سنجش عملکرد برند در صنعت پتروشیمی با رویکرد بهبود عملکرد مالی
صفحه 216-232
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.193658
بردیا پوراسمعیل مطلق، عبدالرحیم محتشم
چکیده درحالیکه برند و مدیریت آن در بازاریابی کالا و خدمات مصرفی حکمفرما شده است، برندهای صنعتی در به دست آوردن جایگاه بازاریابی برای خود بسیار کند عمل کردهاند. شاید این امر، ناشی از این باور باشد که برندها در مواجهه با خریدار سازمانی که تصمیماتش بر پایه دلایل منطقی و مستدل است، بسیار ناگویا باشد. فراهمکنندگان محصولات و خدمات در بازارهای پتروشیمی، برای باقی ماندن در عرصه رقابت جهانی، به دنبال به دست آوردن مزیت رقابتی از طریق استفاده استراتژیک و توسعه ارزش برند هستند. رقابت سنگین در صنعت پتروشیمی میان کشورها ایجاب میکند که توجه به بحث برند در اولویت قرار گیرد؛ بخصوص شرکتهای مرتبط با صنعت پتروشیمی در ایران به دلیل مباحث تحریمی، میتوانند با ایجاد برند صنعتی قوی در حفظ مشتریان خود حرکت کنند. در تحقیق حاضر، به طراحی مدل عملکرد برند در صنعت پتروشیمی پرداخته شد. با انجام مصاحبههای منسجم با خبرگان حوزه برند در صنعت پتروشیمی و همچنین مطالعات کتابخانهای به شناسایی مفاهیم و مولفههای اساسی عملکرد برند پرداخته شد. از میان 28 مولفه شناساییشده در تحلیل کیفی، تعداد 11 مولفه باقی ماند که مبنای تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از انجام تحلیل عاملی تاییدی نشان از آن داشت که از بین 11 مولفه مذکور، تنها تعداد 7 مولفه بهطور معنادار و قابلتوجهی، عملکرد برند را تبیین میکنند. این 7 مولفه عبارتند از: بازده فروش، نوآوری در پاسخگویی، الگوبرداری، سرمایه سازمانی برندمحور، استراتژیهای رقابتی سازمانی، کیفیت محصولات، تولید و حجم فروش.
آیا تسهیلات مالی بانکی بر اشتغال بخشهای خدمات و صنعت ومعدن تاثیر دارد؟ (مورد مطالعه بانک سپه)
صفحه 233-243
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.182910
سیامک شکوهی فرد، فرزاد رحیم زاده، هاتف حاضری نیری
چکیده بخش خدمات و صنعت و معدن نقش کلیدی در اقتصاد هر کشور ایفا کرده و تامین اعتبار این بخشها میتواند تاثیرات موثری بر سطح ارزشافزوده و اشتغال داشته باشد. ازآنجاییکه تامین اعتبار در ایران اغلب از طریق سیستم بانکی صورت میگیرد و بانک سپه نیز یکی از بزرگترین بانکهای کشور است، بدین منظور در این تحقیق، با استفاده از دادههای اردبیل در دوره زمانی 1401-1365، تاثیر اعتبارات اعطایی بانک سپه بر سطح اشتغال در بخش خدمات و صنعت و معدن مطالعه شده است. بر اساس نتایج معادلات برآوردی، اعتبارات اعطایی بانک سپه بر بخش خدمات و بخش صنعت و معدن در اردبیل تاثیر مثبت و معنادار بر سطح اشتغال در این بخشها دارد. بهطوریکه در بلندمدت و با فرض ثابت بودن سایر عوامل، %1 افزایش در اعتبارات اعطایی بانک سپه به بخش خدمات و بخش صنعت و معدن، سطح اشتغال در این بخشها را به ترتیب %0/09 و %0/05 افزایش داده است. همچنین بر اساس نتایج حاصلشده، سایر متغیرهای مدل همانند موجودی سرمایه فیزیکی شهرستان و سطح سرمایه انسانی نیز تاثیر مثبت و معنادار بر سطح اشتغال در بخشهای مذکور داشته است.
ارایه مدل برندسازی حسی با تاکید بر فینتک در راستای ارتقای حسابهای جاری بانک سپه
صفحه 244-257
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.196504
مهرشاد شجاعی، حسن رشیدی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارایه مدل برندسازی حسی با تاکید بر فینتک در راستای ارتقای حسابهای جاری بانک سپه بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف اکتشافی و از نظر شیوه جمعآوری دادهها توصیفی-پیمایشی بوده و با روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) مورد تحلیل قرار گرفت. روششناسی آمیخته مبتنی بر اصول پارادایمی پراگماتیسم است. به لحاظ رویکرد، استقرائی و استراتژی مورداستفاده در این پژوهش استراتژی داده بنیاد کلاسیک بوده است. یافتههای بخش کیفی حاکی از این است که 10 مقوله اصلی، 22 مقوله فرعی و 69 کد اولیه شناسایی شدند. مقولههای اصلی شامل حفظ و نگهداشت مشتری، جذب مشتری، تکنیک حواس مشتری، بازاریابی حسی، درگیری عاطفی، فین تک، عوامل رقابتی، استراتژیهای برندسازی حسی، جانبخشی برند، مزیت محصول و خدمات است. یافتههای حاصل از بخش کمی نیز نشان داد که ابعاد بهدست آمده در راستای تقویت و ارتقای حسابهای جاری بانک سپه تاثیر معنیداری دارند. از نظر نوآوری این تحقیق میتوان گفت که برندسازی حسی دانش جوانی است که در حوزه مدیریت تجربه مشتریان شکوفا شده است. بهطورکلی مطالعات اندکی درزمینه برندسازی حسی در کشور انجام شده است. در مطالعه حاضر کوشش بر آن است که گامی فراتر برداشته شود یعنی علاوه بر مفهومسازی موضوع «برندسازی حسی» مدلی جامع و بومی مبتنی بر روش تحقیق علمی و با رویکردی اکتشافی ارایه شود.
