رضایت مشتریان را فراهم آورد. پژوهش پیش رو با هدف، شناسایی کاربردها، وضعیت کنونی و سناریوهای آینده بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق1410 ارایه شده است. روششناسی پژوهش: ابتدا با انجام مطالعات کتابخانهای کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری احصا و در گام بعد با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 24 خبره و کارشناس بانکی انتخاب و از طریق مصاحبه ساختار نیافته (عمیق) و با استفاده از نرمافزار مکس کیودا وضعیت کنونی کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری شناسایی و تحلیل گردید، سپس بر اساس نظر خبرگان و با استفاده از روش جیبیان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 ترسیم گردید. یافتهها: بنابر یافتهها، در حال حاضر در سه فرآیند، امنیت و جلوگیری از تقلب، ریسک اعتباری و شناسایی فعالیتهای پولشویی و تامین مالی تروریسم از هوش مصنوعی بهره گرفته میشود و بیشترین کاربرد در حوزه امنیت و جلوگیری از تقلب است. همچنین، بر پایه دو عدمقطعیت اصلی، فعالیت بینالمللی بانک و حمایت مدیران ارشد، چهار سناریوی نفوذ مقتدرانه، توفیق اجباری، رویش در حصر و مرگ خاموش به عنوان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 نگاشته شد. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش ضمن شناسایی کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری، وضعیت کنونی بهکارگیری هوش مصنوعی بررسی و آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق 1410 ترسیم گردید.
چکیده افشای حسابداری از طریق انتشار گزارشهای مالی سالانه شرکتها صورت میگیرد. اطلاعات افشاشده باید دارای ویژگیهای مناسبی باشد که قابلیت درک برای گروههای استفادهکننده را تسهیل نماید. از طرفی اعتبار گزارشهای مالی با استخدام حسابرسان مستقل ایجاد میشود که هزینههای حسابرسی قابلتوجهی را برای دستیابی به این اعتبار ایجاد میکند. خوانایی گزارشهای مالی یکی از مسایلی است که بر عملکرد اعتباردهی حسابرس و هزینههای حسابرسی اثرگذار است. به نظر میرسد، گزارشهای مالی سالانه پیچیده که خوانایی کمتری دارند، باعث افزایش میزان آزمونهای موردنظر حسابرسان شوند و برعکس گزارشهای مالی با خوانایی بالا، آزمونهای اثباتی حسابرس، زمان و هزینه رسیدگی را کاهش دهند. هدف از بررسی پژوهش حاضر ارزیابی اثر خوانایی گزارشهای مالی بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بر حقالزحمه حسابرسی طی سالهای 1383 تا 1400 است. برای این منظور 10 بانک پذیرفتهشده طی این سالها با روش پنل نامتوازن موردبررسی قرار گرفتند. برای سنجش خوانایی گزارشهای مالی از سه شاخص فاگ، فلش و طول گزارش استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که خوانایی گزارشهای مالی بر حقالزحمه حسابرسی اثر دارد، اما حسابرسی نخستین شدت این ارتباط را تقویت نمیکند. همچنین نتایج نشان داد که دوره تصدی حسابرسان نقش تعدیلگر برای ارتباط خوانایی و حقالزحمههای حسابرسی ایفا میکند.
چکیده هدف: این پژوهش به بررسی تاثیر عوامل پیشبین نظیر، زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، سطح تعاملپذیری سیستمهای بانکی، منابع انسانی، منابع مالی و سیاستها و قوانین بر توسعه زیرساخت کلان داده در نظام بانکداری ایران میپردازد. روششناسی پژوهش: دادههای مورد استفاده از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت از 104 نفر از کارکنان بانکهای ملی، صادرات، ملت، تجارت و سپه در استان همدان جمعآوری شده است. یافتهها: نتایج آزمونهای همبستگی نشان میدهد که تمامی متغیرهای پیشبین بهطور مثبت و معنادار با زیرساخت کلان داده مرتبط هستند. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان میدهد که حدود %56 از تغییرات در زیرساخت کلان داده توسط این عوامل توضیح داده میشود (R²=0.560). همچنین، پایایی ابزاری مورد استفاده با مقادیر آلفای کرونباخ بین 0.769 تا 0.821 تایید شده است. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافتههای بهدست آمده با نتایج مطالعات پیشین داخلی و بینالمللی همسو بوده و بر اهمیت بهبود زیرساختهای فناوری اطلاعات، ارتقای تعاملپذیری سیستمها، تقویت تخصص نیروی انسانی، تخصیص منابع مالی مناسب و تدوین سیاستهای حمایتی بهعنوان شروط اساسی توسعه فناوری کلان داده تاکید میکند؛ بنابراین، توجه به این عوامل میتواند زمینهساز افزایش کارایی و رقابتپذیری نظام بانکی ایران در عرصه دیجیتال گردد.
