نشریه FBS موفق به کسب تاییدیه پایگاه استنادی ISC شد
هدف عمده نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی ایجاد محیطی علمی برای پژوهشگران در زمینه مطالعات مدیریت مالی و مدیریت بانکی است و همچنین مباحث بین رشتهای مرتبط است تا آخرین یافتههای علمی خود را به اشتراک گذارند. این نشریه در سال 1402 شروع به فعالیت کرده و از سوی بانک سپه به صورت فصلنامه و آنلاین منتشر میشود. این مجله به قوانین اخلاقی در انتشار احترام میگذارد و تابع قوانین کمیته اخلاق "برای انتشار (COPE)" است و متعهد به پیروی از مقررات اجرایی قانون پیشگیری و مبارزه با تقلب در آثار علمی است. امید است که این نشریه باعث ارتقای سطح علمی پژوهشگران گردد. به منظور نیل به این هدف، پژوهشگران را تشویق میکنیم که مقالات معتبر و چاپ نشده خود را برای چاپ به این نشریه ارسال نمایند.
«شایان توجه است فقط مقالاتی جهت انتشار در این نشریه مورد بررسی قرار میگیرند که قبلاَ در نشریات و کنفرانسهای دیگر به چاپ نرسیده باشند.»
درباره نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی
ناشر: نشر رئا
فرمت: الکترونیکی و چاپ برای نویسندگان
شاپا چاپی: 1570-2981
شاپا الکترونیکی: 1589-2981
منشور اخلاقی: «این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) میباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.»
هزینهها انتشار و داوری:رایگان
نوبتهای چاپ:فصلنامه
دسترسی قبلی:دارد
زبان نشریه:فارسی (چکیده انگلیسی)
حوزه تخصصی: مدیریت مالی،بانکی، فناوری مالی، حسابداری و مباحث بین رشتهای
دسترسی به مقالات:رایگان و آزاد
وضعیت نمایهها: Google Scholar،سیویلیکا، نورمگز،SID و ...
نوع داوری: فرایند داوری تخصصی به صورت داوری بسته و حداقل 2 داور و 1 داور تطبیق
زمان بررسی مقالات و اعلام نتایج: زمان بررسی اولیه مقالات 7 روز کاری میباشد. سپس برای داوران ارسال میگردد. نتیجه نهایی طی بازه 1 لغایت 3 ماه تعیین میشود.
حق کپی رایت:
ایمیل مجله:fbsjornal@gmail.com
«دسترسی به مقالات این سایت آزاد و رایگان است»
«این نشریه، سرقت علمی و ادبی را با استفاده از نرمافزارهای مشابهیاب (سمیم نور) مورد بررسی قرار داده و با آن مقابله میکند»
چکیده هدف: هدف این مقاله ارزیابی کارایی بازار آتی، بهویژه در زمینه توانایی قیمتهای آتی در پیشبینی بدون تورش قیمت نقد سررسید پیش از تاریخ سررسید است. با توجه به وجود نتایج متناقض و ناهمگون در مطالعات تجربی پیشین، این پژوهش با استفاده از رویکرد فراتحلیل به دنبال تبیین و روشنسازی این اختلاف نتایج است. روششناسی پژوهش: در این پژوهش از روش فراتحلیل برای تجمیع نظاممند و کمی نتایج مطالعات تجربی استفاده شده است. در این راستا، مطالعات منتشرشده در بازه زمانی 1970 تا 2020 که به بررسی قابلیت پیشبینی قیمت نقد سررسید توسط قیمت آتی پرداختهاند، گردآوری شدند. پس از غربالگری، 15 مقاله تجربی شامل 152371 مشاهده و 455 اندازه اثر در تحلیل نهایی وارد شدند. نتایج این مطالعات بهصورت آماری تجمیع و تحلیل شد تا جمعبندی کلی درباره کارایی بازار آتی ارایه گردد. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که بازار آتی بهطور کامل کارا نیست، زیرا قیمتهای آتی پیش از سررسید قادر به پیشبینی بدون تورش قیمت نقد سررسید نیستند؛ همچنین، ناهمگنی نتایج مطالعات پیشین تحت تاثیر عواملی مانند نوع کشور، نوع دارایی پایه، زمان باقیمانده تا سررسید، افق زمانی مطالعه و تواتر دادهها قرار دارد. این عوامل نقش مهمی در تبیین تفاوت نتایج پژوهشهای پیشین دارند. اصالت/ارزش افزوده علمی:این پژوهش با ارایه یک تحلیل جامع و یکپارچه از کارایی بازار آتی از طریق فراتحلیل، به ادبیات موجود کمک میکند. همچنین نقش عوامل زمینهای و ساختاری در توضیح تفاوت نتایج مطالعات پیشین را برجسته کرده و شواهد قویتری درباره وضعیت کارایی بازارهای آتی ارایه میدهد [1].
