نشریه FBS موفق به کسب تاییدیه پایگاه استنادی ISC شد
هدف عمده نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی ایجاد محیطی علمی برای پژوهشگران در زمینه مطالعات مدیریت مالی و مدیریت بانکی است و همچنین مباحث بین رشتهای مرتبط است تا آخرین یافتههای علمی خود را به اشتراک گذارند. این نشریه در سال 1402 شروع به فعالیت کرده و از سوی بانک سپه به صورت فصلنامه و آنلاین منتشر میشود. این مجله به قوانین اخلاقی در انتشار احترام میگذارد و تابع قوانین کمیته اخلاق "برای انتشار (COPE)" است و متعهد به پیروی از مقررات اجرایی قانون پیشگیری و مبارزه با تقلب در آثار علمی است. امید است که این نشریه باعث ارتقای سطح علمی پژوهشگران گردد. به منظور نیل به این هدف، پژوهشگران را تشویق میکنیم که مقالات معتبر و چاپ نشده خود را برای چاپ به این نشریه ارسال نمایند.
«شایان توجه است فقط مقالاتی جهت انتشار در این نشریه مورد بررسی قرار میگیرند که قبلاَ در نشریات و کنفرانسهای دیگر به چاپ نرسیده باشند.»
درباره نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی
ناشر: نشر رئا
فرمت: الکترونیکی و چاپ برای نویسندگان
شاپا چاپی: 1570-2981
شاپا الکترونیکی: 1589-2981
منشور اخلاقی: «این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) میباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.»
هزینهها انتشار و داوری:رایگان
نوبتهای چاپ:فصلنامه
دسترسی قبلی:دارد
زبان نشریه:فارسی (چکیده انگلیسی)
حوزه تخصصی: مدیریت مالی،بانکی، فناوری مالی، حسابداری و مباحث بین رشتهای
دسترسی به مقالات:رایگان و آزاد
وضعیت نمایهها: Google Scholar،سیویلیکا، نورمگز،SID و ...
نوع داوری: فرایند داوری تخصصی به صورت داوری بسته و حداقل 2 داور و 1 داور تطبیق
زمان بررسی مقالات و اعلام نتایج: زمان بررسی اولیه مقالات 7 روز کاری میباشد. سپس برای داوران ارسال میگردد. نتیجه نهایی طی بازه 1 لغایت 3 ماه تعیین میشود.
حق کپی رایت:
ایمیل مجله:fbsjornal@gmail.com
«دسترسی به مقالات این سایت آزاد و رایگان است»
«این نشریه، سرقت علمی و ادبی را با استفاده از نرمافزارهای مشابهیاب (سمیم نور) مورد بررسی قرار داده و با آن مقابله میکند»
عطیه رسولی، ندا محمد اسماعیلی، علی آدوسی، سعید کاظمی مهرآبادی، آرین قلیپور
چکیده هدف:با توجه به نقش حیاتی بانکها در اقتصاد و تعاملات مالی جامعه، عملکرد پایدار و موثر آنها وابسته به انسجام داخلی و تعهد کارکنان است. فرهنگسازمانی بهعنوان مجموعهای از ارزشها، باورها و هنجارهای مشترک، رفتار کارکنان را هدایت کرده و مسیر تصمیمگیری و تعاملات کاری را شکل میدهد. در این زمینه، شناسایی وضعیت فعلی فرهنگسازمانی و مولفههای کلیدی آن در بانکها، زمینهساز بهبود عملکرد، ایجاد انگیزش و تعهد کارکنان و افزایش همسویی با اهداف استراتژیک خواهد بود. هدف این پژوهش بررسی وضعیت فرهنگسازمانی در بانک سپه و ارایه راهکارهای برای مدیریت فرهنگسازمانی بوده است. مطالعه حاضر تلاش میکند تا با تحلیل مولفههای کلیدی فرهنگسازمانی، راهکارهایی عملی برای بهبود عملکرد و همسویی کارکنان با اهداف استراتژیک بانک ارایه دهد. روششناسی پژوهش:روش پژوهش مورداستفاده در این فصل، روش کمی-پیمایش است. ابزار پیمایش در این پژوهش پرسشنامه مدل اخلاق، ارزش و فرهنگسازمانی بوده است. دادههای جمعآوریشده با نرمافزار Excel و SPSS تحلیل شده است. یافتهها:نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت فرهنگسازمانی بانک در تمامی ۷ مولفه مدل اخلاق، ارزش و فرهنگسازمانی در سطح متوسط