بررسی ترکیب ساختار داراییها و ساختار سرمایه بر نقدینگی ایجاد شده توسط بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
صفحه 79-92
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.540354.1167
پانیذ سادات قاسمی، محمدرضا رادفر، منصوره علیقلی
چکیده هدف: صنعت بانکداری یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد کشور محسوب میشود که میتواند با ساماندهی و مدیریت مناسب منابع و مصارف خود زمینههای رشد و شکوفایی اقتصاد را فراهم آورد. در شرایط رقابتی تداوم فعالیت بانکها بستگی به عملکرد صحیح آنها دارد و عدم مدیریت مناسب نقدینگی میتواند به ورشکستگی ختم شود. در این راستا هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر ترکیب ساختار داراییها و ساختار سرمایه بر نقدینگی ایجاد شده توسط بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در بازه زمانی 1396– 1402 (19 بانک) میباشد.
روششناسی پژوهش: این تحقیق از نظر هدف، تحقیقی کاربردی بوده و با استفاده از روش بررسی میدانی و اسناد کاوی، اطلاعات استخراج شده با استفاده از روشهای آمار توصیفی و الگوی رگرسیونی با نرمافزار ایویوز مورد آزمون و تجزیهوتحلیل قرار گرفتهاند.
یافتهها: نتایج نشاندهنده تایید شش فرضیه پژوهش بوده و درنهایت مشخص گردید ترکیب ساختار داراییها و ساختار سرمایه بر نقدینگی ایجاد شده توسط بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تاثیر مثبت و معنادار دارد. درنهایت پیشنهادهایی نیز ارایه شده است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: نتایج این پژوهش میتواند برای سیاستگذاران، مدیران و سرمایهگذاران در راستای بهبود تصمیمگیریهای مالی و مدیریت بهینه ساختار سرمایه از اهمیت بالایی برخوردار باشد.
پیش بینی ریزش مشتریان بانک با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین
صفحه 93-108
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.542570.1169
سید محسن حسینی
چکیده هدف: در صنعت بانکداری، حفظ مشتریان وفادار بهمراتب کمهزینهتر و سودآورتر از جذب مشتریان جدید است. رویگردانی مشتریان بهعنوان یکی از چالشهای اصلی بانکها، تاثیر مستقیمی بر کاهش سودآوری، افزایش هزینههای بازاریابی و افت سهم بازار دارد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد الگوریتمهای یادگیری ماشین در پیشبینی رویگردانی مشتریان شعب یک بانک دولتی در سالهای 1400 تا 1403 انجام شده است. با توجه به اهمیت حفظ مشتریان وفادار و کاهش هزینههای ناشی از ریزش مشتریان، این مطالعه تلاش دارد مدلی کارآمد و تفسیرپذیر برای شناسایی مشتریان در معرض ریزش ارایه دهد.
روششناسی پژوهش: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و گذشتهنگر است. دادههای مربوط به 2025 مشتری فعال طی دوره 1400 تا 1403 گردآوری شد. برای هر مشتری 12 ویژگی شامل مشخصات تراکنشی، رفتاری و جمعیتشناختی ثبت گردید. دادهها پس از پاکسازی، با استفاده از روش z-score نرمالسازی شدند. سپس با پیادهسازی الگوریتمهای مختلف یادگیری ماشین شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان، شبکه عصبی پرسپترون چندلایه، شبکه بیزین و XGBoost در محیط R، عملکرد مدلها با استفاده از روش اعتبارسنجی متقاطع 10تایی و بر مبنای معیارهای صحت، حساسیت و ویژگی مقایسه شد.
یافتهها: از بین 2025 مشتری بررسیشده، تعداد 325 نفر معادل %16 بهعنوان مشتریان رویگردان شناسایی شدند. بررسی آماری نشان داد متغیرهای سن، مدت زمان رابطه با بانک و میانگین سپردهها در 6 ماه گذشته بین دو گروه تفاوت معناداری ندارند. مدل XGBoost با صحت %89/96 حساسیت %11/87 و ویژگی %71/98 بالاترین عملکرد را نسبت به سایر الگوریتمها نشان داد. همچنین سطح زیر منحنی نمودار مشخصه عملکرد برای این مدل برابر با 9907/0 محاسبه شد که بیانگر دقت بسیار بالا در طبقهبندی است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: در این پژوهش ویژگیسازی (Feature Engineering) خاص بانکی انجام شده است. متغیرهای جدید از تراکنشها یا رفتار مشتری استخراجشده که در مقالات مشابه کمتر استفاده شده است مانند تغییر تعداد تراکنشهای سهماهه چهارم به سهماهه اول و ... ترکیب رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین و استفاده از دادههای مربوط به مشتریان یکی از بانکهای ایران ضرورت و اهمیت این پژوهش را بیشتر نمایان میسازد. همچنین این مطالعه یکی از معدود پژوهشهایی است که عملکرد چندین الگوریتم ML را در محیط بانکی ایران با بهرهگیری از تحلیل تفسیرپذیر و اعتبارسنجی دقیق مقایسه میکند. نتایج آن میتواند به سیاستگذاران بانکی در طراحی اقدامات پیشگیرانه برای حفظ مشتریان کمک شایانی کند.