چکیده هدف:هدف این تحقیق آن است که تاثیر نوآوری مالی دیجیتال بر روی تعمیق مالی و رشد اقتصادی در کشور را مورد بررسی قرار میدهد. روششناسی پژوهش:این تحقیق مدل الگوی خودرگرسیونبرداری با وقفه توزیعی را مورد استفاده قرار داده است که بر روشهای سری زمانی دیگر قابل ترجیح است زیرا این مدل کاربرد آزمونهای تلفیق اشتراکی با سری زمانی با ترتیبهای تلفیق متفاوت را اجازه میدهد و نسبت به سایز نمونه انعطافپذیر است که سایز کوچک و محدود را شامل میشود. یافتهها:یافتههای اصلی این تحقیق به این شرح هستند: 1- شواهد و دلایل درخصوص وجود یک رابطه مثبت بین نوآوری مالی دیجیتال و تعمیق مالی مشاهده میشود، البته بههمراه قویترین و شدیدترین تاثیر که از کاربرد اینترنت و خدمات مالی در بستر همراهبانک سرچشمه میگیرد و کمترین تاثیر که از شعبههای بانک نشات میگیرد و 2- نتایج حاصله نشان میدهند که تاثیر مثبت و معنادار تعمیق مالی بر روی رشد اقتصادی قابل مشاهده است که متناسب و سازگار با تئوری سرمایه تحت هدایت و رهبری عرضه میباشد. اصالت/ارزش افزوده علمی:این تحقیق برایسیاستگزاران، اصلی و مهم حایز اهمیت است زیرا این تحقیق بینشها و ادراکهایی را در خصوص مولفهها و اجزای تشکیلدهنده نوآوری مالی فراهم میسازد که در کشور، افزایشدهنده رشد هستند و این نکته را در نظر میگیرد و مورد ملاحظه قرار میدهد که برخی از جنبههای نوآوری میتوانند رشد را به تاخیر اندازند همانطور که در طی بحران مالی جهانی شرح و توضیح داده شد.
چکیده هدف:هدف پژوهش بررسی نقش سواد مالی در بهبود رفتار سرمایهگذاری افراد و افزایش خودکارآمدی مالی است تا اهمیت ارتقا سواد مالی در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری مشخص شود. روششناسی پژوهش:این پژوهش از نوع توصیفی–پیمایشی و کاربردی بوده و در نیمه اول سال ۱۴۰۴ انجام شده است. جامعه آماری سرمایهگذاران حقیقی بورس یزد بوده و ۳۸۴ نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با پرسشنامه استاندارد جمعآوری و با روشPLSو نرمافزارSmartPLSتحلیل شدند. یافتهها:نتایج نشان داد سواد مالی تأثیر مثبت و معنادار بر رفتار سرمایهگذاری و خودکارآمدی مالی دارد. همچنین خودکارآمدی مالی نیز بر رفتار سرمایهگذاری اثر مثبت و معناداری دارد. اصالت/ارزشافزوده علمی:این پژوهش نقش همزمان سواد مالی و خودکارآمدی مالی را در شکلگیری رفتار سرمایهگذاری بررسی کرده و شواهد تجربی جدیدی در زمینه اهمیت آموزش مالی در بهبود تصمیمهای سرمایهگذاری ارایه میدهد.