قرار دارد و نیازمند اقدامات توسعهای و بهبود است. پایینترین میانگین مربوط به مولفه ساختار بود که اولویت برنامههای توسعهای را مشخص میکند. همچنین، رتبهبندی اهمیت مولفهها از دید کارکنان به ترتیب استراتژی، کارکنان و ارزشهای مشترک بیشترین اولویت و مهارت و سیستم کمترین اولویت را داشت. تحلیل متغیرهای جمعیتشناختی نشان داد برداشت کارکنان از فرهنگسازمانی تحت تاثیر سن، سابقه، تحصیلات، نوع قرارداد، پست سازمانی و واحد محل خدمت است، بهطوریکه کارکنان جوان، تحصیلکرده و ستادی ارزیابی پایینتری داشتند و کارکنان باسابقه و شعب ارزیابی مطلوبتری ارایه کردند. اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارزیابی جامع فرهنگسازمانی بانک بر اساس مدل اخلاق، ارزش و فرهنگسازمانی، نقاط قوت، شکافها و اولویتهای توسعهای را مشخص کرده و چارچوبی عملی برای بهبود فرهنگسازمانی و همسویی آن با اهداف سازمانی ارایه میدهد.
چکیده هدف: هدف این پژوهش ارایه یک چارچوب جامع برای شناسایی ناهنجاریها در دادههای گزارش تعهدات معاملهگران و بررسی نقش آنها در شناسایی روندهای اقتصادی، اختلالات بازار و تغییرات ناگهانی است. روششناسیپژوهش: در این مطالعه، پس از پیشپردازش دادههایCOT، روشهای آماری شامل نمره استاندارد و دامنه بینچارکی با الگوریتمهای یادگیری ماشین شامل جنگل ایزوله و ماشین بردار پشتیبان تککلاسه ترکیب شدند. سپس با ایجاد ناهنجاریهای تجمیعی، نقاطی که توسط تمامی روشها بهعنوان ناهنجار شناسایی شده بودند استخراج شدند. یافتهها: نتایج نشان داد ناهنجاریهای شناساییشده ارتباط معناداری با رویدادهای کلان اقتصادی، از جمله بحران مالی جهانی ۲۰۰۸و همهگیری کووید-۱۹در سال ۲۰۲۰دارند؛ همچنین، روش ترکیبی پیشنهادی با کاهش مثبتهای کاذب، مجموعهای شامل ۱۶۳۸نقطه ناهنجار با سطح اطمینان بالا ایجاد کرد. اصالت/ارزشافزودهعلمی:این پژوهش با تلفیق روشهای آماری، یادگیری ماشین و یادگیری منیفلد، چارچوبی دقیق و قابلاعتماد برای تحلیل دادههای پیچیده بازارهای مالی ارایه میدهد و زمینه توسعه داشبوردهای تعاملی برای پایش بلادرنگ بازار را فراهم میکند.
چکیده هدف:پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سوگیریهای شناختی بر تصمیمات سرمایهگذاری باتوجهبه نقش میانجی ادراک ریسک و نقش تعدیلگر مشاوران رباتیک در میان سهامداران شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. روششناسی پژوهش:این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل سرمایهگذاران حقیقی فعال در بورس اوراق بهادار تهران بود که 335 نفر از آنها به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد جمعآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری[1] در نرمافزارهایSPSSوSmart PLSتحلیل شدند. یافتهها:نتایج نشان داد سوگیریهای دردسترسبودن، لنگراندازی، زیانگریزی، نمایندگی و اعتماد بیش از حد تاثیر مثبت و معناداری بر تصمیمات سرمایهگذاری دارند. همچنین، ادراک ریسک در رابطه بین سوگیری اعتماد بیش از حد و تصمیمگیری سرمایهگذاری نقش میانجی معناداری ایفا میکند. علاوهبر این، مشاوران رباتیک رابطه بین اعتماد بیش از حد و تصمیمات سرمایهگذاری را بهطور معناداری تعدیل میکنند. اصالت/ارزش افزوده علمی:نوآوری این پژوهش در بررسی همزمان تاثیر سوگیریهای شناختی بر تصمیمات سرمایهگذاری با درنظرگرفتن نقش میانجی ادراک ریسک و نقش تعدیلگر مشاوران رباتیک است. نتایج پژوهش میتواند به توسعه ادبیات مالی رفتاری و بهبود کیفیت تصمیمات سرمایهگذاری از طریق بهرهگیری از فناوریهای مالی نوین کمک کند.