درآمد دولت، سازوکار پاداش شرکت و تصمیمات قیمتگذاری انتقالی: نقش تعدیلگری حداقلسازی مالیات
صفحه 109-118
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.540343.1166
ابوالفضل سلیمانی، مهدیه شکریان برنجستانکی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر درآمد دولت و سازوکار پاداش شرکتها بر تصمیمات قیمتگذاری انتقالی انجام شده است. همچنین نقش حداقلسازی مالیات بهعنوان یک متغیر تعدیلگر در این روابط مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روششناسی پژوهش: جامعه آماری شامل 116 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1395 تا 1400 است. دادهها از صورتهای مالی و گزارشهای رسمی گردآوری و با استفاده از تحلیل دادههای تابلویی و مدلهای رگرسیونی چند متغیره آزمون شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که درآمد دولت و سازوکار پاداش شرکتها تاثیر معناداری بر قیمتگذاری انتقالی دارند. علاوهبر این، حداقلسازی مالیات اثر درآمد دولت بر قیمتگذاری انتقالی را بهطور مثبت تعدیل میکند، اما در رابطه میان سازوکار پاداش و قیمتگذاری انتقالی نقش تعدیلکننده ندارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ترکیب متغیرهای درآمد دولت، سازوکار پاداش و حداقلسازی مالیات، دیدگاه تازهای در مورد عوامل موثر بر قیمتگذاری انتقالی در شرکتهای ایرانی ارایه میدهد. استفاده از شاخصهای عینیتر برای سنجش معاملات اشخاص وابسته، نسبت به مطالعات پیشین دقت بیشتری در بررسی قیمتگذاری انتقالی فراهم کرده و میتواند راهنمای سیاستگذاران مالیاتی و قانونگذاران باشد.
اثر تعدیلکننده توسعه اقتصادی بر روابط بین سرریزهای دانش، قابلیتهای دیجیتال، عملکرد و نوآوری شرکتها
صفحه 119-134
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.540621.1168
سید حسین احمدی لنگری
چکیده هدف: در دنیای امروز، اجرای فناوریهای دیجیتال در زمینههای کسبوکار اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. هدف این پژوهش، بررسی اثرات سرریز دانش بر عملکرد شرکتها با تاکید بر نقش میانجی قابلیتهای دیجیتال و نوآوری است. همچنین این مطالعه نقش تعدیلی سطح توسعه اقتصادی کشور را بر روابط مذکور بررسی میکند.
روششناسی پژوهش: این پژوهش از روش کمی بهره گرفته و دادههای موردنیاز از طریق پرسشنامه بین مدیران ارشد و میانی شرکتهای موجود در شهرکهای صنعتی جمعآوری شده است. تعداد نمونه موردبررسی بر اساس فرمول کوکران 120 مورد تعیین شد. برای تحلیل دادهها و آزمایش مدل میانجی که عملکرد کسبوکار را توضیح میدهد، از روش مدلسازی معادله ساختاری حداقل مربعات جزیی استفاده شده است.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که سرریز دانش از طریق قابلیتهای دیجیتال و نوآوری، تاثیر مثبت و معناداری بر عملکرد شرکتها دارد. علاوه بر این، سطح توسعه اقتصادی کشور بهعنوان یک عامل تعدیلگر، اثرات مستقیم و غیرمستقیم سرریزهای دانش بر عملکرد شرکت را تحت تاثیر قرار میدهد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش یک مدل مفهومی جدید برای تحلیل تعاملات میان سرریز دانش، قابلیتهای دیجیتال و نوآوری ارایه میکند. یافتههای این تحقیق میتوانند راهنمایی ارزشمند برای مدیران کسبوکارها در جهت بهرهبرداری موثرتر از منابع دانش، تقویت قابلیتهای دیجیتال، و افزایش نوآوری سازمانی باشند.