چکیده هدف:هدف این مقاله بررسی نقش حاکمیت شرکتی در تعدیل رابطه بین پیچیدگی صورتهای مالی و تامین مالی شرکتها بهعنوان یکی از شاخصهای سلامت مالی پایدار است. روششناسی پژوهش:این پژوهش با استفاده از دادههای 236 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1392 تا 1401 و بهکارگیری مدل رگرسیون دادههای تابلویی انجام شده است. پیچیدگی صورتهای مالی با شاخص فوگ و تعداد صفحات گزارشها و تامین مالی با میزان استقراض بانکی اندازهگیری شده است. یافتهها:نتایج نشان میدهد که پیچیدگی صورتهای مالی بر تامین مالی شرکتها اثر معناداری دارد، اما حاکمیت شرکتی نقش تعدیلکننده معناداری در این رابطه ایفا نمیکند. اصالت/ارزش افزوده علمی:این پژوهش با تمرکز بر بازارهای نوظهور نشان میدهد که حاکمیت شرکتی توان تعدیل اثر پیچیدگی گزارشگری مالی بر تامین مالی را ندارد و بینشی درباره اثر ساختار گزارشگری بر دسترسی به منابع مالی ارایه میدهد.
چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر فساد مالی شرکتها بر داراییهای نقدی آنها در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که فساد مالی میتواند موجب کاهش کارایی تخصیص منابع، افزایش نا اطمینانی و تغییر در سیاستهای نگهداشت وجه نقد شرکتها شود. روششناسی پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و کاربردی است. دادهها بهصورت تابلویی از 161 شرکت طی سالهای 1393 تا 1402 جمعآوری شدهاند. برای آزمون فرضیه از مدل رگرسیون چندمتغیره استفادهشده و متغیر وابسته نسبت داراییهای نقدی بهکل داراییها است. متغیر مستقل فساد مالی و متغیرهای کنترلی شامل اندازه شرکت، اهرم مالی، رشد شرکت، سرمایه در گردش، بازده دارایی و عمر شرکت هستند. یافتهها: نتایج نشان داد فساد مالی تاثیر منفی و معناداری بر داراییهای نقدی شرکتها دارد؛ به این معنا که با افزایش فساد، میزان نگهداشت وجه نقد کاهش مییابد. همچنین اندازه شرکت اثر مثبت و اهرم مالی اثر منفی معنادار بر داراییهای نقدی دارد، درحالیکه سایر متغیرهای کنترلی معنادار نبودند. اصالت/ارزشافزوده علمی:این پژوهش با ارایه شواهد تجربی از بازار سرمایه ایران، نقش فساد مالی در تصمیمات نقدینگی شرکتها را روشن میکند و به ادبیات حاکمیت شرکتی و مدیریت مالی در شرایط اقتصاد درحالتوسعه میافزاید.
چکیده هدف:هدف از این مقاله، بررسی تاثیر سبک زندگی لذتگرایانه بر رفتارهای ناکارآمد حسابرسی است. روششناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–پیمایشی است. جامعه آماری شامل حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی به تعداد 184 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه معلوم، 125 نفر تعیین شد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بوده که روایی آن با نظر متخصصان تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0.7 مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (مدلسازی معادلات ساختاری) با بهرهگیری از نرمافزار SPSS نسخه 21 و Smart PLSنسخه 3 استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که سبک زندگی لذتگرایانه تاثیر معناداری بر رفتارهای ناکارآمد حسابرسی دارد. اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با بررسی نقش عوامل سبک زندگی، بهویژه لذتگرایی، در بروز رفتارهای ناکارآمد حسابرسی، دیدگاه جدیدی را در ادبیات حسابرسی ارایه میدهد و میتواند به بهبود کیفیت حرفهای در این حوزه کمک کند.
