نشریه FBS موفق به کسب تاییدیه پایگاه استنادی ISC شد
هدف عمده نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی ایجاد محیطی علمی برای پژوهشگران در زمینه مطالعات مدیریت مالی و مدیریت بانکی است و همچنین مباحث بین رشتهای مرتبط است تا آخرین یافتههای علمی خود را به اشتراک گذارند. این نشریه در سال 1402 شروع به فعالیت کرده و از سوی بانک سپه به صورت فصلنامه و آنلاین منتشر میشود. این مجله به قوانین اخلاقی در انتشار احترام میگذارد و تابع قوانین کمیته اخلاق "برای انتشار (COPE)" است و متعهد به پیروی از مقررات اجرایی قانون پیشگیری و مبارزه با تقلب در آثار علمی است. امید است که این نشریه باعث ارتقای سطح علمی پژوهشگران گردد. به منظور نیل به این هدف، پژوهشگران را تشویق میکنیم که مقالات معتبر و چاپ نشده خود را برای چاپ به این نشریه ارسال نمایند.
«شایان توجه است فقط مقالاتی جهت انتشار در این نشریه مورد بررسی قرار میگیرند که قبلاَ در نشریات و کنفرانسهای دیگر به چاپ نرسیده باشند.»
درباره نشریه مطالعات راهبردی مالی و بانکی
ناشر: نشر رئا
فرمت: الکترونیکی و چاپ برای نویسندگان
شاپا چاپی: 1570-2981
شاپا الکترونیکی: 1589-2981
منشور اخلاقی: «این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) میباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.»
هزینهها انتشار و داوری:رایگان
نوبتهای چاپ:فصلنامه
دسترسی قبلی:دارد
زبان نشریه:فارسی (چکیده انگلیسی)
حوزه تخصصی: مدیریت مالی،بانکی، فناوری مالی، حسابداری و مباحث بین رشتهای
دسترسی به مقالات:رایگان و آزاد
وضعیت نمایهها: Google Scholar،سیویلیکا، نورمگز،SID و ...
نوع داوری: فرایند داوری تخصصی به صورت داوری بسته و حداقل 2 داور و 1 داور تطبیق
زمان بررسی مقالات و اعلام نتایج: زمان بررسی اولیه مقالات 7 روز کاری میباشد. سپس برای داوران ارسال میگردد. نتیجه نهایی طی بازه 1 لغایت 3 ماه تعیین میشود.
حق کپی رایت:
ایمیل مجله:fbsjornal@gmail.com
«دسترسی به مقالات این سایت آزاد و رایگان است»
«این نشریه، سرقت علمی و ادبی را با استفاده از نرمافزارهای مشابهیاب (سمیم نور) مورد بررسی قرار داده و با آن مقابله میکند»
چکیده هدف: این پژوهش با توجه به اهمیت اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی در شرایط تورمی و نقش آن در اثربخشی سیاست پولی، مهار تورم و پایداری نظام بانکی، با هدف تبیین تاثیر شفافیت اطلاعات و کیفیت گزارشگری مالی بانکها بر اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی، با میانجیگری ادراک انصاف و صیانت حقوقی ذینفعان انجام شد. روششناسی پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی بود. جامعه آماری شامل مشتریان حقیقی بانکهای شهر تهران بود که ۴۰۰ نفر از آنان با استفاده از نمونهگیری ترکیبی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته ۶۸ گویهای گردآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی و آزمون سوبل تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که هر دوازده فرضیه پژوهش معنادار بودند. در مسیرهای مستقیم، صیانت حقوقی بیشترین اثر را بر اعتماد داشت (0.448) و پس از