چکیده هدف:توکنیزهسازی اوراق قرضه با وعدههای گستردهای چون افزایش نقدینگی، کاهش هزینههای تراکنش و... همراه بوده است. با این حال، ادبیات موجود پراکنده و گاه متعارض است و تصویری جامع از اثرات واقعی این پدیده ارایه نمیدهد. هدف این پژوهش، یکپارچهسازی نظاممند یافتهها و ارایه تحلیلی کلنگر از مزایا، موانع و تاثیرات ساختاری توکنیزهسازی بر بازار اوراق قرضه است روششناسی پژوهش: این مطالعه با روش فراترکیب و بر اساس الگوی سندلوسکی انجام شد. از میان مقالات شناساییشده، ۲۵ مقاله با ابزارCASPارزیابی کیفی و از طریق سنتز موضوعی در سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی مضامین توصیفی و توسعه مضامین تحلیلی، ترکیب گردیدند. پایایی یافتهها با ضریب کاپای کوهن، ضریب همبستگی درونردهای و پنل خبرگان تایید شد. یافتهها:سه مضمون فراگیر استخراج گردید: 1- مزایای عملی شامل کاهش زمان تسویه و هزینههای تراکنش، هرچند افزایش نقدینگی محقق نشده است؛ 2- هزارتوی نظارتی شامل ابهامات حقوقی و پراکندگی چارچوبهای قانونی که چرخه معیوبی از عدمقطعیت میآفریند و 3- تکامل ساختاری بازار که بیانگر پارادوکسی اساسی است: فناوری غیرمتمرکز به حذف واسطهها منتهی نشده، بلکه به بازآفرینی آنها در مدلهای هیبریدی انجامیده است. اصالت/ارزشافزودهعلمی :پژوهشهای قبلی بهصورت جزیرهای بر کارایی، نظارت یا ساختار فنی متمرکز بودهاند. این مطالعه برای نخستین بار این سه جریان را در چارچوبی یکپارچه تلفیق کرده و «پارادوکس حاکمیت» را کشف میکند: مزایای فناورانه تحتفشار موانع نظارتی، به بازآفرینی واسطهها بهجای حذف آنها میانجامد. این چرخه بازخوردی، نوآوری نظری اصلی مقاله بوده و با تبیین تکامل هیبریدی بازارها، نقشه راهی برای سیاستگذاران فراهم میآورد.
ابوالفضل باقری، مرضیه شاوردی، سید محمد امین سید موسوی، سید محمد عظیمی
چکیده هدف: گذار به اقتصاد دانشبنیان نیازمند نظام تامین مالی متناسب با ماهیت شرکتهای دانشبنیان است؛ شرکتهایی که با وجود تشکیل بیش از %11 بنگاههای اقتصادی فعال کشور، تنها %8/4 از تسهیلات شبکه بانکی (۱۴۰۲) را دریافت کردهاند و سهم بانک سپه (%2/2) بهمراتب کمتر از بانکهای همتراز است؛ امری که از یک «شکاف تامین مالی» پرده برمیدارد. هدف این پژوهش، آسیبشناسی نقش نظام بانکی ایران با تمرکز بر بانک سپه، شناسایی چالشهای ساختاری، رفتاری و زمینهای پیشروی آن در ایفای نقش موثر در توسعه اقتصاد دانشبنیان و ارایه راهکارهای سیاستی متناسب است. روششناسیپژوهش: پژوهش از حیث هدف، کاربردی-توسعهای و از حیث روش، کیفی-تفسیری با راهبرد مطالعه موردی توصیفی-تحلیلی است. دادهها با تکیه بر اصل مثلثسازی از سه منبع مکمل (تحلیل اسنادی، مصاحبههای نیمهساختاریافته و جلسات گروه کانونی) گرد آمد و با روش تحلیل مضمون و در چارچوب «مدل سهشاخگی» میرزایی اهرنجانی (عوامل ساختاری، رفتاری و زمینهای) تحلیل شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام و اعتبار یافتهها از طریق مثلثسازی، بازبینی مشارکتکنندگان و کدگذاری مستقل تامین شد. یافتهها: آسیبهای نظام بانکی در حوزه دانشبنیان پدیدهای تکعلتی نیست، بلکه برآیند شبکهای علی-معلولی از سه دسته عامل است: عوامل ساختاری (ابهام راهبردی پساادغام، یکسانی رویههای اعتبارسنجی و محدودیت پذیرش دارایی فکری بهعنوان وثیقه)، عوامل رفتاری (خطرگریزی نهادینهشده، انتظار بازدهی کوتاهمدت، تمایل به بنگاهداری و عدمتقارن اطلاعات) و عوامل زمینهای (چارچوب قانونی سختگیرانه، فاصله متن قانون با عمل بانکی، بیثباتی اقتصاد کلان و تحریمها). یافتهها نشان میدهد چالش بنیادین «نهادی-فرایندی» است نه «منبعمحور». اصالت/ارزشافزودهعلمی:این پژوهش نخستین آسیبشناسی نظاممند یک بانک خاص ایرانی (بانک سپه) در حوزه دانشبنیان با چارچوب سهشاخگی است که تحلیل کلان را به سطح خرد سازمانی میبرد و با لحاظکردن متغیر «ادغام بانکهای نیروهای مسلح (۱۳۹۸)»، مجموعهای از پیشنهادهای سیاستی همزمان در سه لایه ساختاری، رفتاری و زمینهای ارایه میدهد
چکیده هدف: امروزه برخی از محققان معتقدند که نوسانات نرخ ارز باعث کاهش ورود گردشگران میشود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری در اقتصاد ایران در دوره زمانی سهماهه اول 1390 تا سهماهه چهارم 1400 تبیین گردید. روششناسی پژوهش: در اغلب تحقیقات گذشته از انحراف معیار میانگین متحرک لگاریتم نرخ ارز بهعنوان معیاری جهت محاسبه نوسانات نرخ ارز استفاده شده است، اما در این تحقیق معیار جدیدی برای ارزیابی نوسانات نرخ ارز منظور گردید. روش تحقیق مورداستفاده مبتنی بر نظریه هم انباشتگی، جمله تصحیح خطای معیار نوسانات نرخ ارز با استفاده از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون توزیع شده با وقفه (ARDL) برای هم انباشتگی میباشد. یافتهها: نتایج نشان داد: 1- علاوه بر جاذبههای بازدید از کشورها، همانطور که انتظار میرود نسبت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمتهای نسبی، تاثیر مثبت و معناداری بر جریان گردشگری دارد، 2- ضریب قیمتهای نسبی در بیشتر موارد منفی و معنادار است، به این معنی که سطح قیمت نسبی بین کشور مبدا و مقصد اثر مهم و منفی دارد و 3- نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری و ورود گردشگران تاثیر زیادی دارد. اصالت/ارزشافزوده علمی: نوسانات نرخ ارز بر ورود گردشگران خارجی به ایران اثر منفی و معنیداری دارد؛ بنابراین، لازم است که سیاستگذاران در طراحی تدابیر سیاستی خود این مقوله را درنظر بگیرند. اگرچه در سالهای اخیر با افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش ورود تعداد قابلتوجهی گردشگر خارجی به ایران میرود، اما افزایش نرخ تورم در سالهای اخیر، مزیت ارزان بودن مسافرت به ایران را به خاطر افزایش نرخ ارز از بین برده است.