چکیده هدف: گذار به اقتصاد دانشبنیان نیازمند نظام تأمین مالی متناسب با ماهیت شرکتهای دانشبنیان است؛ شرکتهایی که با وجود تشکیل بیش از ۱۱ درصد بنگاههای اقتصادی فعال کشور، تنها ۴.۸ درصد از تسهیلات شبکه بانکی (۱۴۰۲) را دریافت کردهاند و سهم بانک سپه (۲.۲ درصد) بهمراتب کمتر از بانکهای همتراز است؛ امری که از یک «شکاف تأمین مالی» پرده برمیدارد. هدف این پژوهش، آسیبشناسی نقش نظام بانکی ایران با تمرکز بر بانک سپه، شناسایی چالشهای ساختاری، رفتاری و زمینهای پیشروی آن در ایفای نقش مؤثر در توسعه اقتصاد دانشبنیان، و ارائه راهکارهای سیاستی متناسب است.
روششناسی پژوهش: پژوهش از حیث هدف، کاربردی-توسعهای و از حیث روش، کیفی-تفسیری با راهبرد مطالعه موردی توصیفی-تحلیلی است. دادهها با تکیه بر اصل مثلثسازی از سه منبع مکمل (تحلیل اسنادی، مصاحبههای نیمهساختاریافته و جلسات گروه کانونی) گرد آمد و با روش تحلیل مضمون و در چارچوب «مدل سهشاخگی» میرزائی اهرنجانی (عوامل ساختاری، رفتاری و زمینهای) تحلیل شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام و اعتبار یافتهها از طریق مثلثسازی، بازبینی مشارکتکنندگان و کدگذاری مستقل تأمین شد.
یافته ها: آسیبهای نظام بانکی در حوزه دانشبنیان پدیدهای تکعلتی نیست، بلکه برآیند شبکهای علّی-معلولی از سه دسته عامل است: عوامل ساختاری (ابهام راهبردی پساادغام، یکسانی رویههای اعتبارسنجی و محدودیت پذیرش دارایی فکری بهعنوان وثیقه)؛ عوامل رفتاری (خطرگریزی نهادینهشده، انتظار بازدهی کوتاهمدت، تمایل به بنگاهداری و عدمتقارن اطلاعات)؛ و عوامل زمینهای (چارچوب قانونی سختگیرانه، فاصله متن قانون با عمل بانکی، بیثباتی اقتصاد کلان و تحریمها). یافتهها نشان میدهد چالش بنیادین «نهادی-فرایندی» است نه «منبعمحور».
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش نخستین آسیبشناسی نظاممند یک بانک خاص ایرانی (بانک سپه) در حوزه دانشبنیان با چارچوب سهشاخگی است که تحلیل کلان را به سطح خرد سازمانی میبرد و با لحاظکردن متغیر «ادغام بانکهای نیروهای مسلح (۱۳۹۸)»، مجموعهای از پیشنهادهای سیاستی همزمان در سه لایه ساختاری، رفتاری و زمینهای ارائه میدهد.
چکیده هدف: توکنیزهسازی اوراق قرضه با وعده افزایش نقدینگی و کاهش هزینهها همراه بوده، اما ادبیات موجود پراکنده و متعارض است. هدف این پژوهش، یکپارچهسازی نظاممند یافتهها و ارائه تحلیلی کلنگر از مزایا، موانع و تأثیرات ساختاری توکنیزهسازی بر بازار اوراق قرضه است. چارچوب تحلیلی این پژوهش میتواند برای بررسی چالشهای توکنیزهسازی ابزارهای شرعی نظیر صکوک و اوراق مشارکت نیز به کار رود.
روششناسی پژوهش: با روش فراترکیب و الگوی سندلوسکی و باروسو، ۲۵ مقاله با ابزار CASP ارزیابی و از طریق سنتز موضوعی در سه مرحله ترکیب شدند. پایایی با ضریب کاپا، همبستگی درونردهای و پنل خبرگان تأیید گردید.
یافتهها: سه مضمون فراگیر استخراج شد: (۱) مزایای عملی شامل کاهش زمان تسویه و هزینههای تراکنش، هرچند افزایش نقدینگی محقق نشده است؛ (۲) هزارتوی نظارتی شامل ابهامات حقوقی و پراکندگی چارچوبها که چرخه معیوب عدم قطعیت میآفریند؛ (۳) تکامل ساختاری بازار که پارادوکسی اساسی را نشان میدهد: فناوری غیرمتمرکز واسطهها را حذف نکرده، بلکه در مدلهای هیبریدی بازآفرینی کرده است. تحلیل تطبیقی با بازار ایران، پیچیدگی مضاعف نظارت دووجهی (مالی و شرعی) را آشکار ساخته و ضرورت محیط آزمون تنظیمگری فقهی-فناورانه را برجسته میکند..