آن ادراک انصاف قرار گرفت (0.302)، در حالی که اثرات مستقیم شفافیت اطلاعات (0.103) و کیفیت گزارشگری مالی (0.098) ضعیفتر اما معنادار بودند. همچنین، اثرات غیرمستقیم شفافیت اطلاعات بر ادراک انصاف (0.075)، کیفیت گزارشگری مالی بر ادراک انصاف (0.129)، شفافیت اطلاعات بر صیانت حقوقی (0.068) و کیفیت گزارشگری مالی بر صیانت حقوقی (0.091) همگی در سطح 0.01 معنادار بودند. مقادیر VAF در دامنه 0.398 تا 0.569 قرار داشت. ضریب تعیین متغیر اعتماد برابر با 0.681 و شاخصهای GOF = 0.603 و SRMR = 0.062 بود که برازش مناسب مدل را نشان دادند. اصالت/ارزش افزوده علمی: ارزش افزوده این پژوهش در ارایه و آزمون مدلی است که نقش شفافیت اطلاعات و کیفیت گزارشگری مالی بانکها را در شکلگیری اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی، با در نظر گرفتن همزمان نقش میانجی ادراک انصاف و صیانت حقوقی ذینفعان، تبیین میکند. یافتهها نشان میدهد که در شرایط تورمی، این عوامل بیش از آنکه صرفا از طریق اثرات مستقیم بر اعتماد عمل کنند، از مسیر تقویت ادراک انصاف و صیانت حقوقی به بازسازی اعتماد مشتریان به ارزش پول ملی کمک میکنند.
چکیده هدف: بررسی تأثیر اصول بازار و سوگیریهای رفتاری بر تصمیمات سرمایهگذاری سهامداران با توجه به نقش تعدیلی عدم اطمینان در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران. روششناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است. دادههای 295 نفر از تحلیلگران مالی و سهامداران حقیقی فعال در بورس، با تمرکز بر سهامداران شهر مشهد، در سالهای 1404 تا 1405 و از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری شد. دادهها با استفاده از معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و PLS تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد اصول بازار تأثیر منفی و معناداری بر تصمیمات سرمایهگذاری دارند، در حالی که سوگیریهای رفتاری تأثیر مثبت و معناداری بر این تصمیمات دارند. همچنین، عدم اطمینان در روابط میان متغیرهای پژوهش نقش تعدیلی دارد. یافتهها بر اهمیت عوامل روانشناختی در کنار اصول عقلایی بازار در تصمیمگیری سرمایهگذاران تأکید میکنند. اصالت/ارزش افزوده علمی: نوآوری پژوهش در بررسی همزمان عوامل عقلایی و رفتاری و نقش تعدیلی عدم اطمینان در تصمیمات سرمایهگذاری در بورس تهران است.
چکیده هدف: این پژوهش با هدف تحلیل ساختار وابستگی متقابل و خوشهبندی ریسک بازار در صنعت بانکداری ایران انجام شده است. هدف شناسایی کانونهای اتصال، پلهای ارتباطی و گروههای رفتاری بانکها، بررسی پویایی زمانی همحرکتی آنها و ارائه راهکارهای عملیاتی برای مدیریت ریسک شبکهای و پایش ثبات مالی است.
روششناسی پژوهش: بازده هفتگی سهام ۹ بانک طی دوره ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵ (۵۹۳ هفته) محاسبه و پس از پالایش صدکی، ماتریس همبستگی پیرسون برآورد شد. سپس با تبدیل همبستگی به فاصله، درخت پوشای کمینه و شبکه همبستگی آستانهدار (۰٫۲۵) ساخته و شاخصهای مرکزیت محاسبه گردید. خوشهبندی سلسلهمراتبی وارد برای گروهبندی بانکها و همبستگی غلتان ۵۲ هفتهای برای رصد پویایی زمانی به کار رفت.