بررسی مدلهای تحلیل پوششی دادهها برای تخمین سطوح ورودی/خروجی و بهبودبخشی کارایی سازمانها
صفحه 258-271
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.457547.1083
رضا توکلی مقدم
چکیده در این مقاله مدلهای DEA، برای تخمین سطوح ورودی/خروجی و اعمال ترجیحات مدیر یا تصمیمگیرندگان و نیز بهبودبخشی واحدهای ناکارا در حالت بازهای موردبررسی قرار گرفت. در این مقاله روشی توسط حسینزاده لطفی و همکاران [1] که درمورد تخمین سطوح خروجی بههنگام افزایش سطوح ورودی با فرض بازهای بودن دادهها (مقادیر ورودی و خروجی به صورت بازهای میباشند) است را با استفاده از مدل ارایهشده توسط فروغی و ونچه [2] گسترش داده تا ضمن افزایش سطوح خروجی کاهش و یا عدمتغییر آنها را نیز شامل شود، موردمطالعه قرار گرفت؛ سپس مدلی برای تخمین سطوح ورودی به هنگام تغییر (افزایش، کاهش یا عدمتغییر) سطوح خروجی با دادههای بازهای ارایه شده است.
ارزیابی کارایی و اثربخشی سازمان با تلفیق دو نظام ارزیابی BSC و DEA
صفحه 272-280
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.457582.1085
مهدی یزدانی، حامد کاظمی پور
چکیده روش تلفیقی، عملکرد سازمان از دو زاویه مختلف ارزشآفرینی و بهرهوری ارزیابی میشود. این روش ارتباط بین عملکرد مالی و عملکرد عملیاتی را بهبود میبخشد و به سازمان امکان میدهد تا با دقت بیشتری عملکرد خود را مدیریت کند و تصمیمگیریهای بهتری برای بهبود عملکرد خود اتخاذ کند. درحالیکه مطالعات انجامشده در تحلیل پوششی دادهها بیشتر بهصورت محاسبه کارایی بدون لحاظ نمودن فرآیندهای داخلی سیستمها میباشد. در مطالعه حاضر از رویکرد تحلیل پوششی دادهها برای محاسبه سیستمهای چند فرآیندی مطرحشده و مدل تلفیقی DEA و BSC جهت محاسبه کارایی در راستای استراتژیهای سازمان استفاده میگردد. در این مدل بهسادگی میتوان علت ناکارایی سیستم را در زیر فرآیندها تشخیص داده و برنامههای بهبود آینده را ارایه کرد.
شناسایی و اولویتبندی راهکارهای جذب، نگهداشت و وفاداری مشتریان تجاری و شرکتی در حسابهای جاری بانک سپه
صفحه 281-298
https://doi.org/10.22105/fbs.2024.457573.1084
امیر توتچی
چکیده در هر سازمانی و با هر نوع خدمتی، دانستن شیوههای مختلف حفظ و نگهداشت مشتریان بسیار کلیدی است و ایجاد وفاداری در مشتریان برای درازمدت اقدامی هوشمندانه برای هر کسبوکاری است. لذا هدف اصلی این تحقیق شناسایی و اولویتبندی راهکارهای جذب، نگهداشت و وفاداری مشتریان تجاری و شرکتی در حسابهای جاری بانک سپه در نظر گرفته شده است. تحقیق حاضر از نظر روش توصیفی (چراکه به توصیف هر آن چه که میباشد، بدون دخالت دادن نظر شخصی میپردازد) با هدف کاربردی (چون میخواهد مشکلی را حل کند) و از نوع اکتشافی (چون به دنبال شناسایی راهکارهای جذب، نگهداشت و وفاداری مشتریان تجاری و شرکتی در حسابهای جاری بانک سپه میباشد) است. جامعه موردبررسی را در مرحله اول مدیران ارشد استان، روسا و معاونین شعب بانک سپه تشکیل میدهند. شرکتکنندگان در تحقیق دلفی از ۵ تا 30 نفر را شامل میشوند که ابتدا به پرسشنامه کیفی باز پاسخ دادند و راهکارهای ادبیات را تایید یا رد کرده و در صورت نیاز راهکارهای جدید را اعلام کردند. کمینه تعداد شرکتکنندگان بستگی به چگونگی طراحی روش تحقیق دارد. سپس در مرحله دوم بعد از طراحی پرسشنامه دیمتل از پاسخدهندگان درخواست شد تا به ارتباطات داخلی متغیرها پاسخ دهند. بر این اساس حجم جامعه 30 نفر از خبرگان، شامل مدیران ارشد استان، روسا و معاونین شعب بانک سپه میباشند که درنهایت تعداد 27 پرسشنامه موردقبول قرار گرفت. در این بخش یافتههای اصلی مطالعه (معمولا با ذکر معنیداری آماری) بیان میشوند. به معنای کاری است که شما انجام میدهید و از دیدگاه خود شما است، اگرچه ممکن است برای حمایت از استدلال خود از کارهای تحقیقاتی دیگران استدلال کنید.