اصالت: این مطالعه برای نخستین بار سه جریان کارایی، نظارت و ساختار فنی را در چارچوبی یکپارچه تلفیق کرده و پارادوکس حاکمیت را کشف میکند. این نوآوری نظری، با تبیین تکامل هیبریدی بازارها، نقشه راهی برای سیاستگذاران بازارهای متعارف و مالی اسلامی فراهم میآورد.
چکیده هدف: امروزه برخی از محققان معتقدند که نوسانات نرخ ارز باعث کاهش ورود گردشگران میشود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری در اقتصاد ایران در دوره زمانی سهماهه اول 1390 تا سهماهه چهارم 1400 تبیین گردید. روششناسی پژوهش: در اغلب تحقیقات گذشته از انحراف معیار میانگین متحرک لگاریتم نرخ ارز بهعنوان معیاری جهت محاسبه نوسانات نرخ ارز استفاده شده است، اما در این تحقیق معیار جدیدی برای ارزیابی نوسانات نرخ ارز منظور گردید. روش تحقیق مورداستفاده مبتنی بر نظریه هم انباشتگی، جمله تصحیح خطای معیار نوسانات نرخ ارز با استفاده از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون توزیع شده با وقفه (ARDL) برای هم انباشتگی میباشد. یافتهها: نتایج نشان داد: 1- علاوه بر جاذبههای بازدید از کشورها، همانطور که انتظار میرود نسبت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمتهای نسبی، تاثیر مثبت و معناداری بر جریان گردشگری دارد، 2- ضریب قیمتهای نسبی در بیشتر موارد منفی و معنادار است، به این معنی که سطح قیمت نسبی بین کشور مبدا و مقصد اثر مهم و منفی دارد و 3- نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری و ورود گردشگران تاثیر زیادی دارد. اصالت/ارزشافزوده علمی: نوسانات نرخ ارز بر ورود گردشگران خارجی به ایران اثر منفی و معنیداری دارد؛ بنابراین، لازم است که سیاستگذاران در طراحی تدابیر سیاستی خود این مقوله را درنظر بگیرند. اگرچه در سالهای اخیر با افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش ورود تعداد قابلتوجهی گردشگر خارجی به ایران میرود، اما افزایش نرخ تورم در سالهای اخیر، مزیت ارزان بودن مسافرت به ایران را به خاطر افزایش نرخ ارز از بین برده است.
امیر بهادر مروت، فرهاد نظری زاده، احمد حقیری دهبارز
چکیده هدف: سرعت بالای تغییرات فناوری، استفاده هر چه گستردهتر از هوش مصنوعی را سبب گشته است و صنایع مختلف را بر آن داشته تا در جهت پیشبرد اهداف، افزایش کیفیت و کاهش هزینههای خود توجه ویژهای به این پدیده نوظهور داشته باشند. صنعت بانکداری همگام با سایر صنایع در تلاش است تا با بهکارگیری هوش مصنوعی کیفیت خدمات خود را بهبود و موجبات رضایت مشتریان را فراهم آورد. پژوهش پیش رو با هدف، شناسایی کاربردها، وضعیت کنونی و سناریوهای آینده بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق1410 ارایه شده است. روششناسی پژوهش: ابتدا با انجام مطالعات کتابخانهای کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری احصا و در گام بعد با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 24 خبره و کارشناس بانکی انتخاب و از طریق مصاحبه ساختار نیافته (عمیق) و با استفاده از نرمافزار مکس کیودا وضعیت کنونی کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری شناسایی و تحلیل گردید، سپس بر اساس نظر خبرگان و با استفاده از روش جیبیان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 ترسیم گردید. یافتهها: بنابر یافتهها، در حال حاضر در سه فرآیند، امنیت و جلوگیری از تقلب، ریسک اعتباری و شناسایی فعالیتهای پولشویی و تامین مالی تروریسم از هوش مصنوعی بهره گرفته میشود و بیشترین کاربرد در حوزه امنیت و جلوگیری از تقلب است. همچنین، بر پایه دو عدمقطعیت اصلی، فعالیت بینالمللی بانک و حمایت مدیران ارشد، چهار سناریوی نفوذ مقتدرانه، توفیق اجباری، رویش در حصر و مرگ خاموش به عنوان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 نگاشته شد. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش ضمن شناسایی کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری، وضعیت کنونی بهکارگیری هوش مصنوعی بررسی و آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق 1410 ترسیم گردید.