یافته ها: همبستگیها مثبت اما ناهمگناند؛ بالاترین ضریب میان صادرات و تجارت (۰٫۷۷۳) و کمترین همبستگیها مربوط به بانک شهر است. در درخت پوشای کمینه، صادرات با بینابینی ۲۳ دروازهبان اصلی و تجارت کانون دوم شبکهاند. در شبکه قوی، تجارت (قدرت ۳٫۹۵) و صادرات (۳٫۸۸) بیشترین شدت اتصال را دارند. خوشهبندی سه گروه را شناسایی کرد: هستهای ششتایی، لایهای میانی (اقتصاد نوین و پست بانک) و پیرامونی منفرد (شهر). همبستگی غلتان در دوره کووید-۱۹ (میانگین ۰.۴۳۸) و تنشهای منطقهای (میانگین ۰.۴۳۰) نسبت به میانگین کل دوره (۰.۳۶۷) افزایش یافت که نشاندهنده تشدید همحرکتی و تضعیف موقت اثر تنوعبخشی در بحران است.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ترکیب همزمان چند ابزار شبکهای بر بازده هفتگی بلندمدت و پوشش شوکهای اخیر، تصویری چندلایه از ساختار اتصال بانکی ایران ارائه میکند و میان الگوی رفتاری و شدت اتصال تفکیک قائل میشود؛ رویکردی که در مطالعات پیشین کمتر دیده شده و مکمل پژوهشهای مبتنی بر داده بینبانکی است.
چکیده هدف: استقرار فناوری هوش مصنوعی در بانکها علاوه بر منافع، با هزینههای و ریسکهایی همراه است. پراکندگی یافتههای پژوهشهای پیشین، ضرورت ارائه تصویری جامع از پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری جهت تدوین فرآیندهای بهینه در بهکارگیری آن را آشکار میسازد. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری انجام شده است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع دادهها، کیفی است. منابع مرتبط از طریق جستوجوی نظاممند کلیدواژههای فارسی و انگلیسی در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی، از جمله اسکوپوس، وب آو ساینس، ساینسدایرکت، نورمگز، مگیران، و غیره در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ میلادی و ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۵ خورشیدی شناسایی شدند. پس از بررسی، ۳۲ مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش فراترکیب هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو انجام گرفت و اعتبار دستهبندیها و یافتهها نیز با شاخص کاپا، روایی صوری و نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل، به استخراج ۱۶۹ کد پایه منجر شد که پس از مقایسه، ادغام و طبقهبندی مفاهیم هممعنا، در قالب ۶۵ کد مفهومی و ۱۳ مقوله اصلی سازماندهی شدند. مقولههای شناساییشده شامل منافع اقتصادی، عملیاتی و فرایندی، راهبردی و سازمانی، و غیره، هزینههای آشکار و پنهان، ریسکهای فنی، دادهای و امنیتی، حاکمیتی، اجرایی و غیره هستند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: نتایج پژوهش نشان داد که بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری پدیدهای چندبعدی است و نمیتوان آن را صرفاً از منظر افزایش کارایی یا کاهش هزینه ارزیابی کرد. چارچوب ارائهشده میتواند به مدیران بانکها، سیاستگذاران و نهادهای ناظر کمک کند تا با ارزیابی همزمان منافع، هزینههای آشکار و پنهان و ریسکهای استقرار، تصمیمهای دقیقتر و متوازنتری درباره طراحی، اجرا و توسعه سامانههای هوش مصنوعی اتخاذ کنند.