تاثیر کیفیت حکمرانی بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران: تحلیل سری زمانی با رویکرد ARDL
صفحه 135-147
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.544433.1171
سیدرضا ضعیف السادات، سحر رفیعی
چکیده هدف: این مطالعه به بررسی تاثیر کیفیت حکمرانی، فساد و متغیرهای کلان اقتصادی منتخب بر سرمایهگذاری مستقیم خارجی، با تمرکز ویژه بر ایران میپردازد. اهمیت این تحقیق در این واقعیت نهفته است که کیفیت نهادی و کنترل فساد از عوامل تعیینکننده مهم جریانهای ورودی سرمایهگذاری خارجی هستند و نقش حیاتی در توسعه مالی و رشد اقتصادی بلندمدت ایفا میکنند. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از مدل خود توضیح با وقفه توزیعی (ARDL) در طول دوره مطالعه استفاده شد. علاوه بر این، آزمونهای تشخیصی، از جمله CUSUM و CUSUMSQ، پایداری ضرایب تخمینی را تایید کردند که نشان میدهد روابط کوتاهمدت و بلندمدت مدل قوی هستند.
روششناسی: برای تجزیهوتحلیل دادهها، از مدل خود توضیح با وقفه توزیعی (ARDL) در دوره مطالعه استفاده شد.
یافتهها: نتایج تجربی نشان میدهد که نرخ ارز و اثر تاخیری FDI تاثیر مثبت و آماری معنیداری بر جریانهای ورودی FDI دارند. در مقابل، تورم و شاخصهای حکمرانی ضعیف تاثیر منفی بر جذب سرمایهگذاری خارجی دارند، در حالیکه تاثیر هزینههای دولت ناچیز بود. علاوه بر این، شاخص ادراک فساد تداوم چالشهای نهادی در ایران را برجسته میکند که همچنان مانعی جدی برای ورود پایدار سرمایهگذاری مستقیم خارجی هستند. در مجموع، یافتهها تاکید میکنند که بهبود حکمرانی و کاهش فساد پیشنیازهای توسعه مالی و تقویت ورود سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران هستند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این مطالعه با ادغام شاخصهای کیفیت نهادی، فساد و ثبات اقتصاد کلان در یک چارچوب اقتصادسنجی یکپارچه برای ایران، ارزش علمی جدیدی ارایه میدهد. در حالیکه بسیاری از ادبیات موجود تا حد زیادی ابعاد نهادی را نادیده گرفتهاند، این تحقیق شواهد جدیدی ارایه میدهد که اصلاحات ساختاری با هدف افزایش شفافیت و کارایی حکمرانی میتواند ظرفیت ایران را برای جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی بهطور قابلتوجهی بهبود بخشد.
تاثیر گزارشگری پایداری بر احساسات و توجه سرمایهگذاران با تاکید بر راهبرد تجاری
صفحه 148-165
https://doi.org/10.22105/fbs.2025.547384.1172
ابوالفضل گلمحمدی، محمدرضا عباسی استمال
چکیده هدف: نقش احساسات و عواطف سرمایهگذاران و همچنین توجه آنها در بازارهای مالی مهم و حیاتی بوده و میتواند سرنوشت آنها را دگرگون کرده و بر روند حرکت بازار نیز موثر واقع شود. از مهمترین عوامل اثرگذار بر احساسات و توجه سرمایهگذاران، گزارشگری پایداری است. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر گزارشگری پایداری بر احساسات و توجه سرمایهگذاران با تاکید بر راهبرد تجاری میپردازد.
روششناسی پژوهش: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روششناسی همبستگی از نوع علی (پس رویدادی) میباشد. جامعه آماری پژوهش شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونهگیری حذف سیستماتیک، 151 شرکت بهعنوان نمونه پژوهش انتخابشده در دوره زمانی 6 ساله بین سالهای 1397 تا 1402 موردبررسی قرار گرفتند. روش مورداستفاده جهت جمعآوری اطلاعات، کتابخانهای بوده و دادههای مربوط برای اندازهگیری متغیرها از سایت کدال و صورتهای مالی شرکتها جمعآوری شده و در اکسل محاسبات اولیه صورت گرفته، سپس برای آزمون فرضیههای پژوهش از نرمافزار استاتا استفاده شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که گزارشگری پایداری بر احساسات سرمایهگذاران تاثیر مستقیم دارد. همچنین، گزارشگری پایداری بر توجه سرمایهگذاران تاثیر مستقیم دارد. با این وجود، راهبرد تجاری بر ارتباط بین گزارشگری پایداری و احساسات سرمایهگذاران تاثیر ندارد. همچنین، راهبرد تجاری بر ارتباط بین گزارشگری پایداری و توجه سرمایهگذاران تاثیر ندارد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: با توجه به ارایه اطلاعات جامع و فراتر از عوامل مالی در گزارشگری پایداری، این نوع گزارشگری اهمیت زیادی پیدا کرده و بهعنوان یک ملاحظات کلیدی برای سرمایهگذاران و ذینفعان شده است که میتواند بر توجه و احساسات سرمایهگذاران اثرات قابلتوجهی بگذارد.