چکیده هدف: این پژوهش به بررسی تاثیر عوامل پیشبین نظیر، زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، سطح تعاملپذیری سیستمهای بانکی، منابع انسانی، منابع مالی و سیاستها و قوانین بر توسعه زیرساخت کلان داده در نظام بانکداری ایران میپردازد. روششناسی پژوهش: دادههای مورد استفاده از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت از 104 نفر از کارکنان بانکهای ملی، صادرات، ملت، تجارت و سپه در استان همدان جمعآوری شده است. یافتهها: نتایج آزمونهای همبستگی نشان میدهد که تمامی متغیرهای پیشبین بهطور مثبت و معنادار با زیرساخت کلان داده مرتبط هستند. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان میدهد که حدود %56 از تغییرات در زیرساخت کلان داده توسط این عوامل توضیح داده میشود (R²=0.560). همچنین، پایایی ابزاری مورد استفاده با مقادیر آلفای کرونباخ بین 0.769 تا 0.821 تایید شده است. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافتههای بهدست آمده با نتایج مطالعات پیشین داخلی و بینالمللی همسو بوده و بر اهمیت بهبود زیرساختهای فناوری اطلاعات، ارتقای تعاملپذیری سیستمها، تقویت تخصص نیروی انسانی، تخصیص منابع مالی مناسب و تدوین سیاستهای حمایتی بهعنوان شروط اساسی توسعه فناوری کلان داده تاکید میکند؛ بنابراین، توجه به این عوامل میتواند زمینهساز افزایش کارایی و رقابتپذیری نظام بانکی ایران در عرصه دیجیتال گردد.
چکیده افشای حسابداری از طریق انتشار گزارشهای مالی سالانه شرکتها صورت میگیرد. اطلاعات افشاشده باید دارای ویژگیهای مناسبی باشد که قابلیت درک برای گروههای استفادهکننده را تسهیل نماید. از طرفی اعتبار گزارشهای مالی با استخدام حسابرسان مستقل ایجاد میشود که هزینههای حسابرسی قابلتوجهی را برای دستیابی به این اعتبار ایجاد میکند. خوانایی گزارشهای مالی یکی از مسایلی است که بر عملکرد اعتباردهی حسابرس و هزینههای حسابرسی اثرگذار است. به نظر میرسد، گزارشهای مالی سالانه پیچیده که خوانایی کمتری دارند، باعث افزایش میزان آزمونهای موردنظر حسابرسان شوند و برعکس گزارشهای مالی با خوانایی بالا، آزمونهای اثباتی حسابرس، زمان و هزینه رسیدگی را کاهش دهند. هدف از بررسی پژوهش حاضر ارزیابی اثر خوانایی گزارشهای مالی بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بر حقالزحمه حسابرسی طی سالهای 1383 تا 1400 است. برای این منظور 10 بانک پذیرفتهشده طی این سالها با روش پنل نامتوازن موردبررسی قرار گرفتند. برای سنجش خوانایی گزارشهای مالی از سه شاخص فاگ، فلش و طول گزارش استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که خوانایی گزارشهای مالی بر حقالزحمه حسابرسی اثر دارد، اما حسابرسی نخستین شدت این ارتباط را تقویت نمیکند. همچنین نتایج نشان داد که دوره تصدی حسابرسان نقش تعدیلگر برای ارتباط خوانایی و حقالزحمههای حسابرسی ایفا میکند.