چکیده هدف: امروزه برخی از محققان معتقدند که نوسانات نرخ ارز باعث کاهش ورود گردشگران میشود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری در اقتصاد ایران در دوره زمانی سهماهه اول 1390 تا سهماهه چهارم 1400 تبیین گردید. روششناسی پژوهش: در اغلب تحقیقات گذشته از انحراف معیار میانگین متحرک لگاریتم نرخ ارز بهعنوان معیاری جهت محاسبه نوسانات نرخ ارز استفاده شده است، اما در این تحقیق معیار جدیدی برای ارزیابی نوسانات نرخ ارز منظور گردید. روش تحقیق مورداستفاده مبتنی بر نظریه هم انباشتگی، جمله تصحیح خطای معیار نوسانات نرخ ارز با استفاده از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون توزیع شده با وقفه (ARDL) برای هم انباشتگی میباشد. یافتهها: نتایج نشان داد: 1- علاوه بر جاذبههای بازدید از کشورها، همانطور که انتظار میرود نسبت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمتهای نسبی، تاثیر مثبت و معناداری بر جریان گردشگری دارد، 2- ضریب قیمتهای نسبی در بیشتر موارد منفی و معنادار است، به این معنی که سطح قیمت نسبی بین کشور مبدا و مقصد اثر مهم و منفی دارد و 3- نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری و ورود گردشگران تاثیر زیادی دارد. اصالت/ارزشافزوده علمی: نوسانات نرخ ارز بر ورود گردشگران خارجی به ایران اثر منفی و معنیداری دارد؛ بنابراین، لازم است که سیاستگذاران در طراحی تدابیر سیاستی خود این مقوله را درنظر بگیرند. اگرچه در سالهای اخیر با افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش ورود تعداد قابلتوجهی گردشگر خارجی به ایران میرود، اما افزایش نرخ تورم در سالهای اخیر، مزیت ارزان بودن مسافرت به ایران را به خاطر افزایش نرخ ارز از بین برده است.
امیر بهادر مروت، فرهاد نظری زاده، احمد حقیری دهبارز
چکیده هدف: سرعت بالای تغییرات فناوری، استفاده هر چه گستردهتر از هوش مصنوعی را سبب گشته است و صنایع مختلف را بر آن داشته تا در جهت پیشبرد اهداف، افزایش کیفیت و کاهش هزینههای خود توجه ویژهای به این پدیده نوظهور داشته باشند. صنعت بانکداری همگام با سایر صنایع در تلاش است تا با بهکارگیری هوش مصنوعی کیفیت خدمات خود را بهبود و موجبات رضایت مشتریان را فراهم آورد. پژوهش پیش رو با هدف، شناسایی کاربردها، وضعیت کنونی و سناریوهای آینده بهکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق1410 ارایه شده است. روششناسی پژوهش: ابتدا با انجام مطالعات کتابخانهای کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری احصا و در گام بعد با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، 24 خبره و کارشناس بانکی انتخاب و از طریق مصاحبه ساختار نیافته (عمیق) و با استفاده از نرمافزار مکس کیودا وضعیت کنونی کاربرد هوش مصنوعی در بانکداری شناسایی و تحلیل گردید، سپس بر اساس نظر خبرگان و با استفاده از روش جیبیان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 ترسیم گردید. یافتهها: بنابر یافتهها، در حال حاضر در سه فرآیند، امنیت و جلوگیری از تقلب، ریسک اعتباری و شناسایی فعالیتهای پولشویی و تامین مالی تروریسم از هوش مصنوعی بهره گرفته میشود و بیشترین کاربرد در حوزه امنیت و جلوگیری از تقلب است. همچنین، بر پایه دو عدمقطعیت اصلی، فعالیت بینالمللی بانک و حمایت مدیران ارشد، چهار سناریوی نفوذ مقتدرانه، توفیق اجباری، رویش در حصر و مرگ خاموش به عنوان سناریوهای آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری در افق 1410 نگاشته شد. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش ضمن شناسایی کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری، وضعیت کنونی بهکارگیری هوش مصنوعی بررسی و آینده کاربرد هوش مصنوعی در صنعت بانکداری ایران در افق 1410 ترسیم گردید.
