ارایه یک استراتژی جدید برای تشکیل سبد سهام هموزن با استفاده از سنجههای ریسک مختلف: یک مطالعه تجربی از شاخص S&P500
صفحه 1-10
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.194488
مصطفی شبانی، حسین قنبری، عمران محمدی
چکیده هدف: در زمینه مدیریت سرمایهگذاری، متنوعسازی یک عنصر کلیدی جهت مدیریت ریسک است که در میان رویکردهای مختلفی که برای آن وجود دارد، تشکیل سبد سهام هموزن یک رویکرد ساده و کارآمد به شمار میرود. ازاینجهت که ارزیابی و مدیریت ریسک از دست دادن سرمایه نقش حیاتی در فرآیند تصمیمگیریهای مالی دارد، این پژوهش قصد دارد تا یک رویکرد جدید بر پایه استراتژی تشکیل سبد سهام هموزن ارایه کند تا کارایی رویکرد مذکور را افزایش دهد.
روششناسی پژوهش: رویکرد پیشنهادی این پژوهش شامل تلفیق استراتژی تشکیل سبد سهام هموزن و ابزارهای سنجش و ارزیابی ریسک است. این رویکرد نوآورانه با هدف ارایه یک استراتژی جامعتر و کاراتر در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری ارایه شده است. در این رویکرد ابتدا سهام با سنجههای ریسک رایج در ادبیات مدیریت سرمایهگذاری مورد ارزیابی قرار میگیرد و غربالگری میشوند و سپس با استفاده از استراتژی تشکیل سبد سهام هموزن، یک سبد سرمایهگذاری از سهام باقیمانده تشکیل میگردد. سنجههای ریسک مورداستفاده در این تحقیق شامل واریانس، انحراف معیار، نیم انحراف معیار، ارزش در معرض ریسک، ارزش در معرض ریسک شرطی، ارزش در معرض ریسک آنتروپیک، افت در معرض ریسک، افت در معرض ریسک شرطی و افت در معرض ریسک آنتروپیک است.
یافتهها: بهمنظور ارزیابی رویکرد پیشنهادی روش مذکور روی یک مطالعه موردی تجربی از دنیای واقعی با استفاده از دادههای تاریخی ماهانه از نمادهای شاخص S&P 500 صورت گرفت و جهت اعتبارسنجی آن نیز با نتایج حاصل شده با نتایج حاصل از رویکرد پایهی تشکیل سبد سهام هموزن مقایسه گردید. یافتههای تجربی این مطالعه دارای پیامدهای عملی برای سرمایهگذاران و مدیران صندوقهای سرمایهگذاری است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با یک دیدگاه نوآورانه به غربالگری سهام و تشکیل سبد سرمایهگذاری میپردازد که میتوان از آن بهعنوان یک معیار سنجش نیز بهرهمند شد.
بررسی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و بازده سهام با تاکید بر نقش تعدیلی محافظهکاری شرطی در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران
صفحه 11-24
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.451555.1079
علی کیانی، نیلوفر ذالک زاده
چکیده هدف: عدم تقارن اطلاعات میان مدیریت و افراد برونسازمانی موجب اعمال محافظهکاری بیشتری در گزارشگری مالی میشود. محافظهکاری هم به نوبه خود انگیزه و توان مدیران را در دستکاری اطلاعات حسابداری، تقلیل و بدین ترتیب هزینههای نمایندگی ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش میدهد. در پژوهش حاضر افزون بر بررسی تاثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر بازده سهام، تاثیر محافظهکاری شرطی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی با بازده سهام در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران نیز مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
روششناسی پژوهش: بدین صورت که محقق پس از طرح مبانی نظری و فرضیههای پژوهش، از طریق نمونهگیری به روش حذف سیستماتیک تعداد 114 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران را در یک قلمروی زمانی هفت ساله (1400-1394) بهعنوان نمونه آماری برگزید و پس از استخراج دادههای لازم برای آزمون فرضیهها از مدل رگرسیونی خطی چندگانه با استفاده از نرمافزار اقتصادسنجی Eviews 14 پرداخت.
یافتهها: یافتههای پژوهش ضمن تایید فرضیهها، این نتیجه را دربر داشت که اولا عدم تقارن اطلاعاتی بر بازده سهام تاثیر مثبت و معناداری دارد و ثانیا محافظهکاری بهطور مستقیم روی بازده سهام تاثیر ندارد، اما افزایش آن موجب تضعیف شدت رابطه مستقیم بین عدم تقارن اطلاعاتی و بازده سهام خواهد شد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: بنابراین، در مواقعی که عدمتقارن اطلاعات شرکتها بالا میباشد، مدیران شرکتها تخمینی محافظهکارانه از اطلاعات بازار ایجاد خواهند کرد. از اینرو عدم تقارن اطلاعات بهطور بالقوه میتواند منجر به اشتباهات یا ریسکهای بزرگی گردد.