چکیده این پژوهش بر اساس روش مبتنی بر منطق به تجزیهوتحلیل مالی دوپونت از عملکرد تجاری 30 شرکت بزرگ بازار سرمایه تهران برای دوره زمانی 1398 الی 1400 پرداخته است. در این پژوهش با استفاده از مدل ریاضی به تجمیع منطقی مولفهها بهمنظور مدلسازی الگوهای احتمالی مطابق با مدلهای تجاری استفاده شده است. همچنین مدلهای ریاضی بهدستآمده برای محاسبه سطح تحقق الگوهای مشاهدهشده استفاده گردید. نتایج بهدستآمده نشان داد که تجمیع منطقی سوای از مدلهای اقتصادسنجی میتواند برای تحلیل عملکرد مالی شرکتها بر اساس نسبت دوپونت مناسب باشد و همچنین از بین شرکتهای بزرگ بورس اول بانک ملت (با وزن %49)، دوم مخابرات ایران (با وزن %48) و سوم پتروشیمی بوعلی سینا با وزن (%28) بالاترین کیفیت برای سرمایهگذاری را بر اساس الویت سرمایهگذاری را کسب کردند.
چکیده تسهیلات بانکی در واقع همان خروجیهای اصلی بانک است که از طریق آن نقدینگی جامعه که بهصورت سرگردان در سطح جامعه قرار گرفته، به مبادی تعریفشده و هدفمند اقتصادی تزریق میشود. در این راستا، یکی از عمدهترین مسایلی که تصمیمگیرندگان در بانکها با آن مواجه هستند اولویتبندی متقاضیان دریافت وام است. از این رو، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر و تدوین مدلی برای سنجش ریسک اعتباری مشتریان و تعیین یک الگوریتم مناسب برای اولویتبندی متقاضیان در بانکها بهصورت موردی در بانک سپه انجام شد. در این پژوهش، قضاوتهای شهودی و نادقیق کارشناسان بهصورت دادههای فازی مردد درنظر گرفته شد و یک الگوریتم ساده مبتنی بر فاصله پیشنهاد شد. خروجی الگوریتم پیشنهادی یک رتبهبندی دقیق از متقاضیان دریافت تسهیلات بانکی است. مساله مطرحشده در این پژوهش یک مساله تصمیمگیری است که همواره بهصورت شهودی انجام میشود و تا کنون پژوهشی به ارایه الگوریتم اولویتبندی در این زمینه نپرداخته است.
چکیده نوآوری شامل یک فرآیند طولانی است که مملو از عدم قطعیت است و احتمال شکست بالایی دارد. بنابراین، نوآوری شرکتی در مقایسه با سرمایهگذاریهای سنتی با محدودیتهای تامین مالی جدیتری مواجه خواهد شد. در این حالت، افزایش هزینه تامین مالی فرصت سرمایه گذاری شرکتها را کاهش میدهد و سپس به طور غیرمستقیم مانع نوآوری شرکت میشود. سهامداران همواره به دنبال کسب بازدهی هستند و اگر شرکتها شرایطی را به منظور افزایش تقسیم به وجود آورند، سهامداران بیشتری نسبت به سرمایهگذاری اقدام خواهند نمود. باتوجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر نوآوری و تقسیم سود سهام بر ارزش شرکت در صنایع خودرو و فلزات بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1396 الی 1400 پرداخته شده است. روش پژوهش از نوع همبستگی بر اساس آزمون رگرسیون و مبتنی بر داده های پنل میباشد؛ که در این راستا جامعه آماری این پژوهش، متشکل از کلیه صنایع خودرو و فلزات پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که به روش حذف سیستماتیک 27 شرکت انتخاب گردید. نتایج این پژوهش در خصوص فرضیه اول نشان میدهد که نوآوری بر ارزش شرکت تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین تجزیه و تحلیل در خصوص فرضیه دوم نشان داد که تقسیم سود سهام بر ارزش شرکت تأثیر مستقیم و معناداری دارد.