چکیده هدف: این پژوهش به بررسی تاثیر عوامل پیشبین نظیر، زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، سطح تعاملپذیری سیستمهای بانکی، منابع انسانی، منابع مالی و سیاستها و قوانین بر توسعه زیرساخت کلان داده در نظام بانکداری ایران میپردازد. روششناسی پژوهش: دادههای مورد استفاده از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت از 104 نفر از کارکنان بانکهای ملی، صادرات، ملت، تجارت و سپه در استان همدان جمعآوری شده است. یافتهها: نتایج آزمونهای همبستگی نشان میدهد که تمامی متغیرهای پیشبین بهطور مثبت و معنادار با زیرساخت کلان داده مرتبط هستند. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان میدهد که حدود %56 از تغییرات در زیرساخت کلان داده توسط این عوامل توضیح داده میشود (R²=0.560). همچنین، پایایی ابزاری مورد استفاده با مقادیر آلفای کرونباخ بین 0.769 تا 0.821 تایید شده است. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافتههای بهدست آمده با نتایج مطالعات پیشین داخلی و بینالمللی همسو بوده و بر اهمیت بهبود زیرساختهای فناوری اطلاعات، ارتقای تعاملپذیری سیستمها، تقویت تخصص نیروی انسانی، تخصیص منابع مالی مناسب و تدوین سیاستهای حمایتی بهعنوان شروط اساسی توسعه فناوری کلان داده تاکید میکند؛ بنابراین، توجه به این عوامل میتواند زمینهساز افزایش کارایی و رقابتپذیری نظام بانکی ایران در عرصه دیجیتال گردد.
چکیده این پژوهش بر اساس روش مبتنی بر منطق به تجزیهوتحلیل مالی دوپونت از عملکرد تجاری 30 شرکت بزرگ بازار سرمایه تهران برای دوره زمانی 1398 الی 1400 پرداخته است. در این پژوهش با استفاده از مدل ریاضی به تجمیع منطقی مولفهها بهمنظور مدلسازی الگوهای احتمالی مطابق با مدلهای تجاری استفاده شده است. همچنین مدلهای ریاضی بهدستآمده برای محاسبه سطح تحقق الگوهای مشاهدهشده استفاده گردید. نتایج بهدستآمده نشان داد که تجمیع منطقی سوای از مدلهای اقتصادسنجی میتواند برای تحلیل عملکرد مالی شرکتها بر اساس نسبت دوپونت مناسب باشد و همچنین از بین شرکتهای بزرگ بورس اول بانک ملت (با وزن %49)، دوم مخابرات ایران (با وزن %48) و سوم پتروشیمی بوعلی سینا با وزن (%28) بالاترین کیفیت برای سرمایهگذاری را بر اساس الویت سرمایهگذاری را کسب کردند.
چکیده افشای حسابداری از طریق انتشار گزارشهای مالی سالانه شرکتها صورت میگیرد. اطلاعات افشاشده باید دارای ویژگیهای مناسبی باشد که قابلیت درک برای گروههای استفادهکننده را تسهیل نماید. از طرفی اعتبار گزارشهای مالی با استخدام حسابرسان مستقل ایجاد میشود که هزینههای حسابرسی قابلتوجهی را برای دستیابی به این اعتبار ایجاد میکند. خوانایی گزارشهای مالی یکی از مسایلی است که بر عملکرد اعتباردهی حسابرس و هزینههای حسابرسی اثرگذار است. به نظر میرسد، گزارشهای مالی سالانه پیچیده که خوانایی کمتری دارند، باعث افزایش میزان آزمونهای موردنظر حسابرسان شوند و برعکس گزارشهای مالی با خوانایی بالا، آزمونهای اثباتی حسابرس، زمان و هزینه رسیدگی را کاهش دهند. هدف از بررسی پژوهش حاضر ارزیابی اثر خوانایی گزارشهای مالی بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بر حقالزحمه حسابرسی طی سالهای 1383 تا 1400 است. برای این منظور 10 بانک پذیرفتهشده طی این سالها با روش پنل نامتوازن موردبررسی قرار گرفتند. برای سنجش خوانایی گزارشهای مالی از سه شاخص فاگ، فلش و طول گزارش استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که خوانایی گزارشهای مالی بر حقالزحمه حسابرسی اثر دارد، اما حسابرسی نخستین شدت این ارتباط را تقویت نمیکند. همچنین نتایج نشان داد که دوره تصدی حسابرسان نقش تعدیلگر برای ارتباط خوانایی و حقالزحمههای حسابرسی ایفا میکند.