امیر بهادر مروت، فرهاد نظری زاده، احمد حقیری دهبارز
چکیده هدف: سرعت بالای تغییرات فناوری، استفاده هر چه گستردهتر از هوش مصنوعی را سبب گشته است و صنایع مختلف را بر آن داشته تا در جهت پیشبرد اهداف، افزایش کیفیت و کاهش هزینههای خود توجه ویژهای به این پدیده نوظهور داشته باشند. صنعت بانکداری همگام با سایر صنایع در تلاش است تا با بهکارگیری هوش مصنوعی کیفیت خدمات خود را بهبود و موجبات رضایت مشتریان را فراهم آورد. پژوهش پیش رو با هدف، شناسایی کاربردها، وضعیت کنونی و سناریوهای آینده بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق1410 ارایه شده است. روششناسی پژوهش: ابتدا با انجام مطالعات کتابخانهای کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری احصا و در گام بعد با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 24 خبره و کارشناس بانکی انتخاب و از طریق مصاحبه ساختار نیافته (عمیق) و با استفاده از نرمافزار مکس کیودا وضعیت کنونی کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری شناسایی و تحلیل گردید، سپس بر اساس نظر خبرگان و با استفاده از روش جیبیان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 ترسیم گردید. یافتهها: بنابر یافتهها، در حال حاضر در سه فرآیند، امنیت و جلوگیری از تقلب، ریسک اعتباری و شناسایی فعالیتهای پولشویی و تامین مالی تروریسم از هوش مصنوعی بهره گرفته میشود و بیشترین کاربرد در حوزه امنیت و جلوگیری از تقلب است. همچنین، بر پایه دو عدمقطعیت اصلی، فعالیت بینالمللی بانک و حمایت مدیران ارشد، چهار سناریوی نفوذ مقتدرانه، توفیق اجباری، رویش در حصر و مرگ خاموش به عنوان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 نگاشته شد. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش ضمن شناسایی کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری، وضعیت کنونی بهکارگیری هوش مصنوعی بررسی و آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق 1410 ترسیم گردید.
چکیده هدف: این پژوهش به بررسی تاثیر عوامل پیشبین نظیر، زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، سطح تعاملپذیری سیستمهای بانکی، منابع انسانی، منابع مالی و سیاستها و قوانین بر توسعه زیرساخت کلان داده در نظام بانکداری ایران میپردازد. روششناسی پژوهش: دادههای مورد استفاده از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت از 104 نفر از کارکنان بانکهای ملی، صادرات، ملت، تجارت و سپه در استان همدان جمعآوری شده است. یافتهها: نتایج آزمونهای همبستگی نشان میدهد که تمامی متغیرهای پیشبین بهطور مثبت و معنادار با زیرساخت کلان داده مرتبط هستند. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان میدهد که حدود %56 از تغییرات در زیرساخت کلان داده توسط این عوامل توضیح داده میشود (R²=0.560). همچنین، پایایی ابزاری مورد استفاده با مقادیر آلفای کرونباخ بین 0.769 تا 0.821 تایید شده است. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافتههای بهدست آمده با نتایج مطالعات پیشین داخلی و بینالمللی همسو بوده و بر اهمیت بهبود زیرساختهای فناوری اطلاعات، ارتقای تعاملپذیری سیستمها، تقویت تخصص نیروی انسانی، تخصیص منابع مالی مناسب و تدوین سیاستهای حمایتی بهعنوان شروط اساسی توسعه فناوری کلان داده تاکید میکند؛ بنابراین، توجه به این عوامل میتواند زمینهساز افزایش کارایی و رقابتپذیری نظام بانکی ایران در عرصه دیجیتال گردد.
چکیده این پژوهش بر اساس روش مبتنی بر منطق به تجزیهوتحلیل مالی دوپونت از عملکرد تجاری 30 شرکت بزرگ بازار سرمایه تهران برای دوره زمانی 1398 الی 1400 پرداخته است. در این پژوهش با استفاده از مدل ریاضی به تجمیع منطقی مولفهها بهمنظور مدلسازی الگوهای احتمالی مطابق با مدلهای تجاری استفاده شده است. همچنین مدلهای ریاضی بهدستآمده برای محاسبه سطح تحقق الگوهای مشاهدهشده استفاده گردید. نتایج بهدستآمده نشان داد که تجمیع منطقی سوای از مدلهای اقتصادسنجی میتواند برای تحلیل عملکرد مالی شرکتها بر اساس نسبت دوپونت مناسب باشد و همچنین از بین شرکتهای بزرگ بورس اول بانک ملت (با وزن %49)، دوم مخابرات ایران (با وزن %48) و سوم پتروشیمی بوعلی سینا با وزن (%28) بالاترین کیفیت برای سرمایهگذاری را بر اساس الویت سرمایهگذاری را کسب کردند.