طراحی و تبیین مدل بهبود در جذب، نگهداشت و وفادارسازی مشتریان شرکتی و تجاری از طریق افزایش رضایت در حسابجاری با نظریهپردازی داده بنیاد
صفحه 25-35
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.462203.1087
غلامرضا پناهنده خوجین، علی ابدالی
چکیده هدف: یکی از چالشهای اساسی در بانکداری شرکتی و تجاری جذب، نگه داشت و وفادارسازی مشتریان است. هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تبیین مدل بهبود در جذب، نگه داشت و وفادارسازی مشتریان حقوقی در محصول حسابجاری در بانک سپه است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش دارای رویکردی کیفی بوده و از روش داده بنیاد بهعنوان روش تحقیق استفاده شده است. روش جمعآوری دادهها، مرور تحقیقات قبلی انجامشده و همچنین مصاحبه عمیق و باز با 22 نفر از خبرگان و متخصصان آگاه از موضوع شامل (مدیران، معاونین، روسای حوزه و کارشناسان بانکی) بوده است. روایی این پژوهش توسط مصاحبهشوندگان و سپس اساتید متخصص در این زمینه موردبررسی قرارگرفته و پایایی نیز با استفاده از روش مطالعه حسابرسی فرایند نتایج بهدست آمده است. برای تحلیل دادهها از روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.
یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها نشان میدهد که مدل بهبود در جذب، نگه داشت و وفادارسازی مشتریان شرکتی و تجاری در محصول حسابجاری دارای مولفه اساسی تحت عنوان سیاستهای تولید و عرضه خدمات و عوامل مربوط به فناوری و مالی و حرفهای میباشد که بهبود در جذب و نگه داشت مشتریان شرکتی و تجاری در گرو کنترل و مدیریت برتر این مولفهها است.
اصالت/ارزش افزوده علمی: ارایه مدل بهبود در جذب، نگه داشت و وفادارسازی مشتریان شرکتی و تجاری در محصول حسابجاری.
بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری
صفحه 36-44
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.193850
مصطفی حیدری هراتمه، بهنام ابراهیمی
چکیده هدف: امروزه برخی از محققان معتقدند که نوسانات نرخ ارز باعث کاهش ورود گردشگران میشود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری در اقتصاد ایران در دوره زمانی سهماهه اول 1390 تا سهماهه چهارم 1400 تبیین گردید.
روششناسی پژوهش: در اغلب تحقیقات گذشته از انحراف معیار میانگین متحرک لگاریتم نرخ ارز بهعنوان معیاری جهت محاسبه نوسانات نرخ ارز استفاده شده است، اما در این تحقیق معیار جدیدی برای ارزیابی نوسانات نرخ ارز منظور گردید. روش تحقیق مورداستفاده مبتنی بر نظریه هم انباشتگی، جمله تصحیح خطای معیار نوسانات نرخ ارز با استفاده از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون توزیع شده با وقفه (ARDL) برای هم انباشتگی میباشد.
یافتهها: نتایج نشان داد: 1- علاوه بر جاذبههای بازدید از کشورها، همانطور که انتظار میرود نسبت تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمتهای نسبی، تاثیر مثبت و معناداری بر جریان گردشگری دارد، 2- ضریب قیمتهای نسبی در بیشتر موارد منفی و معنادار است، به این معنی که سطح قیمت نسبی بین کشور مبدا و مقصد اثر مهم و منفی دارد و 3- نوسانات نرخ ارز بر جریان گردشگری و ورود گردشگران تاثیر زیادی دارد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: نوسانات نرخ ارز بر ورود گردشگران خارجی به ایران اثر منفی و معنیداری دارد؛ بنابراین، لازم است که سیاستگذاران در طراحی تدابیر سیاستی خود این مقوله را درنظر بگیرند. اگرچه در سالهای اخیر با افزایش نرخ ارز، انتظار افزایش ورود تعداد قابلتوجهی گردشگر خارجی به ایران میرود، اما افزایش نرخ تورم در سالهای اخیر، مزیت ارزان بودن مسافرت به ایران را به خاطر افزایش نرخ ارز از بین برده است.
بررسی تاثیر ساختار کمیته حسابرسی داخلی و کیفیت سازمانی بر ثبات مالی بانکهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران
صفحه 45-59
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.190908
محمد محمدی، گلاره مرتضایی، سمیرا نجفی
چکیده هدف: بررسی تاثیر ساختار کمیته حسابرسی داخلی بانک و کیفیت سازمانی بانک بر ثبات مالی بانکها است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش از نوع مطالعه کتابخانههای و تحلیلی-علی بوده و مبتنی بر تحلیل دادههای تابلویی (پانل دیتا) است. در این پژوهش اطلاعات مالی 10 بانک پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1395 تا 1400 بررسی شده است (60 بانک-سال).