چکیده تسهیلات بانکی در واقع همان خروجیهای اصلی بانک است که از طریق آن نقدینگی جامعه که بهصورت سرگردان در سطح جامعه قرار گرفته، به مبادی تعریفشده و هدفمند اقتصادی تزریق میشود. در این راستا، یکی از عمدهترین مسایلی که تصمیمگیرندگان در بانکها با آن مواجه هستند اولویتبندی متقاضیان دریافت وام است. از این رو، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر و تدوین مدلی برای سنجش ریسک اعتباری مشتریان و تعیین یک الگوریتم مناسب برای اولویتبندی متقاضیان در بانکها بهصورت موردی در بانک سپه انجام شد. در این پژوهش، قضاوتهای شهودی و نادقیق کارشناسان بهصورت دادههای فازی مردد درنظر گرفته شد و یک الگوریتم ساده مبتنی بر فاصله پیشنهاد شد. خروجی الگوریتم پیشنهادی یک رتبهبندی دقیق از متقاضیان دریافت تسهیلات بانکی است. مساله مطرحشده در این پژوهش یک مساله تصمیمگیری است که همواره بهصورت شهودی انجام میشود و تا کنون پژوهشی به ارایه الگوریتم اولویتبندی در این زمینه نپرداخته است.
چکیده هدف:توکنیزهسازی اوراق قرضه با وعدههای گستردهای چون افزایش نقدینگی، کاهش هزینههای تراکنش و... همراه بوده است. با این حال، ادبیات موجود پراکنده و گاه متعارض است و تصویری جامع از اثرات واقعی این پدیده ارایه نمیدهد. هدف این پژوهش، یکپارچهسازی نظاممند یافتهها و ارایه تحلیلی کلنگر از مزایا، موانع و تاثیرات ساختاری توکنیزهسازی بر بازار اوراق قرضه است روششناسی پژوهش: این مطالعه با روش فراترکیب و بر اساس الگوی سندلوسکی انجام شد. از میان مقالات شناساییشده، ۲۵ مقاله با ابزارCASPارزیابی کیفی و از طریق سنتز موضوعی در سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی مضامین توصیفی و توسعه مضامین تحلیلی، ترکیب گردیدند. پایایی یافتهها با ضریب کاپای کوهن، ضریب همبستگی درونردهای و پنل خبرگان تایید شد. یافتهها:سه مضمون فراگیر استخراج گردید: 1- مزایای عملی شامل کاهش زمان تسویه و هزینههای تراکنش، هرچند افزایش نقدینگی محقق نشده است؛ 2- هزارتوی نظارتی شامل ابهامات حقوقی و پراکندگی چارچوبهای قانونی که چرخه معیوبی از عدمقطعیت میآفریند و 3- تکامل ساختاری بازار که بیانگر پارادوکسی اساسی است: فناوری غیرمتمرکز به حذف واسطهها منتهی نشده، بلکه به بازآفرینی آنها در مدلهای هیبریدی انجامیده است. اصالت/ارزشافزودهعلمی :پژوهشهای قبلی بهصورت جزیرهای بر کارایی، نظارت یا ساختار فنی متمرکز بودهاند. این مطالعه برای نخستین بار این سه جریان را در چارچوبی یکپارچه تلفیق کرده و «پارادوکس حاکمیت» را کشف میکند: مزایای فناورانه تحتفشار موانع نظارتی، به بازآفرینی واسطهها بهجای حذف آنها میانجامد. این چرخه بازخوردی، نوآوری نظری اصلی مقاله بوده و با تبیین تکامل هیبریدی بازارها، نقشه راهی برای سیاستگذاران فراهم میآورد.