چکیده افشای حسابداری از طریق انتشار گزارشهای مالی سالانه شرکتها صورت میگیرد. اطلاعات افشاشده باید دارای ویژگیهای مناسبی باشد که قابلیت درک برای گروههای استفادهکننده را تسهیل نماید. از طرفی اعتبار گزارشهای مالی با استخدام حسابرسان مستقل ایجاد میشود که هزینههای حسابرسی قابلتوجهی را برای دستیابی به این اعتبار ایجاد میکند. خوانایی گزارشهای مالی یکی از مسایلی است که بر عملکرد اعتباردهی حسابرس و هزینههای حسابرسی اثرگذار است. به نظر میرسد، گزارشهای مالی سالانه پیچیده که خوانایی کمتری دارند، باعث افزایش میزان آزمونهای موردنظر حسابرسان شوند و برعکس گزارشهای مالی با خوانایی بالا، آزمونهای اثباتی حسابرس، زمان و هزینه رسیدگی را کاهش دهند. هدف از بررسی پژوهش حاضر ارزیابی اثر خوانایی گزارشهای مالی بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بر حقالزحمه حسابرسی طی سالهای 1383 تا 1400 است. برای این منظور 10 بانک پذیرفتهشده طی این سالها با روش پنل نامتوازن موردبررسی قرار گرفتند. برای سنجش خوانایی گزارشهای مالی از سه شاخص فاگ، فلش و طول گزارش استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که خوانایی گزارشهای مالی بر حقالزحمه حسابرسی اثر دارد، اما حسابرسی نخستین شدت این ارتباط را تقویت نمیکند. همچنین نتایج نشان داد که دوره تصدی حسابرسان نقش تعدیلگر برای ارتباط خوانایی و حقالزحمههای حسابرسی ایفا میکند.
چکیده تسهیلات بانکی در واقع همان خروجیهای اصلی بانک است که از طریق آن نقدینگی جامعه که بهصورت سرگردان در سطح جامعه قرار گرفته، به مبادی تعریفشده و هدفمند اقتصادی تزریق میشود. در این راستا، یکی از عمدهترین مسایلی که تصمیمگیرندگان در بانکها با آن مواجه هستند اولویتبندی متقاضیان دریافت وام است. از این رو، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر و تدوین مدلی برای سنجش ریسک اعتباری مشتریان و تعیین یک الگوریتم مناسب برای اولویتبندی متقاضیان در بانکها بهصورت موردی در بانک سپه انجام شد. در این پژوهش، قضاوتهای شهودی و نادقیق کارشناسان بهصورت دادههای فازی مردد درنظر گرفته شد و یک الگوریتم ساده مبتنی بر فاصله پیشنهاد شد. خروجی الگوریتم پیشنهادی یک رتبهبندی دقیق از متقاضیان دریافت تسهیلات بانکی است. مساله مطرحشده در این پژوهش یک مساله تصمیمگیری است که همواره بهصورت شهودی انجام میشود و تا کنون پژوهشی به ارایه الگوریتم اولویتبندی در این زمینه نپرداخته است.
چکیده نوآوری شامل یک فرآیند طولانی است که مملو از عدم قطعیت است و احتمال شکست بالایی دارد. بنابراین، نوآوری شرکتی در مقایسه با سرمایهگذاریهای سنتی با محدودیتهای تامین مالی جدیتری مواجه خواهد شد. در این حالت، افزایش هزینه تامین مالی فرصت سرمایه گذاری شرکتها را کاهش میدهد و سپس به طور غیرمستقیم مانع نوآوری شرکت میشود. سهامداران همواره به دنبال کسب بازدهی هستند و اگر شرکتها شرایطی را به منظور افزایش تقسیم به وجود آورند، سهامداران بیشتری نسبت به سرمایهگذاری اقدام خواهند نمود. باتوجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر نوآوری و تقسیم سود سهام بر ارزش شرکت در صنایع خودرو و فلزات بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1396 الی 1400 پرداخته شده است. روش پژوهش از نوع همبستگی بر اساس آزمون رگرسیون و مبتنی بر داده های پنل میباشد؛ که در این راستا جامعه آماری این پژوهش، متشکل از کلیه صنایع خودرو و فلزات پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که به روش حذف سیستماتیک 27 شرکت انتخاب گردید. نتایج این پژوهش در خصوص فرضیه اول نشان میدهد که نوآوری بر ارزش شرکت تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین تجزیه و تحلیل در خصوص فرضیه دوم نشان داد که تقسیم سود سهام بر ارزش شرکت تأثیر مستقیم و معناداری دارد.