یافتهها: نتایج تحقیق در ارتباط با تایید فرضیه 1 پژوهش نشان از آن داشت که ساختار کمیته حسابرسی داخلی بانک بر میزان ثبات مالی بانک تاثیر مثبت و مستقیمی میگذارد. درنهایت با توجه به تجزیهوتحلیلهای صورت گرفته در ارتباط با تایید فرضیه 2 پژوهش به این نتیجه رسیدیم که کیفیت سازمانی بانک بر میزان ثبات مالی بانک تاثیر مثبت و مستقیمی میگذارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: در سالهایی که بانکها دارای بدهی سنگین بودهاند و عهد و پیمانهای مالی خود را نقض میکردند، مدیران این بانکها با استفاده از تکنیکهای مدیریتی نوین دست به اقدامات مدیریت سود زده و طلبکاران را متقاعد کرده و یک تصویر خوب مالی از بانک را به نمایش میگذاشتند. کاهش کیفیت سازمانی بانکها، در اثر رشد نقدینگی بالا ایجاد شده و یکی از راههای برونرفت بازار سرمایه از بحران مالی ایجادشده توسط بانکها، افزایش کیفیت حسابرسی کمیتههای حسابرسی داخلی و استفاده از سود کسبشده در گسترش اعطای وام به واحدهای تولیدی و خدماتی میباشد. بسیاری از بانکهایی که نزدیک به مرز ورشکستگی شدند، اجرای تعهدات مالی آنها بهسختی انجام میشد. با توجه به هزینههای ناشی از عدم استفاده از کمیتههای حسابرسی داخلی، عواقب اصلی بازگشت سود پایینتر از سرمایهگذاری، نقدینگی کمتر، ارزیابی مجدد خطرات نوسانپذیری کیفیت سازمانی، مشکل بازپرداخت وامهای بلندمدت و منابع مالی دیگر، بحران مالی بانکها گسترش یافته و تنها راه نجات از بحران اتفاق افتاده در دسترس بودن اعتبارات با سود پایین، سیاستهای اقتصادی جدید و تضمین دولتی و درنهایت افزایش کیفیت سازمانی بانکها میباشد.
بررسی و تحلیل نقش تحریمهای اقتصادی در سرریز بازده به بازارهای سهام، ارز و سکه طلا
صفحه 60-72
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.194532
محمدباقر محمدی نژاد پاشاکی
چکیده هدف: شناسایی و کمیسازی اثرات سرریز در بازارهای مالی یکی از مباحث مهم علم مالی میباشد. با آگاهی از کانالهای سرریز و اندازهگیری اثرات سرریز در بازارها میتوان از اختلالات و بینظمی در بازارها جلوگیری کرد و با برقراری شرایط ثبات و آرامش در بازارها زمینه رشد و توسعه اقتصادی را فراهم نمود. با توجه به شرایط حاکم بر کشور و تحریمهای اقتصادی گوناگون از سوی کشورهای غربی حال سوال این است که در شرایط متفاوت تحریمهای اقتصادی اثرات سرریز به بازارها چگونه است؟ لذا جهت پاسخ به سوال فوق هدف این پژوهش بررسی و سنجش اثر سرریز بازده دردورههای متفاوت تحریمهای اقتصادی است.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش دادههای روزانه مربوط به بازارهای سهام ، ارز و سکه طلا طی دوره زمانی 14/09/1387 الی 11/10/1401 با استفاده از مدل VARMA-AGARCH مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای بررسی دقیقتر نقش تحریمها در سرریز بازده، دورههای پژوهش به چهار دوره شامل دو دوره تحریمی شدید (دورههای دوم و چهارم پژوهش) و دو دوره تحریمی غیر شدید (دورههای اول و سوم پژوهش) دستهبندی شدند.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان دهنده رابطه مستقیم و مثبت بین شدت تحریمهای اقتصادی با افزایش اثر سرریز بازده در بازارها است که با گردش سرمایهها در بازارهای مختلف موجبات بیثباتی و بینظمی در بازارها را فراهم میکند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با استفاده از یک روش جدید و نوآورانه به بررسی و اندازهگیری اثر سرریز بازده تحت شرایط متغیر تحریم میپردازد که این شرایط متغیر تحریمی میتواند بهعنوان یک عامل موثر در نوسانات بازده در بازارهای مختلف مورد توجه قرار گیرد.