چکیده تسهیلات بانکی در واقع همان خروجیهای اصلی بانک است که از طریق آن نقدینگی جامعه که بهصورت سرگردان در سطح جامعه قرار گرفته، به مبادی تعریفشده و هدفمند اقتصادی تزریق میشود. در این راستا، یکی از عمدهترین مسایلی که تصمیمگیرندگان در بانکها با آن مواجه هستند اولویتبندی متقاضیان دریافت وام است. از این رو، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر و تدوین مدلی برای سنجش ریسک اعتباری مشتریان و تعیین یک الگوریتم مناسب برای اولویتبندی متقاضیان در بانکها بهصورت موردی در بانک سپه انجام شد. در این پژوهش، قضاوتهای شهودی و نادقیق کارشناسان بهصورت دادههای فازی مردد درنظر گرفته شد و یک الگوریتم ساده مبتنی بر فاصله پیشنهاد شد. خروجی الگوریتم پیشنهادی یک رتبهبندی دقیق از متقاضیان دریافت تسهیلات بانکی است. مساله مطرحشده در این پژوهش یک مساله تصمیمگیری است که همواره بهصورت شهودی انجام میشود و تا کنون پژوهشی به ارایه الگوریتم اولویتبندی در این زمینه نپرداخته است.
چکیده نوآوری شامل یک فرآیند طولانی است که مملو از عدم قطعیت است و احتمال شکست بالایی دارد. بنابراین، نوآوری شرکتی در مقایسه با سرمایهگذاریهای سنتی با محدودیتهای تامین مالی جدیتری مواجه خواهد شد. در این حالت، افزایش هزینه تامین مالی فرصت سرمایه گذاری شرکتها را کاهش میدهد و سپس به طور غیرمستقیم مانع نوآوری شرکت میشود. سهامداران همواره به دنبال کسب بازدهی هستند و اگر شرکتها شرایطی را به منظور افزایش تقسیم به وجود آورند، سهامداران بیشتری نسبت به سرمایهگذاری اقدام خواهند نمود. باتوجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر نوآوری و تقسیم سود سهام بر ارزش شرکت در صنایع خودرو و فلزات بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1396 الی 1400 پرداخته شده است. روش پژوهش از نوع همبستگی بر اساس آزمون رگرسیون و مبتنی بر داده های پنل میباشد؛ که در این راستا جامعه آماری این پژوهش، متشکل از کلیه صنایع خودرو و فلزات پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که به روش حذف سیستماتیک 27 شرکت انتخاب گردید. نتایج این پژوهش در خصوص فرضیه اول نشان میدهد که نوآوری بر ارزش شرکت تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین تجزیه و تحلیل در خصوص فرضیه دوم نشان داد که تقسیم سود سهام بر ارزش شرکت تأثیر مستقیم و معناداری دارد.
چکیده شفافیت اطلاعات مالی، همواره بهعنوان یکی از موثرترین متغیرها در تعیین استراتژی سرمایهگذاری در بازارهای مالی مطرح بوده است. علیرغم این موضوع مدیران بهعنوان مسئول تهیه صورتهای مالی، همواره انگیزه دارند تا برای حفظ منافع خود به تحریف اطلاعات مالی بپردازند. ازجمله اقدامات مدیران که به شفاف نبودن اطلاعات مالی منجر میشود، مدیریت یا دستکاری سود است. در فرآیند مدیریت سود، مدیران سعی میکنند اخبار منفی را در داخل شرکت انباشت کرده، آن را افشا نکنند. هنگامیکه این توده اخبار منفی انباشته به نقطه اوج خود میرسد، بهیکباره وارد بازار شده و به سقوط قیمت سهام منجر میشود. همچنین حسابرسان سطح بالا میتوانند با ایفای نقش بهعنوان مکانیزم دستگاه حاکمیت شرکتی برای کاهش هزینههای نمایندگی، ریسک سقوط را کاهش دهند. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر عدم شفافیت گزارشگری مالی و کیفیت حسابرسی بر ریسک سقوط سهام است. به این منظور اطلاعات شرکتها در فاصله زمانی 10 ساله از 1391 تا 1400 بررسی و 113 شرکت انتخاب شد. بهمنظور آزمون فرضیههای پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره بر مبنای روش تحلیل لجستیک و دادههای پنلی صورت گرفته است. نتایج حاکی از آن است که عدم شفافیت گزارشگری مالی بر ریسک سقوط سهام تاثیر مثبت و معنادار دارد و کیفیت حسابرسی بر ریسک سقوط سهام تاثیر منفی دارد.